|

سيدمحمد خاتمي در ديدار جمعي از اعضاي شوراي مرکزي و اعضاي فعال "انجمن فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه شيراز" تاکيد کرد: در مورد انتخابات ما قهر نکردهايم؛ بلكه انتظاراتي داريم كه اميدوارم برآورده شود.
وي افزود: ما در انتخابات شرکت ميکنيم و حق ما هم هست که شرکت کنيم؛ بايد زمينه انتخاب آزاد فراهم و هرچه مردم گفتند پذيرفته شود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، به نقل از روابط عمومي بنياد باران ، حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي با اشاره به اينکه تجربه تاريخي ما مبني بر اجماع بر نخواستن است، تاکيد کرد: ما بر روي خواستهها اجماع نميکنيم و اصلا خواستههايمان را معين نکردهايم و بعد از آن تلاش نکردهايم تا حول محور آن خواسته اجماع کنيم و حرکت خود را شکل دهيم ؛ اين مشکل بزرگ تاريخي ماست.
رييس بنياد باران وظيفه تشكلهايي چون انجمن فرهنگ و سياست را روشن کردن خواستهها دانست تا اجماع حول خواسته ها شکل گيرد.
وي تاکيد کرد: در مورد ائتلاف متاسفانه هم در مباحث تئوريک و هم در مباحث عملي اين آشفتگيها وجود دارد. اين مشکل در اصولگرايان، اصلاحطلبان و حتي روشنفکران ما هم وجود دارد و اين رسالت انديشمندان و تشكل هاي اصيل است که چنين موضوعاتي را مورد بررسي قرار دهد و از دل آن گفتمان وحدت را پديد آورند. يکي از رسالتهاي ما تبيين اصول اصلاحطلبي است.
خاتمي در ادامه با اشاره به ميلاد امام عصر(عج) انقلاب اسلامي را منسوب به حضرت بقيه الله و اسلام دانست و تاکيد کرد ما افتخار مي کنيم که در اين مسير قدم بر داريم.
خاتمي افزود : آيا آنچه مرضي آن بزرگواران از رسول اکرم(ص) تا حضرت بقيه الله(عج) است، اين است که ما فقط جشنهاي بزرگ بگيريم و به ظاهر به آنها اظهار ارادت کنيم و بعد زندگي اجتماعيمان هيچ گونه ارتباطي با آنها نداشته باشد؟ بايد در زندگي فردي و اجتماعيمان هم نشان دهيم که پيرو آن بزرگان هستيم.
رييسجمهور سابق کشورمان افزود: در سال 56 که درگيريها و کشتارها و چهلم ها اوج گرفته بود امام(ره) اعلام کردند که امسال جشن نيمه شعبان نداريم؛ چون قطعا وضع آن زمان مرضي حضرت بقيه الله نبود و ما بايد اعلام ميکرديم که از اين وضعيت ناراضي هستيم و عزاداريم .همانجا يک عده اي در برابر امام ايستادند و بعضي از کساني که امروز خيلي ادعاي دفاع از اسلام و تلاش براي دفع مفسدين و نزديک دانستن انديشه خود با انديشه اصلي امام را دارند، آن زمان امام را تخطئه کردند ودر قم جشن مفصلي را در دهنکجي به امام برگزار کردند؛ البته بايد ديد کدام يک از اين جريانها در مسير امام زمان هستند.
خاتمي سپس اين مسئله را مسئله اي تاريخي و نه فردي دانست و افزود : در طول تاريخ ما چه مسئله اي وجود داشته ؟ دين چه جايگاهي داشته ؟ سياست خارجي چه جايگاهي داشته ؟ حاکمان استبدادي کجا بوده اند ؟ روشنفکران و نخبگان ما چه جايگاهي داشته اند؟ توده مردم ما در چه وضعيتي بوده اند ؟ و چه تحولات و حوادثي از مشروطيت به بعد و قبل از آن رخ داده است؟ آيا مي توان يک خواست مشترکي را که برآمده از وجدان جامعه باشد استنباط کنيم ؟ اگر مي خواهيم خدمتي به مردم ، جامعه و تاريخمان انجام دهيم بايد همسوي با اين خواست تاريخي باشيم تا پايگاه تاريخي اجتماعي و مردمي خود را داشته باشيم و گفتمان ما متناسب با آن خواست تاريخي باشد.
