تبليغاتX
پارلمان هشتم
 
 
   
 
 

 

کار پارلمان هشتم تا چند روز دگر و با پایان گرفتن دومین دوره انتخابات به پایان می رسد. صداقت و احترام به فهم و شعور مخاطب و اطلاع رسانی به صورت حرفه ای سرلوحه کار من بود. پارلمان هشتم نیازمند نقد های شماست. پارلمان هشتم از امروز کارش پایان می پذیرد و رویش جدید و آغاز دگر باره اش را در وبلاگ خرداد 88 با قوت و قدرت و با حمایت های گرم شما خوبان ادامه می دهد.

از دوستان وبلاگ نویس خواهانم وبلاگ جدید خرداد 88 را لینک نمایند تا ارتباطات و دوستی ها بیش از این گردد.  رئیس جمهور آینده کیست؟ پاسخ این سوال در خرداد 88 معلوم خواهد شد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک و سخنگوی سابق تیم مذاکرات هسته‌ای صبح پنج شنبه در پی یک بحران قلبی به بیمارستانی در شمال تهران منتقل و در بخش CCU بستری شد.

یکی از دوستان حسین موسویان در گفتگو با خبرنگار «شهاب‌نیوز» تایید کرد که این دیپلمات شناخته شده صبح پنج شنبه در پی یک بحران قلبی به بیمارستانی در شمال تهران منتقل شده و بلافاصله در بخش CCU بستری شده است.

وی گفت: موسویان که از عصر چهارشنبه از احساس درد و سوزش شدید در قفسه سینه رنج می‌برد و به دلیل شرایط روحی، با اصرار خانواده‌اش برای مراجعه به پزشک مخالفت می‌کرد؛ اول صبح پنج‌شنبه به بیمارستانی در شمال تهران منتقل شد. پزشکان معالج با توجه به وضعیت جسمی موسویان و آزمایش‌های اولیه، وضعیت قلبی او را بسیار نامناسب تشخیص داده و انجام عمل فوری آنژیوگرافی را ضروری دانستند که عمل نیز انجام شد.

این منبع نزدیک به موسویان افزود: پرونده پزشکی موسویان نشان می‌دهد که قلب وی در اوایل سال گذشته در سلامت کامل بوده است. بر اساس گفته‌های پزشکان؛ استرس‌ها و فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی وارد شده بر وی طی 8 ماه گذشته او را در وضعیت خطرناکی قرار داده تا آن جا که تاخیر در انتقال موسویان به بیمارستان در صبح پنج‌شنبه می‌توانست نتایج فاجعه‌باری در پی داشته باشد.

وی با تاکید بر این که «موسویان همچنان در بخش CCU بستری است» گفت: پزشکان نسبت به نتایج هرگونه استرس و فشار بر موسویان هشدار داده و تاکید کرده‌اند وی پس از ترخیص از بیمارستان، شدیداً بایستی از هر گونه فشار، هیجان و استرس دوری کند.

این منبع آگاه در پایان تاکید کرد: آقای موسویان طی یک سال گذشته در مقابل تمام اتهامات ناروا سکوت کرده و مصالح کشور را بر آبروی خود ترجیح داده است. وی به رغم تمام اتهامات عجیب و غریب رسانه‌ای که مطلقاً دروغ و خبرسازی بود و به رغم شرایط دشوار خانوادگی، باز هم سکوت را ترجیح داد. با این حال، برخی از پیام‌های سیاسی و فشارهای وارده بر موسویان پس از صدور رای دادگاه، وی را در روزهای اخیر از یک روند رسیدگی حقوقی و عادلانه به این اتهامات کاملاً ناامید کرده است.

حسین موسویان حدود دو هفته قبل پس از یک سال جنجال سیاسی و رسانه‌ای، سرانجام از اتهام «جاسوسی» تبرئه شد. با این حال دادگاه به دلیل نگهداری چند سند، وی را به دو سال حبس تعلیقی و 5 سال محرومیت از مشاغل دیپلماتیک و بین‌المللی محکوم کرد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

رئيس‌جمهور و رئيس سازمان گردشگري فاميل شدند.  به گزارش «تابناك»، مراسم عقد پسر دکتر احمدي نژاد و دختر اسفنديار رحيم مشايي شب گذشته برگزار شد.اين مراسم در منزل مشايي در تهران و به صورت ساده و صميمي برگزار شده است.

آقای مشایی گفت در یک تالار کوچک مراسم برگزار شود ولی دکتر احمدی نژاد گفته بود که در منزل برگزار کنیم . مراسم در کمال سادگی و بی تکلفی برگزار شد.

مجلس زنانه در منزل آقای مشایی و مجلس مردانه در منزل همسایه آقای مشایی که یک پدر شهید و شغل وي نيز بنايي می‌باشد، برگزار شد.

تعداد میهمانان مرد 20 نفر و میهمانان زن 25 نفر بودند و خطبه عقد را حاج آقا ثمری خواند.

پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت احمدی نژاد برگزار شد . از شام هم خبری نبود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

۱۵ بهمن ماه ۸۶ ساعت ۱۷:۲۸ آخرین روزی بود که حسام شیرازی از وادی وبلاگ نویسی وداع نموده و دگر هیچ نمی نویسد. من از دلایل ننوشتن حسام کاملا آگاهم چون می دانم بی حرمتی ها و ناجوانمردی ها گاهی صبر و تحمل را به نقطه پایانی می رساند و آدمی عطای نوشتن را به لقایش می بخشد. جفایی که بر حسام شده ورژن دیگرش چندی قبل بر پارلمان هشتم شده بود.

نمی دانم چرا حریم انسان ها اینگونه زیر پای افراد کم خرد خرد می شود یادمان رفته این سخن را که حفظ آبروی انسان ها از حرمت حریم امن کعبه واجبتر و با ارزش تر است؟ انسان هایی که از صفت انسانیت به دورند و از انسان بودن فقط نقابش را به صورت زنده اند چگونه به خود اجازه می دهند با ارزش های الهی و کرامت انسان ها به این راحتی بازی کنند ؟ آیا اینان را روز عقوبت و حسابرسی نیست ؟

حسام شیرازی را ننوشتن بس است او بایستی به این عرصه بازگردد چون جز صداقت و سلامت چیز دگری در نوشته هایش نیست. جامعه مدنی نیازمند انسان های اهل مدنیت و با اصالتی چون حسام است. چراغ اخلاق و مردانگی بایستی شعله ورتر شود تا عرصه برای تاریکی و جهل تنگ تر شود. امثال حسام شیرازی و ایرج فتاح باید بنویسند تا باران صداقتشان غبار از چهره بی نذاکتی ها و کوته بینی ها گشاید. ناصر حضرتی عزیز بیشتر باید بنویسد تا همه را به نوشتن وا دارد بایستی نوشت چرا که قلم توتم ماست و این عرصه بیش از این نباید با رکود و سستی مواجه شود..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

در شرايطي که گزارش تلويزيوني احمدي نژاد درباره برنامه هاي اقتصادي جديد او، راهکارهاي مهار تورم و گراني لغو شده است، همزمان جمعي از نمايندگان مجلس هم خواستار عذرخواهي رئيس جمهور از مردم شدند و به او توصيه کردند به جاي ارائه گزارش هاي پي درپي و وعده هاي مکرر براي مهار تورم و گراني از کارشناسان کارکشته اما حذف شده کشور استفاده کند تا اقتصاد کشور بيش از اين گرفتار تورم و گراني نشود. پيشنهاد نمايندگان مجلس در شرايطي مطرح شده که مسوولان نهاد رياست جمهوري دو روز پيش اعلام کردند محمود احمدي نژاد يکشنبه شب (ديشب) بر صفحه تلويزيون ظاهر خواهد شد و تازه ترين گزارش خود را درباره برنامه هاي اقتصادي اش مستقيماً با مردم در ميان خواهد گذاشت. ظاهراً قرار بوده بعد از اعلام رسمي خبر عزل وزراي اقتصاد و کشور، گزارش تلويزيوني احمدي نژاد هم به فاصله چند ساعت پخش شود. اما ظاهراً در اين راه مشکلاتي پيش آمده است، از جمله جمعي از نمايندگان مجلس و مقامات مملکتي و فعالان سياسي با عزل پورمحمدي مخالفت شديد کردند و در عين حال تصميم به عزل وزير اقتصاد را هم تلاش براي انداختن گناه گراني ها به گردن داوود دانش جعفري قلمداد کردند تا بدين وسيله دامن ساير دولتيان از جمله احمدي نژاد از مساله تورم و گراني پاک شود. ظاهراً بروز چنين مشکلاتي به لغو گزارش تلويزيوني شب گذشته احمدي نژاد و موکول شدن آن به زمان ديگري منجر شده است. البته محمود احمدي نژاد تاکنون چندين بار و طي چندين ساعت از شبکه هاي مختلف صدا و سيما درباره مسائل اقتصادي از جمله گراني و تورم گزارش داده است. گزارش هايي که در سال اول رياست جمهوري اش حاوي انکار هر نوع گراني بود و مقوله تورم را صرفاً سياسي کاري ها و جنگ رواني تعدادي روزنامه قلمداد کرد اما به تدريج به سمت پذيرش گراني حرکت کرد و در عين حال وعده داد ريشه گراني و تورم در سال 1386 کنترل و ميزان تورم تک رقمي خواهد شد اما اينک در سال 1387 آمارهاي رسمي حاکي از تورم 6/18 درصدي است و پيش بيني شده است در سال جاري هم تورم از مرز 20 درصد عبور کند. البته در آمارهاي غيررسمي از تورم بالاتري سخن به ميان آمده است و از قضا در جامعه هم تورم بسيار بيشتر از آن چيزي احساس مي شود که آمارهاي رسمي بر آن تاکيد دارند. در چنين اوضاع و احوالي است که کارشناسان تکرار وعده هاي احمدي نژاد را راهکار اساسي مهار تورم نمي دانند و از او درخواست دارند به واقعيات توجه کند و کارشناساني را که با اتهام هاي مختلف از صحنه حذف شده اند به عرصه بازگرداند.در همين راستا مجلسيان هم واکنش هاي متفاوتي از خود نشان دادند.

تعدادي از نمايندگان مجلس ضمن سلب مسووليت دوباره از خود در مورد ايجاد تورم و گراني لجام گسيخته در کشور گناه آن را به گردن دولت انداختند و خواستار عذرخواهي رسمي احمدي نژاد از مردم شدند.

گروهي ديگر از مجلس هفتمي ها هم با استناد به اينکه اين مجلس به دليل بسياري از ملاحظات به خوبي از حق مردم دفاع نکرده و پس از 4 سال مردم را با تورم و گراني تنها مي گذارد، خواستار عذرخواهي همکاران شان از مردم و طلب حلاليت بودند.

بدين ترتيب به نوعي بازار معذرت خواهي در مجلس داغ بود؛ درخواست عذرخواهي «از سوي احمدي نژاد» يا «از سوي نمايندگان». علي رياض نماينده تهران و عضو فراکسيون اصولگرايان که به دور دوم راه نيافته در پاسخ به اينکه مجلس و دولت، کدام يک از مردم به خاطر اين ميزان تورم بايد عذرخواهي کنند، اين طور پاسخ داد؛ «چرا از من مي پرسيد. من که از اين مجلس حقوق دريافت نکردم، برويد از بقيه نماينده ها بپرسيد.»

البته عماد افروغ که از ماه ها پيش سعي کرده حسابش را از ساير اصولگرايان در حمايت از دولت جدا کند به همکارانش يادآوري کرد که چاره يي جز عذرخواهي از مردم ندارند؛ «نمايندگاني که به پيشنهادهاي احمدي نژاد و وزرايش تن دادند و تورم و گراني بيشتري را براي مردم به جا گذاشتند حالا بايد هزينه پرداخته و حداقل اعتراف کنند که چرا پاسخگوي اعتماد مردم نبوده اند و دين شان را ادا نکردند.»

افروغ افزود؛ «مجلسي که راس امور بودن را توجه نکرد و تابع خواسته هاي دولت شد تا بيش از آنکه وکيل ملت باشد، وکيل دولت باشد، مستحق چنين اذعاني است که «اشتباه کرده و از مردم طلب مغفرت کند».»

محمد خوش چهره نماينده تهران که با وجود تغيير موضعش نسبت به دولت و رفتن به صف مخالفان احمدي نژاد هنوز به دور دوم انتخابات اميدوار است، به کنايه عنوان مي کرد که ديگر فصل معذرت خواهي هاي او و هم طيفانش گذشته و نمايندگاني که دور بعد راهي مجلس مي شوند درس عبرت بگيرند و در راهي که مجلس هفتمي ها رفتند، نروند تا در آخر دوره در برابر چشم هاي پرسشگر ملت جوابي براي دفاع کردن از خود داشته باشند.

خوش چهره همچنين از احمدي نژاد خواست در برابر مردم به اشتباهاتش اذعان کرده و بگويد سيستم مديريتي وي کشور را به سوي تورم و گراني سوق داده است.

الياس نادران هم در دفاع از جايگاه مجلس از افرادي که مجلس را در کنار دولت در باب تورم مقصر مي دانند، گلايه کرد که اگر مجلس هفتم به انحراف رفته بود حالا بايد شرمنده مردم مي شد اما «فکر نمي کنم مجلس به انحراف رفته باشد. تمام تلاش مان را کرديم اما احمدي نژاد و کابينه اش به گونه يي کشور را اداره کرده و مصوبات مجلس را اجرايي کردند که عاقبتش اين شد.» نادران در برابر خبرنگاراني که طرح تثبيت قيمت ها را يک شکست و اشتباه بزرگ مجلس عنوان مي کردند، با ناراحتي پاسخ داد؛ «عمداً تصميمي نگرفتيم که گراني بياورد. هنوز هم از طرح تثبيت قيمت ها دفاع مي کنم. مجلس خوب تصميم گرفت اما دولت اجرا نکرد.»

نمايندگاني که با اين توجيه دولت را مقصر جلوه داده و مجلس را جدا از مشکلات مردم مي دانند، با اين سوال خبرنگاران در راهرو مجلس مواجه بودند که اگر اين طور بود و مي ديدند کاري از دست شان برنمي آيد، چرا استعفا ندادند. نادران در پاسخ به اين پرسش تاکيد داشت؛ «مقابل دولت احمدي نژاد بسيار قدرتمند ايستاديم و دليلي براي استعفا نبود. حالا هم دولت بايد جواب اين سوال ها را بدهد، نه نمايندگان.»

اما غلامرضا مصباحي مقدم از چهره هاي اقتصادي و سخنگوي جامعه روحانيت مبارز هم عنوان مي کرد هم دولت و هم مجلس اين روزها به جاي توجيه بايد از مردم حلاليت بطلبند؛ «برخي از چهره هاي اقتصادي تمام تلاش شان را به کار بردند اما مجلس گوش شنوا نداشت. بودجه 85 را همان طور که دولت مي خواست تصويب کردند. همان موقع هشدار داديم که از نيمه دوم سال 85 داد تورم و گراني مي زنند اما مجلسي ها به احمدي نژاد اعتماد کردند و به هشدار کارشناس ها بي اعتنايي.»

مصباحي مقدم به استناد تمام مذاکرات و هشدارها از يک سو و سکوت اکثريت مجلس از سوي ديگر از همکارانش خواست؛ «دو سال گوش شنوا نداشتيد، حالا بايد در برابر مردم و وجدان بيدار ملت پاسخ دهيد و بگوييد به چه توجيهي جاي حق آنها را با منفعت دولت عوض کرديد.»

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

«امير محبيان» تحليل‌گر مسائل سياسي معتقد است سايه‌ي انتخابات رياست‌جمهوري دور دهم بر مجلس هشتم سنگين خواهد بود؛ به اين معنا كه چه طيف اصلاح‌طلب متمايل به مهدي كروبي و چه طيف اصول‌گراياني كه گرد برخي كانديداهاي سابق دوره‌ي رياست‌جمهوري جمع شده‌اند و به آنها تمايل دارند، تلاش مي‌كنند از فرصت موجود مجلس هشتم براي انتخابات رياست‌جمهوري آينده بهره بگيرند و فضايي را ايجاد كنند كه كانديدايشان به صحنه بيايد و بتواند نقش موثري ايفا كند.


در انتخابات مجلس هشتم شرايط براي اصولگرايان بهتر نشد

امير محبيان در تحليل آراي تهران و اين كه به واقع اصولگرايان چقدر توانسته‌اند در جريان انتخابات مجلس هشتم به موفقيت و پيروزي دست پيدا كنند، اظهار كرد: در مورد مساله‌ي انتخاباتي كه انجام شد همانطور كه پيش‌بيني مي‌شد، شرايط براي اصول‌گرايان از جهاتي بهتر نشد و ما شاهد شرايط جديدي در مجلس هشتم هستيم.


اصولگرايان فراكسيون‌هاي مختلفي در مجلس هشتم تشكيل مي‌دهند

موسس حزب نوانديشان ايران اسلامي هم‌چنين گفت: در مجلس جديد شاهد خواهيم بود اصولگرايان فراكسيون‌هاي مختلفي را تشكيل مي‌دهند؛ براي نمونه ممكن است ائتلاف فراگير براي خود فراكسيوني موثر را تشكيل دهد و ممكن است اين فراكسيون تابعيت كامل از فراكسيون جبهه‌ي متحد اصولگرايان نداشته باشد كه اين امر نشان‌دهنده‌ي آن است كه بايد با تحليل جديدي به سراغ ايجاد روابط و ائتلاف‌هاي اصولگرايان در درون مجلس هشتم رفت و در واقع آن‌چه اهميت دارد اين است كه ما در تحليل آراي مردم واقع‌گرايانه عمل كنيم.


تحليل آراي تهران را نبايد معادل تحليل آراي كشور در نظر بگيريم

اين تحليل‌گر مسائل سياسي، با بيان اين كه من موافق نيستم تحليل آراي تهران را معادل تحليل آراي كشور بگيريم، افزود: اين اصل را نيز بايد همواره در تحليل مد نظر داشت كه راي شمال شهر تهران راي همه‌ي تهران نيست و تحليل راي تهران معادل راي كشور نيز نيست؛ چرا كه اگر اين گونه بينديشيم، دچار همان توهمي مي‌شويم كه پاره‌اي از اصلاح‌طلبان دچار آن شدند و با تحليل آراي طبقه‌ي خاصي از جامعه به اين نتيجه رسيدند كه راي بسيار فوق‌العاده‌اي در انتخابات خواهند آورد؛ ولي شاهد اين بوديم كه در انتخابات رياست‌جمهوري و مجلس، خلاف اين پيش‌بيني اتفاق افتاد؛ از اين رو به گمانم ماهيت طيف درون حاكميت اصلاح‌طلبان تغيير خواهد كرد و تغيير كرده است.


كروبي، نماينده‌ي ناگزيز اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري

وي ادامه داد: به عبارتي ديگر اگر تا پيش از اين جبهه‌ي مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نقش پيشتاز داشتند اكنون جريان آقاي كروبي و حزب اعتماد ملي با توان لابي‌گري كه دارد نقش پيشتاز داشته و خواهند داشت و در دوران جديد آنها تلاش مي‌كنند چه در مجلس و چه بيرون از آن زمينه را براي ورود آقاي كروبي به صحنه براي انتخابات رياست‌جمهوري آماده كنند و آقاي كروبي نيز تلاش مي‌كند قباي رياست‌جمهوري را از منظر خودش به تن خودش پرو كند و افكار عمومي را بسنجد و در عين حال نقش حداقل نماينده‌ي ناگزير و تنها كانديداي اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري آينده را داشته باشد و همه‌ي برنامه‌ي آن‌ها در اين مسير خواهد بود.


سايه انتخابات رياست‌جمهوري دهم بر مجلس هشتم سنگيني خواهد كرد

محبيان ادامه داد: لذا نكته‌اي مهم اين است كه ما در زمينه‌ي تحليل آراي مردم در جريان انتخابات مجلس هشتم دقيق عمل كنيم و به نظر من اصولگرايان هم نبايد دچار توهم باشند، هم‌چنين اين امر را بايد به عنوان يك فاكتور اصلي در نظر گرفت كه به نظر مي‌رسد سايه‌ انتخابات رياست‌جمهوري دهم بر مجلس هشتم سنگيني خواهد كرد؛ يعني چه طيف اصلاح‌طلب متمايل به آقاي كروبي و چه طيف اصولگرايان كه گرد برخي كانديداهاي سابق دوره‌ي رياست‌جمهوري جمع شده‌اند و به آنها تمايل دارند، تلاش مي‌كنند از فرصت موجود مجلس هشتم براي انتخابات رياست‌جمهوري آينده بهره بگيرند و فضايي را ايجاد كنند كه كانديداي مطلوب‌شان به صحنه بيايد و بتواند نقش موثري ايفا كند.