وي افزود: ما در حرکتهاي اجتماعي 100تا 150 سال گذشته کاملا سه اصل مشترک "آزادي خواهي"، "استقلال خواهي" و "پيشرفت خواهي" برخاسته از وجدان و خواست جامعه را مشاهده مي کنيم و کم و بيش در کشورهايي نظير کشور ما و به خصوص کشورهاي اسلامي و برخي کشورهاي جهان نيز چنين چيزي وجود دارد که هم تحت تاثير دين، هم تحت تاثير شرايط خودشان و هم تحت تاثير شرايط جهاني بوده اند.
رييس بنياد باران تعبير خود از آزادي را با ولنگاري متفاوت دانست و به فرمايش حضرت اميرالمومنين (ع) اشاره کرد که «مقدس نيست امتي که در آن مظلوم نتواند بدون لکنت زبان در مقابل ظالم بايستد و حرفش را بزند و نگراني نداشته باشد».
وي افزود: اگر ما فقط به مسئله آزادي بينديشيم و آن را طبق معيارهايي که ابتدا در غرب تجربه و بعد تعريف شده است بپذيريم مي بينيم از عقل محض کانت تا عقل تاريخي ديلتاي که تاکنون هم تقريبا مورد قبول است ،بسياري از اين تعريف ها در بستر تاريخي و اجتماعي خود شکل گرفته و قابل تعميم به همه جوامع نيست و نمي توان گفت چون غرب در حرکت خود به ليبرال دموکراسي رسيد پس بايد در جامعه ما هم ليبرال دموکراسي راپياده کرد؛ اما آزاديخواهي مسئله مشترک همه انسانها در طول تاريخ بوده و به صورت بارزي در دوران ما تجلي كرده است؛ اما جامعه ما به علت مذهبي بودن و ديني بودن هويت مردم ، اسلامش را هم خواسته حفظ کند.
خاتمي تصريح کرد:هنر امام (ره) ارائه اسلامي بود که با خواست تاريخي مردم ايران مبتني بر آزاديخواهي هماهنگ بود و اسلام ناب هم در عرصه اجتماعي همين است و اصلا انقلاب براي تحقق همين آزادي و استقلال و رفع عقبماندگي صورت گرفت. امروز نسل پيشتاز و روشنفکر ما بايد فاصله خود را با سنت گراياني که هيچ گونه دغدغه اجتماعي نداشته اند و همچنين روشنفکراني که هويت تاريخي مذهبي مردم را ناديده گرفتند مشخص کند.
خاتمي سپس در ادامه گفت: من معتقدم آن اسلام اجتماعي که با خواست تاريخي مردم و سازگار با هويت مذهبي و معنوي مردم بوده است، به صورت جمهوري اسلامي مطرح شده است که در دل آن آزادي يعني آزادي سياسي ،حق اظهار نظر ، حاکميت مردم بر سرنوشت و حق ابراز راي و تعيين کنندگي حضور مردم و مسئول بودن حکومت در برابر مردم و نهادهاي مردمي و قدرت داشتن مردم به جابه جايي قدرت بدون توسل به زور و خشونت وجود دارد و معناي دموکراسي و جمهوري ،هم همين است .
خاتمي در مورد گفتمان چپ مذهبي نيز گفت: گفتمان دهههاي اخير حرکت اسلامي گفتمان چپ بوده است يعني امام اين گفتمان را مطرح نکرده است.امام اسلام و آزادي و سقوط دولت پهلوي را مطرح کرده است و بعضي روشنفکران تحت تاثير فضاي چپ موجود وقت، گفتمان چپ مذهبي را رايج کردند.گفتمان چپ هم در دنيا شکست خورده است و از رده خارج شده است. پس از آن باز آشفتگيهايي به وجود آمده است و گفتمان اصلاح طلبي گاهي تنه به تنه ليبراليزم زده است. چون ما مشخص نکرده ايم نظر مستقل خودمان چيست. اما مي توانم در متن همه جريانات اسلامي روشن، جرياني به نام اصلاح طلبي را ببينم که بايد چارچوب آن را مشخص و از نظر تئوري هم آن را قوي کنيم.
|