مجلس هشتم نسبت به مجلس قبلي مستقل‌تر از دولت عمل خواهد كرد

اين تحليل‌گر مسائل سياسي افزود: به عبارت ديگر هواداران آقاي كروبي تلاش خواهند كرد با نقد دولت نهم اين گونه بيان كنند كه « ما مي‌توانيم يك آلترناتيو باشيم»، ضمن اين كه تلاش خواهند كرد فاصله‌ي خود را از طيف تندروي اصلاح‌طلبان بيشتر كنند و از طرف ديگر به گمان من در جريان اصولگرا نيز گرايش‌هاي مختلف تلاش خواهند كرد با نقد دولت نهم كانديداي مطلوب خودشان را مطرح كنند كه البته نوع بيان آن‌ها متفاوت خواهد بود و به گمان من اين اتفاق خواهد افتاد و دولت بايد خود را براي مواجهه به يك‌سري از موج‌هاي انتقادي آماده كند و با توجه به اين كه مجلس هشتم زودتر از انتخابات رياست‌جمهوري دهم تشكيل مي‌شود، اين مجلس نسبت به مجلس قبلي، مستقل‌تر از دولت عمل خواهد كرد و به عبارتي انتقادي‌تر خواهد بود.

وي درباره اين كه در جريان انتخابات مجلس هشتم نيز اصول‌گرايان به دو بخش حاميان دولت و منتقدان آن تقسيم شدند، گفت: دقيقا همين جريان رخ داد، گر چه ممكن است عناصر شاخص اين جريان اين مساله را رد كرده و آن را نپذيرند و شايد اصلا به مصلحت اصول‌گرايان نيز نباشد كه اين اتفاق ديده شود؛ ولي اين مساله به عنوان يك واقعيت وجود داشت.

طرح برخي از آلترناتيوهاي اصول‌گرا براي انتخابات رياست‌جمهوري

محبيان افزود : به گمان من هر چه به انتخابات رياست‌جمهوري دوره آينده نزديك مي‌شويم، افرادي كه برداشت‌شان اين است كه صلاحيت دارند براي اين انتخابات به عنوان كانديداي اصول‌گرا مطرح شوند، ضمن تلاش براي مطرح‌كردن خود، درصدد خواهند بود با نقد دولت اصولگرا كاركرد و توانايي خود را به گونه‌اي در جامعه بيان كنند؛ به عبارت ديگر، جدا از طيف اصلاح‌طلبان به نظر مي‌رسد طيف‌هايي از جريان اصولگرا نيز تلاش مي‌كنند با نقد دولت خود را مطرح كنند و با توجه به اين كه هنوز اقبال به اصول‌گرايان در جامعه وجود دارد، اين گونه مطرح كنند كه آقاي احمدي‌نژاد تنها و آخرين آلترناتيو نيست و اگر اصولگرايان ديگري كانديدا شوند، احتمال دارد راي بياورند؛ يعني در ذهن برخي آلترناتيوهاي اصولگراي آقاي دكتر احمدي‌نژاد، اين طرح وجود دارد كه ممكن است آقاي احمدي‌نژاد به دليل نقايصي كه از نظر آنها در كار دولت وجود دارد، كنار برود و با توجه به علايق مردم به اصول‌گرايان كانديداي اصولگراي ديگري از سوي مردم انتخاب شود.


شدت گرفتن انتقادات بخشي از اصولگرايان از دولت در آينده

محبيان ادامه داد: اما اين را كه آيا واقعا اين افراد به حدي از مقبوليت رسيده‌اند كه توان رقابت با دكتر احمدي‌نژاد را داشته باشند، آينده مشخص مي‌كند؛ ولي به گمان من اين ذهنيت براي آنها يك انگيزه را ايجاد خواهد كرد و همچنين براي هواداران‌شان كه انتقاداتي را با ادبيات خاص از دكتر احمدي‌نژاد شروع كنند؛ از اين رو دولت بايد خود را از اكنون در برابر اين انتقادات تجهيز كند و بداند ممكن است وضعيت دولت در مجلس هشتم به اندازه‌ي مجلس هفتم روان نباشد.


جريان مشترك قاليباف، رضايي و لاريجاني در اردوگاه اصول‌گرايان ايجاد نمي‌شود

اين تحليل‌گر مسائل سياسي، در پاسخ به اين پرسش كه در جريان انتخابات مجلس هشتم شاهد همكاري‌هايي ميان قاليباف، رضايي و لاريجاني بوديم و آيا ممكن است اين سه ضلع در آينده جرياني را به صورت مشترك در بين اصولگرايان ايجاد كنند؟ گفت: تحليل من اين است كه سه ضلعي كه نام برده شد در اصول‌گرايي و در موضع انتقادي نسبت به دكتر احمدي‌نژاد مشترك هستند؛ ولي اينها در نهايت با هم نخواهند بود؛ چرا كه هر سه آنها به نحوي مدعي رياست‌جمهوري و كانديداتوري در انتخابات هستند؛ بنابراين در جبهه‌ي نقد دولت مشترك عمل مي‌كنند، ولي در جبهه‌ي اثباتي يعني اثبات خود هر كدام سعي مي‌كنند در جامعه به عنوان يگانه آلترناتيو مطرح شوند.


سوء‌تفاهم‌هاي تحليلي؛ عامل بسياري از اختلافات

محبيان در بخش ديگر گفت‌وگويش با ايسنا گفت: معتقدم بسياري از مسائل و اختلافاتي كه بين جريان اصولگرا و اصلاح‌طلب به وجود مي‌آيد و ممكن است نادرست باشد و رفتار صحيح را به وجود نياورد، هم‌چنين اختلافاتي كه بين اردوگاه اصولگرا وجود دارد، ناشي از برخي سوء‌تفاهم‌هاي تحليلي است؛ يعني جريان عوامل موثر، تحليل دقيقي از اوضاع نداشته باشند يا در مورد توان خود دچار نوعي توهم باشند و يا در عين حال نوعي بسته‌نگري يا در واقع انقباض تحليلي باعث شود اجازه ندهند جريان اصول‌گرا چنان كه بايد گسترده شود؛ از اين رو نتيجه‌ي اينها اين است كه مشاهده خواهيم كرد درگيري‌هايي بين اين دو جناح به وجود آيد و مردم را نسبت به عرصه‌ي سياست بدبين ‌كند.


گراني و تورم بزرگ‌ترين معضل فراروي اصولگرايان

وي در ادامه گفت: در شرايط فعلي اولويت نخست براي مجلس آينده و دولت اصولگرا اين است كه اولا در مسير ديدگاه‌هايي كه مقام معظم رهبري دارند براي حل معضلات به سمت نوآوري بروند، كارها و تلاش‌هاي انجام گرفته را به سمتي ببرند كه به شكوفايي برسد و مردم نتايج آن را ببينند و شيريني فعاليت مسوولان را مشاهده كنند، هم‌چنين بزرگ‌ترين معضلي كه فرا روي ماست گراني و تورمي است كه مردم دچار آن شده‌اند و ضروري است دولت و مجلس و تمام عناصر موثر دست به دست هم بدهند و كمك كنند تا دولت بتواند وضعيت بهتري را براي مردم به‌ويژه براي طبقات متوسط و پايين ايجاد كند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

فاطمه رجبی: ۱. مصوبة مجلس در لغو تغيير ساعت توسط دولت، سبب گرديد تا از اول فروردين‌ماه، وقت نماز صبح ساعت 5 بامداد، ظهر شرعي 1 بعد از ظهر و اذان مغرب حدود 8 شب باشد.

اين نابساماني و سرگرداني مؤمنان، تحفه‌اي است كه مجلس هفتم با يدك‌كشي عنوان اصول‌گرايي به آنان ارزاني داشته است. ظاهر قضيه عقب‌نماندن از قافله اروپا و يافتن نماد توسعه‌يافتگي بود، و باطن آن حراست از بدعت‌گزاري‌هاي ارتجاعي دولت‌ توسعه و استمرار آن به وسيلة دولت اصلاحات.

هنوز در فروردين‌ماه هستيم كه نالة ناراحتي مردم شريعت‌مدار از اين شاهكار مجلس بلند است. شنيده مي‌شود برخي ائمه جمعه و جماعات، حتي دست به دعا؟! بلند كرده‌اند تا عوامل نابساماني اوقات شرعي و ايجادكنندگان در هم ريختگي آرامش ملّت را در رسيدن به جزاي اعمال، امدادرسان شوند.

اما بايد پرسيد مجلس هفتم در اين پافشاري بر مخالفت‌ با تغيير ساعت توسط دولت، كدام مصالح شرعي يا ملّي را در نظر داشت.

 آيا صرف مخالفت با تصميمات دولت يك «هنر» است كه به هر قيمتي بايد آن را دنبال كرد؟ آيا وامداري نسبت به برنامه‌ها و راهكارهاي بنيان‌فكن توسعه و سازندگي يك اصل است كه با هر بهايي بايد ملت را و آرامش ملّت را قرباني آن نمود؟

به هر روي مجلس براي نخستين‌بار در امري كه به او «مربوط» نبود، آشكارا دخالت كرد، و «اختيار دولت‌هاي گذشته» را از دولت احمدي‌نژاد سلب كرد، و از آنِ خود نمود.

 شوراي نگهبان در همدلي با مجلس بدون نگريستن به عواقب كار آن را تصويب كرد، تا مجلسيان خرسند از دل به‌خواهي‌هاي خود همچنان بر اريكه قدرت سوار بمانند.

 2. نگاه مسؤليت‌پذيري مجلس هفتم به مصالح شرعي و ملّي، شاهكاري ديگري هم داشت.
نخستين مصوبة سال جديد، اين شاهكار را به ملّت تقديم كرد. «منع چند شغله بودن حقوقدانان شوراي نگهبان» از مداخله‌گري‌هاي بدعتگزارانه ديگر مجلس هفتم است.

اين مصوبه كه يقيناً هم دين و دنياي ملّت را در گرو خود خواهد داشت، و هم آبروي نظام و ارتقاي سطح كشور را در جهان تضمين مي‌نمود، و هم اهداف سند چشم‌انداز را در پي مي‌گرفت، و هم معضل اقتصادي و اجتماعي جامعه را بر طرف مي‌كرد، از تلويزيون آقاي ضرغامي، با عنوان «مصوبه‌اي عليه دكتر الهام» به اطلاع مردم رسيد!

با اين حال ملّت نمي‌داند چگونه قدردان اين همه دغدغه و دل‌نگراني‌هاي شرعي و ملّي نمايندگان مجلس هفتم باشد. نمايندگاني كه حدود سه‌سال وقت مجلس و بيت‌المال را در معارضه با دولت نهم صرف كرد و نمونه‌هايي چون «تغيير ساعت» و مصوبه اخير، تنها مخالفت با دولت را در نظر داشت.

آيا همين نمايندگان نبودند كه «عزيزي» و «اميري» را با داشتن شغل به حقوقداني شوراي نگهبان انتخاب كردند؟!

باطن امر را مي‌توان از افاضات دكتر توكلي دريافت. شخصي كه در آتش‌بياري مخالفت با دولت، راه طويلي را پيموده است. او كه به عنوان حامي قاليباف در رياست‌جمهوري تلاش بسيار داشت، از هم‌اكنون نگران سوء استفاده از قدرت توسط حقوقدانان شوراي نگهبان است.

 البته براي اين همه مسؤوليت‌پذيري بايد آفرين گفت. اما دغدغة وي مربوط به نامزد آتي رياست‌جمهوري است! زيرا وي مي‌گويد: «چه تضميني هست كه در انتخابات رياست‌جمهوري آتي، همين حقوقدانهاي شوراي نگهبان رقباي رئيس‌جمهور را رد صلاحيت نكنند.»!!؟

آيا آقاي توكلي بر آن است به حمايت از نامزدي برخيزد كه احتمال ردصلاحيت شدنش قطعي است؟ آيا او با حذف برخي حقوقدان‌هاي شوراي نگهبان «جاده‌صاف‌كن بي‌صلاحيتي است كه در آينده نامزد رياست‌جمهوري خواهد شد.»؟

به هر روي در صورت تصويب شوراي نگهبان مصوبه عملي است و خواسته و ميل نمايندگان مجلس برآورده مي‌شود. اما آيا مي‌توان دار ازاي عمر شوراي نگهبان را بر اساس اميال نمايندگان مجلس هفتم رقم زد؟
 آيا بدعتي كه امروز مجلسيان دنبال مي‌كنند، ايجاد خودكامگي در ساختار سياسي نيست؟ چه فرقي مي‌كند خودكامگي توسط شناخته‌شدگان سياست‌ورز دولت‌هاي توسعه و اصلاحات باشد يا مجلس هفتم متولي آن شود؟!

اما يك نكته را نبايد از نظر دور داشت كه بر خلاف بسياري از نمايندگان مجلس هفتم، به خصوص آتش‌بياران معركة مخالفت با دولت از طيف اصول‌گرايان، دكتر الهام از سال‌هاي قبل به عنوان مخالف دولت‌هاي «توسعه و سازندگي» و «اصلاح‌طلبي برانداز» شناخته شده است.

اينك مصوبة مجلس اداي دين به آن دو جريان است، به ويژه اگر فرجام كار به مجمع تشخيص كشيده شود!

باشد كه با تاييد مصوبه مجلس، حركت فراقانوني مجلس هفتم، برگ ديگري به كارنامه اصول‌گرايي و اصلاح‌طلبي مجلس هفتم بيافزايد!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام آغاز روند تغییر و تحولات تازه در دولت نهم را ناشی از ناتوانی دولت در عمل به تعهدات و وعده های خود دانست.

محمد هاشمي ، روز جمعه ، با بیان این مطلب تاکید کرد:« رییس جمهوری به دلیل آنکه نتوانسته است به وظایف و تعهدات خودعمل کند برای چاره اندیشی مجبور به ایجاد تغییرات تازه شده است.»

عضو ارشد حزب كارگزاران سازندگي با اشاره به تعهدات و اختیارات دولت گفت:« رییس جمهور از نظرقانونی یک وظایفی دارد و بر اساس آن تعهداتی را به ملت ایران داده است. بنابراین به لحاظ قانونی مسولیت رییس دولت انجام تعهداتی است که به ملت داده است و رییس جمهوری در برابر ملت ، رهبری و مجلس مسوول است و باید پاسخ گوی رفتارها و عملکرد خود باشد.»

وی تصریح کرد:« از سوی دیگر رییس جمهوری اختیاراتی دارد که بر اساس آن می تواند به رای و نظر خود اقدام به انتخاب همکارانش کند و تیمی را برگزیند تا بتواند تعهداتش را عملی کند.»

هاشمی در ادامه به روند روند تغییرات در دولت اشاره کرد و گفت:« اما به هر حال تغییر و تحولات در یک حوزه و دستگاه بیان گر آن است که در آن حوزه ، ضعف وجود دارد و دولت یا ریس جموری نتوانسته به تعهداتی که در آن حوزه به ملت داده عمل کند و زمانی هم که رییس دولت برای ایجاد این تحول راسا وارد صحنه می شود مفهومش این است او هم به این نتیجه رسیده و بر آن واقف شده است. موضوعی که پیش از این از سوی منتقدین مطرح می شد اما هیچگاه مورد پذیرش قرار نمی گرفت.»

وی افزود:« این تغییرات را ما اینگونه بررسی می کنیم که ضعف هایی در جامعه وجود دارد و امروز نمایان شده است. نیازی هم به برشمردن آن نیست چون بالاخره وضعیت اقتصادی، بیکاری، تورم، گرانی، ناامنی های اجتماعی، سیاست بسیار تنش آفرین در حوزه بین الملل و ... همگی نشان می دهد که رییس جمهور نتوانسته است به وظایف خودش عمل کند و برای چاره اندیشی می خواهد تغییراتی بدهد که انشاالله این تغییرات در جهت حل مشکلات مردم و برطرف کردن ضعف های دولت نهم باشد .»

هاشمی همچنین به تغییر و تحولات در دولت های گذشته اشاره کرد و افزود:« وی در ادامه درباره آثار و تبعات تغییر و تحولات پی در پی در دولت نهم اشاره کرد و گفت :« به هر حال روال در وزارت خانه ها، نهادها و دستگاه های دولتی و غیر دولتی به این شکل است که وقتی در سطح بالا مدیری عوض می شود در سطوح پایین تر هم تغییراتی حاصل می شود که اساسا دامنه تحولات با تغییرات در راس و صدر دستگاه ها متفاوت است.»

عضو مجمع تشخیص مصلحت افزود:« زمانی که استراتژی فرد جدید مشخص نباشد و دلایل واقعی این تغیرات برای معاونان و مدیران کل اعلام نشود گمانه زنی های درباره احتمال تغییرات گسترده در دستگاه مربوطه افزایش می یابد و شرایط بی ثباتی را حاکم می کند یعنی یک نوع سیاست صبر و انتظار برای مدیران آن وزراتخانه به وجود می آید.»

هاشمی تصریح کرد :« طبعا از نتایج و پیامد های اولیه این نوع تغییرات بی ثباتی مدیریتی است. با این وجود ، ما این احتمال را می دهیم که رییس دولت با احتساب و در نظر گرفتن به وجود آمدن این نوع مسائل و مشکلات است که دست به تغییرات تازه می زند، و حتما اینگونه فرض کرده است که بهبود شرایط و اوضاع موجود به واسطه ایجاد تغییرات تازه بر به وجود آمدن مشکلاتی همچون بی ثباتی مدیریتی و ناامنی های شغلی ارجح است .

وی در ادامه گفت:« به هر حال تغییرات در سطوح دستگاه و یا وزارتخانه احساس ناامنی شغلی هم با خود همراه می کند. طبعا وقتی احساس امنیت شغلی در یک وزارتخانه وجود نداشته باشد تصمیم گیری ها نمی تواند به موقع انجام شود و بنابر این سیاست صبر و انتظار به جای سیاست تصمیم و عمل بر آن وزارتخانه حاکم می شود.»

هاشمی در خاتمه تاکید کرد :« ما باید شرایط را به گونه ای طرح ریزی کنیم که دستگاه های دولتی ما تصمیم گیری های سازنده و قاطع داشته باشند اما این تغییرات آنی و پی در پی مدیریتی ، جلوی چنین تصمیاتی را خواهد گرفت.»

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

آقای حسنی در ادامه شرحی از فعالیت‌های خود پس از انقلاب را ارائه می‌دهد. مبارزه با فساد، تأسیس کمیته‌های انقلاب، و غیره. یکبار هم برای دیدار با امام به قم آمد که امام دیدار او را با خود در سال 43 به وی یادآور شده و حتی جزئیات را هم بیان فرمود (ص 236).
آقای حسنی شرحی هم از نصب خود به عنوان امام جمعه ارومیه به دست داده است. زمانی که طرفداران آقای شریعتمداری خواستند کسی از خود را بگمارند و اصولا ایشان تمایل داشت که امور آن منطقه زیر نظر وی باشد. وی می‌گوید آقای شریعتمداری به شدت تحت تأثیر بنیانگذاران حزب خلق مسلمان مانند مقدم مراغه‌ای و احمد علی زاده‌ها و حسن نزیه‌ها بود. حتی مخالفت او با ولایت فقیه هم از همانجا نشأت می‌گرفت. در این مرحله آقای شریعتمداری پیش دستی کرده آقای فوزی را به عنوان امام جمعه ارومیه تعیین کرد. این در حالی که بود که امام با مشاورت آیت‌الله ملکوتی و بنی فضل آقای حسنی را به عنوان امام جمعه ارومیه تعیین کردند. روز معهود آقای فوزی نیامد و آقای حسنی نماز جمعه را آقامه کرد که تا به امروز یکسره ادامه دارد. ایشان می‌گوید که آقای فوزی مرد معقولی بود و متوجه بود که حرکت او درست نیست.
یک بار هم استاندار آذربایجان غربی نزد امام می‌رود و نامه‌ای در اعتراض به امام جمعه بودن آقای حسنی می‌نویسد. امام هم با او برخورد کرده می‌فرماید: شما حتما همه کارهای مربوط به استانداری را به وجه احسن انجام داده اید، آن وقت نوبت به این رسیده است که به کارهای من رسیدگی کنید! بعدهم نامه را کنار می‌گذارند و مشغول خواندن روزنامه می‌شوند که یعنی برخیزید و بروید (ص 246).
آقای حسنی در دور اول انتخابات مجلس از ارومیه کاندیدا شده و وارد مجلس شد و به کمیسیون دفاع رفت، کمیسیونی که همه اعضای آن بعدها یا شهید شدند یا جانباز (ص 250). یکبار هم در تهران مورد حمله تروریست‌ها قرا رگرفت اما وی هم اسلحه را کشید و شروع به تیراندازی کرد. داستان این بخش واقعا خواندنی است و آقای حسنی به رغم آن که زخمی‌می‌شود آن قدر مقاومت می‌کند که از دست آن منافق نجات می‌یابد (ص 252 – 253). وی با بالا گرفتن غائله کردستان و جنگ از نمایندگی استعفا داد و عازم منطقه شد که شرحی از آن را اشاره کردیم.

یکبار هم پس از نماز جمعه وقتی از مسجد بیرون می‌آمد، یک منافق برای عملیات انتحاری به او چسبید تا خود را منفجر کند. اما آقای حسنی که با فنون رزمی‌آشنا بوده ضربه آرنج محکمی‌به او می‌زند و او را تا دو سه متر آن سو پرت می‌کند. پس از آن محافظ وی فورا او را دستگیر کرده و نارنجک او را که ضامنش کشیده شده بود اما زنجیرش پاره شده و عمل نکرده بود از او می‌گیرد (ص 259).
خاطره او از آخرین دیدار آیت‌الله اشرفی اصفهانی با امام خمینی جالب است. آقای اشرفی خم شد و دست امام را بوسید و امام هم پیشیانی او را بوسید. آن روز پنج شنبه بود و جمعه بود که آیت‌الله اشرفی به شهادت رسید (ص 261).
خاطرات حضور آقای حسنی در جبهه جنوب و یادی از بمبارانهای هواپیماهای رژیم بعثی در ادامه آمده است. اشارتی هم به روابط خوب با مسیحیان منطقه کرده که جالب است : من همیشه از این‌ها، صفا، صمیمیت و انسانیت دیده ام (ص 265).
آقای حسنی بعد از مجروح شدن وی در جریان ترور تهران برای درمان مدت سه ماه در لندن بوده است. خاطراتی از آن دوره دارد و به خصوص شرحی از یک جانباز شیمیایی دارد که از آن با عنوان حماسه یاد کرده است. پزشکی برای این جانباز دندان مصنوعی گذاشت و وقتی کارش تمام شد بهترین دندانهای دنیا را برایت گذاشتم. مواظب باش وقتی برگشتی دیگر به حرف خمینی جبهه نروی . در این وقت، این جانباز دست در دهانش کرد و دندانها را محکم به زمین کوبید به طوری که تکه تکه شدند .. و من به غیرت دینی، صلابت و شجاعت و عزت و شرافت این جوان غبطه خوردم. (ص 271).
وی شرحی هم از سفر نخجوانش دارد و در ادامه از منبع مالی زندگیش می‌گوید که همیشه باغداری و دامداری داشته و حتی چیزهایی زیادی مثل بقیه مردم به رزمندگان اهداء می‌کرده است (ص 283)
حکایتی هم مربوط به فرزندش رشید است که پیش از انقلاب مدتی با وی همراهی داشته و بعدها کمونیست شده و به فدائیان خلق پیوسته است. آقای حسنی خیلی با او صحبت می‌کند که تأثیر نمی‌گذارد. زمانی که در تهران نماینده بوده جای رشید را می‌فهمد و به آقای مهدوی کنی خبر می‌دهد. رشید را دستگیر می‌کنند. آقای حسنی به نیروهای که در پی او می‌روند می‌گوید: اگر مقاومت یا فرار کرد بزنید و نگذارید فرار کند. رشید را به کمیته تهران می‌برند و برای بازجویی به تبریز می‌آوردند و آنجا هم دادگاه به ریاست سید حسین موسوی تبریزی بلافاصله حکم اعدام او را می‌دهد و او را اعدام می‌کنند. آقای حسنی می‌افزاید: وقتی خبر اعدام رشید را شنیدم چون به وظیفه خود عمل کرده بودم هیچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب با هیچ شخصی و لو پسرم باشد شوخی ندارم و با هیچ احدی در این مورد عقد اخوتی نبسته ام. اما تأکید می‌کند که اعدام برای او زیاد بود. او جنایتی مرتکب نشده بود. حداکثر می‌بایست به حبس ابد محکوم می‌شد (ص 286).

آقای حسنی شرحی از اقدامات عمرانی خود هم در ارومیه به دست داده که از آن جمله بنای مصلای بزرگ امام خمینی در ارومیه، ساخت مساجد و مدارس فراوان در روستاها، ایجاد حوزه علمیه امام خمینی در ارومیه و کارهای دیگر است.
وی مقبره‌ای هم برای خود در حاشیه همان بزرگ آباد که روستای اوست برای خود بنا کرده است تا در آنجا دفن شود. در کنار چشمه خشک شده‌ای در یک کوه سنگی که به علی بولاغی یعنی چشمه علی معروف بوده است. این زمین به خاطر سنگی بودن هیچ وقت بدرد کشاورزی نمی‌خورد و برای همین برای دفن مناسب است. آقای حسنی به عنوان آخرین جمله می‌گوید: در سینه این کوه برای خودم محل دفن و قبر انتخاب کردم و راضی نیستم بعد از مردن، جنازه ام، حتی یک متر از زمین کشاورزی و مستعد را اشغال کند (ص 304).

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

داستان تعقیب وی و نیز جستجو برای یافتن سلاح‌هایی که او و یارانش در اختیار داشتند صفحاتی را به خود اختصاص داده که از آن جمله اعتراف پسرش رشید در داشتن یک مسلسل است که مدتها برای او و کسی که سلاح نزد او نگهداری می‌شده دردسر درست می‌شود (ص 89 – 90).
در این وقت باز هم دستگیری و تعهد صوری و این که نباید نماز جمعه در بزرگ آباد بخواند و فعالیتی در آنجا داشته باشد.
داستان کش مکش او با پاسگاه محل و گزارشهای فراوان علیه او ادامه می‌یابد تا یک شب رئیس پاسگاه که دیگر از دست او خسته شده نیمه شب به خانه او می‌آید و به او می‌گوید برویم پاسگاه قدری با هم صحبت کنیم. آقای حسنی که احساس می‌کند کلکی در کار است به بهانه وضو به اتاق دیگر رفته سلاحش را برداشته از خانه می‌گریزد. رئیس پاسگاه نیم ساعتی معطل می‌ماند و بعد با پرخاش به خانواده ایشان از آنجا می‌رود (ص 95). بدین ترتیب او مدتها در کوه‌های ماه داغی می‌ماند. بعد مخفیانه به روستا آمده اما شبها جای دیگری می‌خوابید که یک شب مورد حمله مأموران ژاندارمری قرار گرفت. او از پشت بام و آنان از کوچه به سمت یکدیگر تیراندازی کردند و در نهایت مأموران رفتند و شیخ هم دوباره از روستا به کوه‌های اطراف گریخت.
در این جا آقای حسنی سخن از یک جریان فکری اخباری که در منطقه آنان پدید آمده و عامل آن شخصی به نام سید حسین عرب باغی بوده سخن گفته و عقاید او و مبارزات خود را با وی که مخالف تقلید و اجتهاد و رساله‌ها بوده بیان کرده است (ص 101 به بعد). بعد از عرب باغی شخصی به نام آقا زاهدی کارش را دنبال کرد و معمولا هم به شاه دعا می‌کرد.
با شهادت حاج آقا مصطفی خمینی به همت آقای حسنی و یاران نهضت مراسمی ‌در ارومیه برگزار می‌شود و مثل همه جای دیگر بسیاری از نسل جوان نخستین بار در مجلس فاتحه حاج آقا مصطفی با نام امام خمینی آشنا شدند (ص 106).
روحانیون مناطق ترک نشین در این وقت دو دسته شدند. برخی دلبستگی به آیت‌الله شریعتمداری داشته و در تلاش بودند تا در برخورد با دولت مسامحه کنند و روش آرام در پیش گیرند. برابر آنان روحانیون طرفدار امام بودند که آقای حسنی هم از این جمله بود. بارها بر سر این موضوع که کنار نام امام خمینی اسم آقای شریعتمداری هم برده شود میان آنها درگیری و اختلاف پیش می‌آمد. آقای حسنی از شماری از علمای بومی‌منطقه و مواضع آنان یاد کرده و به برخی از مسائلی که فیما بین رخ داده اشاره کرده است. از علمای برجسته آن روزگار ارومیه آقای محمد امین رضوی بودند که نهال تفکر ضد شاهنشاهی را در ارومیه ایشان کاشتند. وی در سال 1380 درگذشت. یکی هم آقای فوزی بود که با آقای حسنی همراهی داشت و بعدها به رغم همه خوبی‌هایی داشته جزو دار و دسته آقای شریعمتمداری بود.
شرح ماجراهایی که در سال 56 – 57 رخ داده و به تدریج فضای استبداد شکسته شده و این که در این دوره چه مسائلی در آن نواحی پیش آمده در ادامه مورد بحث قرار گرفته و نکات ریز و تاریخی از آنها به دست داده شده است. در این باره اسنادی هم در پرونده آقای حسنی بوده که ضمیمه این مباحث شده است.

یکی از کارهای شگفت او در نزدیکی انقلاب آن است که روی منبر به آموزش استفاده از سلاح پرداخته است. وی با مستقر کردن برخی از مسلحین خود در اطراف مسجد برای مراقبت از اوضاع خودش اسلحه را درآورده و روی منبر نحوه استفاده از آن را به مردم آموزش داده است (ص 125). او می‌گوید: در این هنگام مردم حیرت زده شده بودند چون تا آن وقت در رؤیا هم ندیده بودند که آخوندی در بالای منبر و در آن فضای اختناق ستم شاهی با آنان چنین سخن بگوید. این رخداد در آذرماه سال 1357 بوده است.
آقای حسنی در باره دقت خود در تیراندازی می‌گوید: من در پنجاه شصت متری می‌ایستادم و نشانه می‌رفتم و دقیقا نوک سیگار را می‌زدم (ص 126).
همان شب سخنرانی به منزل آقای فوزی رفته و آنجا بوده که تیسمار هومان فرمانده لشکر 64 ارومیه، به منزل آقای فوزی زنگ زده و یکسره بد و بیراه می‌گفته و تهدید می‌کرده است. در این وقت آقای حسنی که سخت تحت تعقیب بوده از آن منزل گریخته به جای امنی در یک غار رفته است. با این حال از خودش خجالت کشیده که گریخته و فردای آن روز عصر باز به مسجد آمده است. وی از مردم خواسته است تا بسیج شده و مسلحانه از خود دفاع کنند و مردم هم او را اجابت کرده مسجد مملو از جمعیت شده است. تعدادی مسلح هم روی مسجد و هتل روبروی آن گذاشته است. یک مرتبه صدای غرش تانگ‌ها که شش عدد بودند بلند شده و با عبور از موانع به سوی مسجد آمدند. یک گلوله توپ از یک متری بالای سر آقای حسنی گذشته به گنبد مسجد خورده از آن طرف درآمده است. درگیری ادامه یافت و مقاومت از این طرف که منجر به شهادت دو نفر و مجروح شدن عده‌ای شد. در نهایت نیروهایی که از پادگان آمده بودند به پادگان گریختند (ص 134).
آقای حسنی که این موفقیت را دیده باز به خرید اسلحه و مسلح کردن مردم ادامه داده است. اسناد موجود در پرونده وی به گوشه‌ای از این فعالیت‌ها تصریح کرده است (ص 136). این فعالیت‌ها ادامه داشته تا آن که شب 18 بهمن ماه کلانتری مرکزی شهر توسط نیروهای وی خلع سلاح شده است (ص 144).
امام به ایران می‌آید و انقلاب پیروز می‌شود و وی موفق می‌شود تمامی‌وابستگان به رژیم را که کارشان دفاع از سلطنت شاهنشاهی بود دستگیر کند و به مرکز اعزام کند.
فصل بعدی کتاب در باره دوران بسیار دشوار مبارزه با اشرار و افراد ضد انقلاب وابسته به گروه‌های مسلح کومله و دمکرات و غیره است. در تمام این دوره آقای حسنی سلاح بر دوش به مبارزه با آنان پرداخته و خاطرات شگفتی را نقل کرده است. وی شرحی هم از زندگی قاسملو به دست داده است چرا که قاسملو اصولا نام یکی از روستاهای نزدیک روستای آقای حسنی که همان بزرگ آباد است می‌باشد. عبدالرحمن از این ده بوده و به همین خاطر به عبدالرحمن قاسملو شهرت یافته است. وی بخشی از زندگی و افکار و وابستگی او به افکار مارکسیستی را بیان کرده که در نوع خود اطلاعات جالبی است (ص 167 – 169).

شرح دیدار او با عزالدین حسینی که رهبر مذهبی مخالفان دولت اسلامی‌در کردستان بود در ادامه آمده است.
داستانهای این بخش نمایی کوچک از دامنه گسترده فعالیت ضد انقلاب است که درست زمانی که انقلاب اسلامی‌یک نهال نوپا بود به جان آن افتاد و تا توانست بدان لطمه زد. و همین طور به ملت کرد که می‌بایست با استفاده از این فرصت راه را برای پیشرفت خود هموار می‌کردند.
داستان نقده و درگیری‌های آن یکی از بخش‌های نخست آن ماجراهاست که آقای حسنی شرح آن را آورده است (ص 176 -185). اشاره کردم که این اطلاعات در نوع خود جالب توجه و برخی کاملا منحصر به فرد است.
تازه پس از کردستان جنگ آغاز شد و آقای حسنی شرحی از نخستین نبردها در پیرانشهر به دست داده است. حمله‌ای که صدامیان به همراه دمکراتها به نیروهای انقلاب داشتند و روزها و شبها ادامه داشت. او می‌نویسد: حدود شش ماه پاییز و زمستان سال 59 در جبهه پیرانشهر حضور داشتم و فقط برای آقامه نماز جمعه به ارومیه آمده و باز می‌گشتم. او می‌افزاید که زمستان آنجا واقعا سخت بود و می‌افزاید: یک بار خودم دیدم یکی از جوانان بسیار خوب و شجاع ما که بیش از ده دقیقه در پست نگهبانی مانده بود، همین جور یخ زده و به شهادت رسیده بود. هرگاه به یاد آن لحظه‌ها می‌افتم احساس ناراحتی و شرمندگی می‌کنم (ص 201).
یکی از داستان‌های شیرین او آمدن اعضای مجلس اعلای عراق به پیرانشهر و حمله هواپیماهای عراقی به محل بازدید بود که جاسوسان خبر داده بودند. در اینجا آقای حسنی میهمانان را در جای امنی زیر یک پل سنگر بندی شده نگاه می‌دارد و خود با کلاشینکف و با هدف این که بتواند خلبانان دو هواپیمای مهاجم را هدف قرار دهد مرتب به آنها شلیک می‌کند. این دو هواپیما بارها به محل آن پل حمله می‌کنند و حسنی هم در برابر مسلسل‌های هواپیما در جای خود می‌ایستد. وی می‌افزاید شب رادیو عراق گفت: این ملاحسنی دیوانه و احمق امروز با اسلحه ی کلاش به جنگ میگ‌های ما آمده بود. بعد همان رادیو خطاب به مردم ایران گفته بود:‌ای مردم ایران ببینید چه کسانی بر شما حکومت می‌کنند و به دنبال چه افرادی افتاده اید. آقای حسنی می‌گوید آن رادیو مرتب کار مرا مسخره می‌کرد و من خدا را شکر می‌کردم که اینچنین مورد تمسخر دشمن واقع شده ام. آقای حسنی با اشاره به آن مطلب می‌گوید: اخیرا هم که بعضی از روزنامه‌های زنجیره‌ای برای من جک و طنز توهین آمیز درست کردند و کتابهایی در تخریب و تمسخر من نوشتند، همان احساس به من دست داد. حتی خیلی از دوستان آمدند و گفتند: چرا شکایت نمی‌کنی؟ ... گفتم تحمل اهانت و استهزاء در راه خدا از سیره انبیا و اولیای الهی و بزرگان شیعه در طول تاریخ است که امروز نصیب بنده حقیر شده است و این مایه افتخار و سربلندی من است. (ص 208).
وی از نبردهای دیگری هم که یا با حمله عراقی‌ها بوده یا دمکراتها سخن گفته که این مختصر جای بحث از آنها نیست. گاهی هم یاد از افسران و فرماندهان آن زمان می‌کند و از وضع فعلی آنان می‌گوید و خاطرشان را گرامی‌می‌دارد.
اما داستان حزب خلق مسلمان خود حکایت دیگری است که آن هم سر دراز دارد. این دیگر یک حرکت مخالف بود که از پشت خنجر زد، آن هم زمانی که کردستان در آتش می‌سوخت و جنگ عراق هم راه افتاده بود. نزیه و مقدم مراغه‌ای و عده‌ای دیگر. این بار هم ملاحسنی در جبهه امام خمینی قرار گرفت و بسیاری به جناح مقابل گرویدند. برای آنان سخت بود که یک روحانی ترک زبان از امام خمینی دفاع کند و از دیگران روی برگرداند (ص 220).

آقای حسنی می‌گوید: آقای شریعتمداری اگر چه استاد من بود و من او را به عنوان مرجع تقلید احترام قائل بودم ولی هرگز شرایط رهبری را در او نمی‌دیدم (ص 221). آقای حسنی شرح می‌دهد که در ارومیه به گونه‌ای عمل کرده طرفداران حزب خلق مسلمان فرصت کوچکترین اقدامی‌را پیدا نکردند. مشکل این حزب این بود که در آن منطقه همصدا با حزب دمکرات کردستان شده بود و همین سبب می‌شد تا مردم از آن فاصله بگیرند (ص 223).

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

رسول جعفریان: نسل جوان حسنی را با طنزهای مسخره آمیز روزنامه‌های دوم خردادی می‌شناسند، اما از نقش مردانه او در غائله کردستان و فداکاری‌های بیشمار او برای انقلاب، از سالها پیش از آن تا سالها پس از آن، و حضور مداومش در جبهه‌های جنگ تحمیلی و نگهداری ارومیه در برابر حزب خلق مسلمان و بسیاری از مسائل و رخدادهای دیگر آگاهی ندارند. این ستمی ‌بود که برخی داعیه‌داران آزادی در حق این مرد روا داشتند و او حتی یکبار شکایت هم نکرد.
آقای حسنی یا ملاحسنی، در مرداد یا تیر 1306 در ارومیه به دنیا آمد، و پس از آن که پدرش را در دوازده سالگی از دست داد، با مادرش که نقش یک مربی دینی را در روستایشان بر عهده داشت، زندگی کرد. او پس از کلاس ششم به تحصیل علوم دینی پرداخت.
منطقه‌ای که آقای حسنی در آن می‌زیست، در سالهای نوجوانی و جوانی وی خاطرات سیاسی فراوانی از حضور احزاب و گروه‌های سیاسی دارد. داستان‌های شیخ عبیدالله که سر دسته اشرار آن ناحیه بود و چیزی کمتر از فجایع نایب حسین کاشی نداشت. آقای حسنی در بخش نخست خاطراتش تلاش کرده است تا تصویری از وضعیت سیاسی و اجتماعی آن ناحیه را بر اساس آنچه شنیده بوده و مقداری را به چشم دیده، بیان کند.
در این اوضاع است که وی در سال 1320 به توصیه مادرش یک اسلحه ورندل تهیه می‌کند تا بتواند از خود و خانواده اش در برابر رخدادها دفاع کند. این نخستین آشنایی این طلبه جوان با اسلحه است که بعدها هیچ گاه از وی جدا نمی‌شود. وی خاطراتی از زرو بیگ دارد که از کردهای ایرانی بود اما با کردهای ترکیه و عراق هم آشنایی داشت و سر جمع در منطقه کر و فری داشت و شر و شوری. وی به عکس از کردهای دیارش یاد می‌کند که انسان‌های مستضعف و مهربان و باصفا و صادق و صمیمی‌هستند و دوست داشتنی.

وی در جوانی شاهد ظهور حزب توده و ایادی آن در آن دیار که حزب دمکرات آذربایجان و کردستان بوده داشته و از این مسأله نیز خاطراتی بیان کرده است.
یکبار او را سر میز انتخابات می‌نشانند تا برای مردم رأی بنویسد و اسامی‌کاندیداهای آنان و آدمهای زوربیگ را یادداشت کند؛ اما او هفتاد هشتاد رأی می‌نویسد و در همه اسامی‌پنج تن آل عبا را. در این وقت متوجه می‌شوند و کشیده‌ای به گوشش و او هم متقابلا کشیده‌ای به طرف می‌زند و بعد هم به رویش کلت می‌کشند. او نیز که مسلح بوده به روی آنان اسلحه می‌کشد و بالاخره کسانی آنان را از هم جدا می‌کنند. و البته کار به کدخدا هم می‌کشد که یک طلبه روبروی اینان ایستاده است. بالاخره آنان دست بردار او نیستند و اندکی بعد وی را مسلحانه محاصره کرده نزد زوربیگ می‌برند. وضع را برای اعدام وی مهیا کرده او را به تیری می‌بندند و کسی را هم آماده می‌کنند تا به او شلیک کند. در این وقت زوربیگ می‌آید و می‌گوید بازش کنید. در آن وقت وی رئیس حزب دمکرات آن منطقه بوده است. کسی به زور بیگ می‌گوید که این شخص، طلبه هست و میان مردم نفوذ کلامی‌دارد و اعدام او کار دستتان می‌دهد. این داستان ادامه دارد و خواندنی است.
با پایان یافتن داستان پیشه وری و فرار او، وی به ارومیه می‌آید و در حالی که ازدواج کرده در حوزه علمیه آنجا مشغول تحصیل می‌شود.
در اینجا گه گاه نام عالمان آن دیار را از زبان وی می‌شنویم که خاطراتی از ایشان نقل می‌کند. از جمله از مرحوم حاج میرزا علی عسکرآبادی که روحانی صریح اللهجه‌ای بود و مدتها در برابر تجازوات اسماعیل آقا سیمیتقو ایستادگی کرده بود. (ص 35).
مدیر مدرسه‌ای که آقای حسنی در آن درس می‌خواند در سال 1328 به قم آمد و به جای او آقای حسنی برای مدیریت مدرسه انتخاب شد.
در این وقت فرمانده لشکر آذربایجان شخصی به نام بهار مست در میان افسران جلسه‌ای تشکیل داده، لباس روحانی تن چند نفر کرده و نمایش مسخره‌ای درست می‌کند. آقای حسنی برای تعیین تکلیف راهی قم می‌شود تا در این باره از آیت‌الله بروجردی استفسار کند. بالاخره با آقای بروجردی دیدار می‌کند و ایشان قول می‌دهد اقدام کند.

آقای حسنی در سال 1330 برای ادامه تحصیل به قم می‌آید. وی ادامه دروس سطح را نزد اساتید مبرز حوزه تمام می‌کند و از جمله در درس تفسیر علامه طباطبائی حاضر می‌شود. نزد دکتر مفتح هم منظومه ملا‌هادی سبزواری را می‌خواند.
آقای حسنی می‌نویسد که آن زمان کتابهای بازرگان در حوزه رواج داشت و معمولا طلبه‌ها آنها را می‌خواندند و او به عنوان چهره‌ای متدین و موجه مطرح بود (ص 42). وی می‌گوید کتابهای ایشان را که می‌خواندم گاه اشکالاتی در ذهنم می‌آمد. یکبار با علامه طباطبائی در میان گذاشتم و ایشان فرمود: ایشان در مقدمات اشکال دارند. چون در مقدمات مسأله آمادگی و اشراف لازم نداشته دچار اشتباه شده اند (ص 43).
آقای حسنی چند سال در درس مرحوم شریعتمداری و چند سالی هم در درس امام خمینی شرکت کرده است. همچنین چند سال شاگرد درس مرحوم محقق داماد بوده است. در این وقت که دو سال از آمدنش به قم گذشته بود تازه لباس روحانی پوشیده و معمم شده است. مراسم عمامه گذاری ایشان در حضور آیت‌الله شریعتمداری برگزار شده است.
آقای حسنی پس از این تحصیلات به وطن خود باز می‌گردد تا آنچنان که خود می‌گوید در خدمت مردم باشد و با آنها. مدتی بعد از روستا به ارومیه می‌آید و با اجاره کردن خانه‌ای در آنجا ساکن می‌شود. در آنجا همسایه‌ای بود که با بلند کردن صدای ساز و آواز او را اذیت می‌کرد. هرچه تذکر داد مفید نیفتاد. یک بار اسلحه را برداشت و چند تیر هوایی کنار در خانه او شلیک کرد. در این وقت صدا کم شد. بار دیگر رگباری به هوا زد و این بار صدا کاملا قطع شد و ماجرا خاتمه یافت (ص 46).
در سال 1338 موفق می‌شود تا دفتر ازدواج و طلاق بگیرد تا به نابسامانی‌هایی که در این زمینه برای مردم و جود داشت خاتمه بدهد. وی شرح می‌دهد که انتخاب این کار اصلا برای کار درآمدزایی نبود و صرفا برای آن بود که در این زمینه اوضاع بسیار وخیم بود.
از آن پس آرام آرام نهضت روحانیت در قم آغاز شد. نخستین اشارت وی به انجمن‌های ایالتی و ولایتی است. وی که مطالب اهانت آمیزی را نسبت به اسلام در مجله زن روز دیده به قم می‌آید. نزد حاج آقا روح الله می‌رود و آن مجله را به ایشان می‌دهد: آقای مشکینی هم که حاضر بود متن را برای امام خواند و امام بشدت و با صدای بلند‌های‌های گریه کردند. از شدت ناراحتی لحظه‌ای بلند شدند، ایستادند و دوباره نشستند. (ص 51).
مشارکت وی در نهضت سبب ممنوع‌المنبر شدن او می‌شود و وی فعالیت خود را در روستای بزرگ آباد ادامه می‌دهد. پس از آن باز به دیدار امام می‌آید و روحانی دیگری هم که با او بوده (آقای مرندی) به امام توضیح می‌دهد که آقای حسنی جدای از کارهای کشاورزی و روحانی بودن، تعداد زیادی مسلح تربیت کرده و سلاح هم تهیه کرده است. امام یکمرتبه نگاهی کرده می‌پرسند راست می‌گوید؟ آقای حسنی می‌گوید: آری. امام می‌پرسند برای چه این‌ها را تهیه کرده اید. می‌گوید برای سرنگونی شاه. امام لبخندی می‌زنند و سکوت می‌کنند.
بعد هم تأکید کردند که مطالب اینجا به بیرون درز نکند (ص 55) همانجا امام اجازه آقامه نماز جمعه را برای وی در روستای بزرگ آباد صادر کردند.

آقای حسنی که از نوجوانی با سلاح آشنا شده یکی از نخستین وظایف خود را این می‌داند که به کار تهیه اسلحه و آموزش نظامی‌در آن منطقه بپردازد. همچنین شرحی از کارهای کشاورزی و مرغداری هم به دست می‌دهد.
نکته جالب در این بخش شرحی است که از سبیل بیگ‌ها و علی اللهی‌ها به دست داده است. در آنجا هم مسیحی فراوان بود و هم علی اللهی. آقای حسنی ضمن ستایش از این که آنان همسایگان خوبی برای ما بوده و هستند شرحی در باره عقاید آنان می‌دهد و این که گرچه ادعا می‌کنند شیعه هستند اما «خدا وکیلی هیچ یک از رفتار و کردارشان با فقه و معارف شیعه سازگاری ندارد». (ص 60) وی از سبیل‌های بلند آنان که به آنها باغچه علی گفته می‌شده یاد کرده و این که یکبار هم برخی از آنها در پاسگاه محل شکایت کرده بودند که او به عقاید آنان توهین کرده است و غیره. و این ماجرا تا بعد از انقلاب ادامه پیدا می‌کند. آقای حسنی هنوز در پی آن بوده است تا سبیل آنان را اصلاح کند و آنان مقاومت می‌کردند و می‌گفتند اگر ما را مجبور کنید که سبیل‌هایمان را کوتاه کنیم با شعار استقلال آزادی که سر داده‌اید سازگار نیست. وقتی می‌بیند که آنان کوتاه نمی‌آیند چند نفر را وا می‌دارد تا سبیل‌های آنان را با قیچی کوتاه کند. این مسأله مدتها تبدیل به نوعی شکایت از سوی علی اللهی‌ها علیه آقای حسنی شده بود و به مجلس هم رسید. وی می‌گوید اگر یکبار این باغچه علی خراب می‌شد دیگر قابل آباد شدن نبود و بنابراین کافی بود که یکبار سبیل‌ها کوتاه شود.
آقای حسنی دوباره به گذشته باز می‌گردد و می‌گوید زمانی که در قم بوده از فدائیان اسلام تأثیر پذیرفته است. شیفتگی وی نسبت به شخص نواب مانند دیگران عاشقانه است و وی می‌گوید با این که خیلی به آیت‌الله بروجردی علاقه داشتم دلم با فدائیان اسلام بود (ص 70)
وی بعد از بالا گرفتن نهضت امام فعالیت خود را بر محور آنچه در قم می‌گذشته ادامه داده است. اما علاوه بر دیگران همیشه مسلح بوده و از این جهت ساواک مراقبت بیشتری از او داشته است. وی مدتی دستگیر شده و مورد شکنجه‌های روحی و جسمی‌قرار می‌گیرد (ص 76).
یکبار که او را همراه جمعی دیگر به شهربانی بردند سرهنگی به او گفت که این شخص یعنی آقای حسنی با دیگران فرق دارد. این مخالف اعلیحضرت است. من گفتم: با شخص خاص بد نیستم با اعمال خلاف شرع مخالفم. یک مرتبه یکی از پاسبانها شهربانی «اسلحه اش را کشید و لوله آن را بیخ گوشم قرار دارد. سخنم را قطع کردم در حالی که همه جا سکوت بود . بدون این که خودم را ببازم لبخندی زدم و گفتم: من نصفم کردستانی است چون بزرگ شده کردستان هستم و با برادران کرد ارتباط مستمر دارم. نصف دیگرم آذربایجانی است چون تبار و زبانم آذری است. در کردستان معمول است می‌گویند: مرد نباید اسلحه بکشد. اگر کشید باید بزند. و اگر نزد از زن کمتر است. و می‌دانستم جرأ ت و حق شلیک ندارد و می‌خواهد مرا بترساند. او با آن غرور و تکبرش، آتش گرفت. یکی دیگر بلند شد او را آرام کرد و سیلی محکمی‌به گوش من زد...» (ص 80) داستان با گرفتن یک تعهد صوری تمام می‌شود.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

محمد قوچانی سردبیر جوان اما در اصل مهتر تایم ایرانی (شهروند امروز) در سالنامه اش دنبال اوبامای ایران می گردد. او راست می گوید عرصه سیاست در ایران مردان نو و تازه نفس می خواهد و اگر محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران می شود نه از خواستگاه و ریشه اصول گرایی که از بخت گمنام بودنش سود جست و به ناگه سونامی ۳ تیر بر جغرافیای سیاسی ایران وارد گشته و همه چیز را در هم نوردید.. طرفه آنکه رقیب کهنه کار و خردمندش با آنکه دیر سالی است ردای منتقد بودن را بر تن کرده اما در اذهان مردمی که مطالعه نمی کنند و با کتاب و نشریه قهر نموده اند نماد و نشانه نظام سیاسی ایران می گردد و احمدی نژاد جوان نماد تغییر و نوگرایی..

 24 اسفند ماه روز انتخابات پارلمان هشتم از تبریز و ارومیه دو تن راهی بهارستان گردیدند. مسعود پزشکیان و سید سلمان ذاکر منتخبان دور اول انتخابات در مراکز استان های آذربایجان بودند. اگر چه پیروزی پزشکیان محتمل و قابل پیش بینی می نمود لیکن در ارومیه روحانی جوان و گمنامی که از سادات یعنی از فرزندان آخرین فرستاده الهی نیز بود شگفتی آفرید و معادلات پیش گویان بر هم زد. بایستی بر منتخب مردم ارومیه آفرین گفت که قواعد بازی و آداب دمکراسی را به نحو احسن می داند و این گونه اعتماد رای دهندگان را توانسته جلب نماید..

اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است و نقل محافل و مجالس دور دوم انتخابات است. اگر دنبال اوبامای ارومیه در دور دوم انتخابات می گردیم بیراهه نخواهیم رفت که نام نامی نادر قاضی پور را ببریم. نادر قاضی پور را احسنت می بایست گفت که آراء خاموش بسیاری از قهر کنندگان با صندوق های رای را با حضور خود صلح و آشتی داده و این هنر در جلوه و جمال او بس که بسیاری صرف خاطر او دوباره به صحنه آمده اند. اصلاح طلبان پایتخت که اینگونه می نالند که به سبب تاخیر در اعلام ردصلاحیت ها در سازمان دهی نیروهایشان عاجز ماندند ایکاش از نادر دقیقه 90 درس سازمان و اشکال درونی سازمان دهی را می آموختند. باید بر نادر آفرین گفت با آنکه بیشتر وقتش صرف حل و فصل قضیه صلاحیتش گردید و بیشترین ساعات ایام تبلیغاتی او در مسیر تهران ارومیه سپری گشت توانست این گونه اعتماد رای دهندگانش جلب نماید.

نادر قاضی پور اوبامای انتخابات ارومیه است، او چه برنده این بازی باشد یا نه این خصوصیت را دارد که محبوب است و هوا خواهانش از سر صدق دوستش دارند. از خیلی ها شنیده ام که در اتاق نادر در استانداری همه گاه و به روی همه کس باز بوده است و هر کسی از سر درد سراغش آمده به ندرت پیش آمده که او از آلامش نکاهد.. آری او مردمدار و مردمی است و نامزد انتخابات مجلس نیز جز این چه می خواهد؟ ستاد انتخاباتی نادر در خیابان کاشانی روزهای پرشوری سپری کرده است و اگر نادر این بخت را داشته باشد که نماینده این مردم گردد بایستی برای گرفتن جشن ظفر  به دنبال مکانی بزرگتر از قنادی سابق پاپا بگردد..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  فواد صادقی: سرانجام با اعلام نتايج قطعي انتخابات مجلس هشتم در تهران، پرونده اين انتخابات نيز بسته شد. فارغ از انتقادات و شبهاتي كه اصلاح‌طلبان و ديگر گروه‌هاي منتقد به سلامت و درستي شمارش آرا وارد مي‌كنند، اگر فرض را بر صحت و يا دست كم صحت مشابه اين انتخابات با انتخابات مجلس هفتم بگذاريم، با مقايسه نتايج اين دو انتخابات، مي‌توان به روند موجود در جامعه پي برد. با توجه به آن‌كه عملا صف‌آرايي گروه‌هاي سياسي به صورت شفاف و كامل در تهران صورت مي‌گيرد، مقايسه آراي دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم، مي‌تواند معيار مناسبي براي قضاوت درباره افول و يا صعود گروه‌هاي سياسي در جامعه بدهد. با نگاهي ساده به نتايج انتخابات مجلس هشتم، مي‌توان به تداوم پيروزي‌هاي پياپي اصولگرايان در پنج سال اخير و شكست‌هاي پي‌درپي اصلاح‌طلبان از انتخابات شوراي شهر دوم اشاره كرد كه در اين انتخابات نيز با جاي گرفتن نفر نخست اصلاح‌طلبان در رتبه 29 رقم خورده است. اما اين تحليل، فاقد عمق و پيچيدگي‌هايي است كه بتواند حوادث پنهان انتخابات هشتم و روند موجود در لايه‌هاي آرا را كشف و بر پايه آن، جهت‌گيري در انتخابات آينده را پيش‌بيني كند. مشابهت شرایط انتخابات مجلس هشتم با انتخابات مجلس پنجم که دومین مجلسی بود که با اکثریت قاطع جناح راست یا اصولگرا شکل گرفت و ناطق نوری همچون حداد عادل پس از یک دوره ریاست بر مجلس با حمایت های پنهان وپیدا موفق به کسب رتبه اول در تهران وپس از آن ریاست مجلس گردید با امید آنکه پیروزی در انتخابات مجلس پنجم سکوی پرتاب وی وجناحش به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری باشد اما پیروزی فریبنده در انتخابات مجلس پنجم به شکست بزرگ در دوم خرداد منجر شد چرا که پیامهای انتخابات مجلس پنجم از سوی جناح راست بدرستی فهمیده نشد وامروز نیز که اصولگرایان سرمست از پیروزی در انتخابات نیمه رقابتی مجلس هشتم هستند با خطر شکست بزرگ در انتخابات ریاست جمهوری آینده مواجهند چراکه بی توجهی به لایه های پنهان در انتخابات مجلس هشتم سرنوشت مشابهی را برای اصولگرایان رقم خواهد زد. نگاهي دقيقتر به نتايج انتخابات مجلس هشتم، نشان مي‌دهد كه به رغم عدم تفاوت جدي واجدان شرايط رأي دادن در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم به علت بالاتر رفتن سه سال در سن رأي‌دهندگان و اختلاف چهار ساله دو انتخابات، ميزان مشاركت مردم تهران در انتخابات مجلس هشتم، اندكي كمتر از مجلس هفتم است و از 1.97 ميليون نفر به 1.91 ميليون نفر كاهش پيدا كرده است. همين كاهش اندك در آراي غلامعلي حداد عادل كه در هر دو انتخابات به عنوان سرليست اصولگرايان شركت داشت، ديده مي‌شود و آراي وي با وجود رياست مجلس و حضور گسترده در صداوسيما از 888 هزار رأي به 844 هزار رأي كاهش يافته است. تفاوت ديگر در آراي اصولگرايان، نبود چهره‌هاي برتر به جز حداد عادل در ميان كانديداهاست، به گونه‌اي كه در انتخابات مجلس هفتم، احمد توكلي، اميررضا خادم و سيدمهدي طباطبايي به ترتيب چهره‌هاي برتر اصولگرايان بودند و از برتري اختلاف چشمگيري با آراي ديگر اعضاي ليست كه به طور متوسط 520 هزار رأي داشتند، برخوردار بودند، اما در انتخابات مجلس هشتم، اين تفاوت ديده نمي‌شود و پس از حداد عادل، آقاتهراني نفر دوم با اختلاف 260 هزار رأي و نفرات بعد به طور متوسط با اختلاف ده هزار رأي قرار دارند و عملا متوسط آراي ليست اصولگرايان، حدود 460 هزار رأي است كه كاهش شصت هزار نفري را نسبت به انتخابات مجلس هفتم نشان مي‌دهد. از سوي ديگر، جايگاه اصولگرايان در توزيع آرا نيز با افت محسوسي همراه شده است، به گونه‌اي كه نفر آخر فهرست اصولگرايان در انتخابات مجلس هفتم، خانم كدخدا 24 درصد آرا را به دست آورد، اما نفر آخر اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم، خانم صفايي، تنها 18 درصد آرا را به دست آورده كه مي‌تواند در به دور دوم كشيده شدن انتخابات، به شدت كارساز باشد، چراكه با وجود ابطال 170 هزار رأي از سوي وزارت كشور در مجلس هشتم، يازده نماينده در دور دوم برگزيده مي‌شوند، اما در مجلس هفتم، تنها يك نماينده در دور دوم انتخاب شد. از سوي ديگر، فاصله بسيار نزديك و آراي نسبتا پايين كانديداي نخست مورد حمايت دولت و شاخص‌ترين اصولگراي منتقد دولت كه هر دو مورد لطف ويژه قرار داشتند، يعني آقاتهراني (صاحب آنتن اختصاصي سحرهاي ماه رمضان) و توكلي، نشان مي‌دهد كه جايگاه هر دو طيف حامي و منتقد دولت در ميان اصولگرايان تضعيف شده است. در آراي اصلاح‌طلبان نيز تغييرات چشمگيري رخ داده است. با توجه به آن‌كه شرايط ردصلاحيت اين طيف مشابه انتخابات مجلس هفتم بود و در ميزان مشاركت مردم نيز افزايش رخ نداده، آراي اصلاح‌طلبان به طور متوسط دو برابر شده است. آراي مجيد انصاري، كانديداي شاخص اصلاح‌طلبان، در هر دو انتخابات از 173 هزار رأي به 346 هزار رأي رسيده است. آراي سهيلا جلودارزاده نيز 78 درصد نسبت به مجلس هفتم افزايش يافته و رشد آراي اصلاح‌طلبان به گونه‌اي بوده است كه فاصله سيصد هزار نفري بين نفر آخر اصولگرايان با نفر نخست اصلاح‌طلبان كاملا از بين رفته و نفر نخست اصلاح‌طلبان از دو نفر آخر اصولگرايان پيشي گرفته است كه با توجه به ردصلاحيت و انصراف چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلبان و سطح پايين مشاركت (حدود 30 درصدي) در انتخابات تهران، پيام هشداردهنده‌اي براي اصولگرايان به شمار مي‌رود. بنابراين مي‌توان گفت، به رغم امكانات بيشتر اصولگرايان نسبت به انتخابات مجلس هفتم، با توجه به در اختيار قرار داشتن دولت و لطف بيشتر رسانه ملي به اين گروه، موقعيت اصولگرايان هرچند در رتبه‌هاي آرا و كسب كرسي‌ها تفاوت چنداني با مجلس هفتم ندارد، از نظر تركيب و تفاوت آرا دچار تغييرات چشمگيري شده است، به گونه‌اي كه در صورت عدم ابطال 170 هزار رأي از سوي وزارت كشور، عملا تنها يازده نفر از فهرست اصولگرايان در دور نخست به مجلس راه پيدا مي‌كردند و سرنوشت نوزده نماينده به دور دوم كشيده مي‌شد. اصلاح‌طلبان نيز با وجود رشد محسوس در انتخابات، همچنان از تشتت، سردرگمي، روشن نبودن مرزبندي در ميان خود رنج مي‌برند. پيام ديگر انتخابات مجلس هفتم آن است كه رأي‌دهندگان در طيف اصولگرايي، تفاوت چنداني بين حاميان و منتقدان دولت قايل نيستند و انتظار كارآمدي از اين گروه را دارند و در صورتي كه اين كارآمدي به دست نيايد، روند كاهش حاميان اين طيف كه در انتخابات مجلس هشتم نسبت به مجلس هفتم 10 درصد كاهش يافته است، در آينده تشديد خواهد شد  
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین