تبليغاتX
پارلمان هشتم
 
 
   
 
  پارلمان هشتم در خرداد 88  
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

کار پارلمان هشتم تا چند روز دگر و با پایان گرفتن دومین دوره انتخابات به پایان می رسد. صداقت و احترام به فهم و شعور مخاطب و اطلاع رسانی به صورت حرفه ای سرلوحه کار من بود. پارلمان هشتم نیازمند نقد های شماست. پارلمان هشتم از امروز کارش پایان می پذیرد و رویش جدید و آغاز دگر باره اش را در وبلاگ خرداد 88 با قوت و قدرت و با حمایت های گرم شما خوبان ادامه می دهد.

از دوستان وبلاگ نویس خواهانم وبلاگ جدید خرداد 88 را لینک نمایند تا ارتباطات و دوستی ها بیش از این گردد.  رئیس جمهور آینده کیست؟ پاسخ این سوال در خرداد 88 معلوم خواهد شد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک و سخنگوی سابق تیم مذاکرات هسته‌ای صبح پنج شنبه در پی یک بحران قلبی به بیمارستانی در شمال تهران منتقل و در بخش CCU بستری شد.

یکی از دوستان حسین موسویان در گفتگو با خبرنگار «شهاب‌نیوز» تایید کرد که این دیپلمات شناخته شده صبح پنج شنبه در پی یک بحران قلبی به بیمارستانی در شمال تهران منتقل شده و بلافاصله در بخش CCU بستری شده است.

وی گفت: موسویان که از عصر چهارشنبه از احساس درد و سوزش شدید در قفسه سینه رنج می‌برد و به دلیل شرایط روحی، با اصرار خانواده‌اش برای مراجعه به پزشک مخالفت می‌کرد؛ اول صبح پنج‌شنبه به بیمارستانی در شمال تهران منتقل شد. پزشکان معالج با توجه به وضعیت جسمی موسویان و آزمایش‌های اولیه، وضعیت قلبی او را بسیار نامناسب تشخیص داده و انجام عمل فوری آنژیوگرافی را ضروری دانستند که عمل نیز انجام شد.

این منبع نزدیک به موسویان افزود: پرونده پزشکی موسویان نشان می‌دهد که قلب وی در اوایل سال گذشته در سلامت کامل بوده است. بر اساس گفته‌های پزشکان؛ استرس‌ها و فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی وارد شده بر وی طی 8 ماه گذشته او را در وضعیت خطرناکی قرار داده تا آن جا که تاخیر در انتقال موسویان به بیمارستان در صبح پنج‌شنبه می‌توانست نتایج فاجعه‌باری در پی داشته باشد.

وی با تاکید بر این که «موسویان همچنان در بخش CCU بستری است» گفت: پزشکان نسبت به نتایج هرگونه استرس و فشار بر موسویان هشدار داده و تاکید کرده‌اند وی پس از ترخیص از بیمارستان، شدیداً بایستی از هر گونه فشار، هیجان و استرس دوری کند.

این منبع آگاه در پایان تاکید کرد: آقای موسویان طی یک سال گذشته در مقابل تمام اتهامات ناروا سکوت کرده و مصالح کشور را بر آبروی خود ترجیح داده است. وی به رغم تمام اتهامات عجیب و غریب رسانه‌ای که مطلقاً دروغ و خبرسازی بود و به رغم شرایط دشوار خانوادگی، باز هم سکوت را ترجیح داد. با این حال، برخی از پیام‌های سیاسی و فشارهای وارده بر موسویان پس از صدور رای دادگاه، وی را در روزهای اخیر از یک روند رسیدگی حقوقی و عادلانه به این اتهامات کاملاً ناامید کرده است.

حسین موسویان حدود دو هفته قبل پس از یک سال جنجال سیاسی و رسانه‌ای، سرانجام از اتهام «جاسوسی» تبرئه شد. با این حال دادگاه به دلیل نگهداری چند سند، وی را به دو سال حبس تعلیقی و 5 سال محرومیت از مشاغل دیپلماتیک و بین‌المللی محکوم کرد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

رئيس‌جمهور و رئيس سازمان گردشگري فاميل شدند.  به گزارش «تابناك»، مراسم عقد پسر دکتر احمدي نژاد و دختر اسفنديار رحيم مشايي شب گذشته برگزار شد.اين مراسم در منزل مشايي در تهران و به صورت ساده و صميمي برگزار شده است.

آقای مشایی گفت در یک تالار کوچک مراسم برگزار شود ولی دکتر احمدی نژاد گفته بود که در منزل برگزار کنیم . مراسم در کمال سادگی و بی تکلفی برگزار شد.

مجلس زنانه در منزل آقای مشایی و مجلس مردانه در منزل همسایه آقای مشایی که یک پدر شهید و شغل وي نيز بنايي می‌باشد، برگزار شد.

تعداد میهمانان مرد 20 نفر و میهمانان زن 25 نفر بودند و خطبه عقد را حاج آقا ثمری خواند.

پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت احمدی نژاد برگزار شد . از شام هم خبری نبود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

۱۵ بهمن ماه ۸۶ ساعت ۱۷:۲۸ آخرین روزی بود که حسام شیرازی از وادی وبلاگ نویسی وداع نموده و دگر هیچ نمی نویسد. من از دلایل ننوشتن حسام کاملا آگاهم چون می دانم بی حرمتی ها و ناجوانمردی ها گاهی صبر و تحمل را به نقطه پایانی می رساند و آدمی عطای نوشتن را به لقایش می بخشد. جفایی که بر حسام شده ورژن دیگرش چندی قبل بر پارلمان هشتم شده بود.

نمی دانم چرا حریم انسان ها اینگونه زیر پای افراد کم خرد خرد می شود یادمان رفته این سخن را که حفظ آبروی انسان ها از حرمت حریم امن کعبه واجبتر و با ارزش تر است؟ انسان هایی که از صفت انسانیت به دورند و از انسان بودن فقط نقابش را به صورت زنده اند چگونه به خود اجازه می دهند با ارزش های الهی و کرامت انسان ها به این راحتی بازی کنند ؟ آیا اینان را روز عقوبت و حسابرسی نیست ؟

حسام شیرازی را ننوشتن بس است او بایستی به این عرصه بازگردد چون جز صداقت و سلامت چیز دگری در نوشته هایش نیست. جامعه مدنی نیازمند انسان های اهل مدنیت و با اصالتی چون حسام است. چراغ اخلاق و مردانگی بایستی شعله ورتر شود تا عرصه برای تاریکی و جهل تنگ تر شود. امثال حسام شیرازی و ایرج فتاح باید بنویسند تا باران صداقتشان غبار از چهره بی نذاکتی ها و کوته بینی ها گشاید. ناصر حضرتی عزیز بیشتر باید بنویسد تا همه را به نوشتن وا دارد بایستی نوشت چرا که قلم توتم ماست و این عرصه بیش از این نباید با رکود و سستی مواجه شود..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

در شرايطي که گزارش تلويزيوني احمدي نژاد درباره برنامه هاي اقتصادي جديد او، راهکارهاي مهار تورم و گراني لغو شده است، همزمان جمعي از نمايندگان مجلس هم خواستار عذرخواهي رئيس جمهور از مردم شدند و به او توصيه کردند به جاي ارائه گزارش هاي پي درپي و وعده هاي مکرر براي مهار تورم و گراني از کارشناسان کارکشته اما حذف شده کشور استفاده کند تا اقتصاد کشور بيش از اين گرفتار تورم و گراني نشود. پيشنهاد نمايندگان مجلس در شرايطي مطرح شده که مسوولان نهاد رياست جمهوري دو روز پيش اعلام کردند محمود احمدي نژاد يکشنبه شب (ديشب) بر صفحه تلويزيون ظاهر خواهد شد و تازه ترين گزارش خود را درباره برنامه هاي اقتصادي اش مستقيماً با مردم در ميان خواهد گذاشت. ظاهراً قرار بوده بعد از اعلام رسمي خبر عزل وزراي اقتصاد و کشور، گزارش تلويزيوني احمدي نژاد هم به فاصله چند ساعت پخش شود. اما ظاهراً در اين راه مشکلاتي پيش آمده است، از جمله جمعي از نمايندگان مجلس و مقامات مملکتي و فعالان سياسي با عزل پورمحمدي مخالفت شديد کردند و در عين حال تصميم به عزل وزير اقتصاد را هم تلاش براي انداختن گناه گراني ها به گردن داوود دانش جعفري قلمداد کردند تا بدين وسيله دامن ساير دولتيان از جمله احمدي نژاد از مساله تورم و گراني پاک شود. ظاهراً بروز چنين مشکلاتي به لغو گزارش تلويزيوني شب گذشته احمدي نژاد و موکول شدن آن به زمان ديگري منجر شده است. البته محمود احمدي نژاد تاکنون چندين بار و طي چندين ساعت از شبکه هاي مختلف صدا و سيما درباره مسائل اقتصادي از جمله گراني و تورم گزارش داده است. گزارش هايي که در سال اول رياست جمهوري اش حاوي انکار هر نوع گراني بود و مقوله تورم را صرفاً سياسي کاري ها و جنگ رواني تعدادي روزنامه قلمداد کرد اما به تدريج به سمت پذيرش گراني حرکت کرد و در عين حال وعده داد ريشه گراني و تورم در سال 1386 کنترل و ميزان تورم تک رقمي خواهد شد اما اينک در سال 1387 آمارهاي رسمي حاکي از تورم 6/18 درصدي است و پيش بيني شده است در سال جاري هم تورم از مرز 20 درصد عبور کند. البته در آمارهاي غيررسمي از تورم بالاتري سخن به ميان آمده است و از قضا در جامعه هم تورم بسيار بيشتر از آن چيزي احساس مي شود که آمارهاي رسمي بر آن تاکيد دارند. در چنين اوضاع و احوالي است که کارشناسان تکرار وعده هاي احمدي نژاد را راهکار اساسي مهار تورم نمي دانند و از او درخواست دارند به واقعيات توجه کند و کارشناساني را که با اتهام هاي مختلف از صحنه حذف شده اند به عرصه بازگرداند.در همين راستا مجلسيان هم واکنش هاي متفاوتي از خود نشان دادند.

تعدادي از نمايندگان مجلس ضمن سلب مسووليت دوباره از خود در مورد ايجاد تورم و گراني لجام گسيخته در کشور گناه آن را به گردن دولت انداختند و خواستار عذرخواهي رسمي احمدي نژاد از مردم شدند.

گروهي ديگر از مجلس هفتمي ها هم با استناد به اينکه اين مجلس به دليل بسياري از ملاحظات به خوبي از حق مردم دفاع نکرده و پس از 4 سال مردم را با تورم و گراني تنها مي گذارد، خواستار عذرخواهي همکاران شان از مردم و طلب حلاليت بودند.

بدين ترتيب به نوعي بازار معذرت خواهي در مجلس داغ بود؛ درخواست عذرخواهي «از سوي احمدي نژاد» يا «از سوي نمايندگان». علي رياض نماينده تهران و عضو فراکسيون اصولگرايان که به دور دوم راه نيافته در پاسخ به اينکه مجلس و دولت، کدام يک از مردم به خاطر اين ميزان تورم بايد عذرخواهي کنند، اين طور پاسخ داد؛ «چرا از من مي پرسيد. من که از اين مجلس حقوق دريافت نکردم، برويد از بقيه نماينده ها بپرسيد.»

البته عماد افروغ که از ماه ها پيش سعي کرده حسابش را از ساير اصولگرايان در حمايت از دولت جدا کند به همکارانش يادآوري کرد که چاره يي جز عذرخواهي از مردم ندارند؛ «نمايندگاني که به پيشنهادهاي احمدي نژاد و وزرايش تن دادند و تورم و گراني بيشتري را براي مردم به جا گذاشتند حالا بايد هزينه پرداخته و حداقل اعتراف کنند که چرا پاسخگوي اعتماد مردم نبوده اند و دين شان را ادا نکردند.»

افروغ افزود؛ «مجلسي که راس امور بودن را توجه نکرد و تابع خواسته هاي دولت شد تا بيش از آنکه وکيل ملت باشد، وکيل دولت باشد، مستحق چنين اذعاني است که «اشتباه کرده و از مردم طلب مغفرت کند».»

محمد خوش چهره نماينده تهران که با وجود تغيير موضعش نسبت به دولت و رفتن به صف مخالفان احمدي نژاد هنوز به دور دوم انتخابات اميدوار است، به کنايه عنوان مي کرد که ديگر فصل معذرت خواهي هاي او و هم طيفانش گذشته و نمايندگاني که دور بعد راهي مجلس مي شوند درس عبرت بگيرند و در راهي که مجلس هفتمي ها رفتند، نروند تا در آخر دوره در برابر چشم هاي پرسشگر ملت جوابي براي دفاع کردن از خود داشته باشند.

خوش چهره همچنين از احمدي نژاد خواست در برابر مردم به اشتباهاتش اذعان کرده و بگويد سيستم مديريتي وي کشور را به سوي تورم و گراني سوق داده است.

الياس نادران هم در دفاع از جايگاه مجلس از افرادي که مجلس را در کنار دولت در باب تورم مقصر مي دانند، گلايه کرد که اگر مجلس هفتم به انحراف رفته بود حالا بايد شرمنده مردم مي شد اما «فکر نمي کنم مجلس به انحراف رفته باشد. تمام تلاش مان را کرديم اما احمدي نژاد و کابينه اش به گونه يي کشور را اداره کرده و مصوبات مجلس را اجرايي کردند که عاقبتش اين شد.» نادران در برابر خبرنگاراني که طرح تثبيت قيمت ها را يک شکست و اشتباه بزرگ مجلس عنوان مي کردند، با ناراحتي پاسخ داد؛ «عمداً تصميمي نگرفتيم که گراني بياورد. هنوز هم از طرح تثبيت قيمت ها دفاع مي کنم. مجلس خوب تصميم گرفت اما دولت اجرا نکرد.»

نمايندگاني که با اين توجيه دولت را مقصر جلوه داده و مجلس را جدا از مشکلات مردم مي دانند، با اين سوال خبرنگاران در راهرو مجلس مواجه بودند که اگر اين طور بود و مي ديدند کاري از دست شان برنمي آيد، چرا استعفا ندادند. نادران در پاسخ به اين پرسش تاکيد داشت؛ «مقابل دولت احمدي نژاد بسيار قدرتمند ايستاديم و دليلي براي استعفا نبود. حالا هم دولت بايد جواب اين سوال ها را بدهد، نه نمايندگان.»

اما غلامرضا مصباحي مقدم از چهره هاي اقتصادي و سخنگوي جامعه روحانيت مبارز هم عنوان مي کرد هم دولت و هم مجلس اين روزها به جاي توجيه بايد از مردم حلاليت بطلبند؛ «برخي از چهره هاي اقتصادي تمام تلاش شان را به کار بردند اما مجلس گوش شنوا نداشت. بودجه 85 را همان طور که دولت مي خواست تصويب کردند. همان موقع هشدار داديم که از نيمه دوم سال 85 داد تورم و گراني مي زنند اما مجلسي ها به احمدي نژاد اعتماد کردند و به هشدار کارشناس ها بي اعتنايي.»

مصباحي مقدم به استناد تمام مذاکرات و هشدارها از يک سو و سکوت اکثريت مجلس از سوي ديگر از همکارانش خواست؛ «دو سال گوش شنوا نداشتيد، حالا بايد در برابر مردم و وجدان بيدار ملت پاسخ دهيد و بگوييد به چه توجيهي جاي حق آنها را با منفعت دولت عوض کرديد.»

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

«امير محبيان» تحليل‌گر مسائل سياسي معتقد است سايه‌ي انتخابات رياست‌جمهوري دور دهم بر مجلس هشتم سنگين خواهد بود؛ به اين معنا كه چه طيف اصلاح‌طلب متمايل به مهدي كروبي و چه طيف اصول‌گراياني كه گرد برخي كانديداهاي سابق دوره‌ي رياست‌جمهوري جمع شده‌اند و به آنها تمايل دارند، تلاش مي‌كنند از فرصت موجود مجلس هشتم براي انتخابات رياست‌جمهوري آينده بهره بگيرند و فضايي را ايجاد كنند كه كانديدايشان به صحنه بيايد و بتواند نقش موثري ايفا كند.


در انتخابات مجلس هشتم شرايط براي اصولگرايان بهتر نشد

امير محبيان در تحليل آراي تهران و اين كه به واقع اصولگرايان چقدر توانسته‌اند در جريان انتخابات مجلس هشتم به موفقيت و پيروزي دست پيدا كنند، اظهار كرد: در مورد مساله‌ي انتخاباتي كه انجام شد همانطور كه پيش‌بيني مي‌شد، شرايط براي اصول‌گرايان از جهاتي بهتر نشد و ما شاهد شرايط جديدي در مجلس هشتم هستيم.


اصولگرايان فراكسيون‌هاي مختلفي در مجلس هشتم تشكيل مي‌دهند

موسس حزب نوانديشان ايران اسلامي هم‌چنين گفت: در مجلس جديد شاهد خواهيم بود اصولگرايان فراكسيون‌هاي مختلفي را تشكيل مي‌دهند؛ براي نمونه ممكن است ائتلاف فراگير براي خود فراكسيوني موثر را تشكيل دهد و ممكن است اين فراكسيون تابعيت كامل از فراكسيون جبهه‌ي متحد اصولگرايان نداشته باشد كه اين امر نشان‌دهنده‌ي آن است كه بايد با تحليل جديدي به سراغ ايجاد روابط و ائتلاف‌هاي اصولگرايان در درون مجلس هشتم رفت و در واقع آن‌چه اهميت دارد اين است كه ما در تحليل آراي مردم واقع‌گرايانه عمل كنيم.


تحليل آراي تهران را نبايد معادل تحليل آراي كشور در نظر بگيريم

اين تحليل‌گر مسائل سياسي، با بيان اين كه من موافق نيستم تحليل آراي تهران را معادل تحليل آراي كشور بگيريم، افزود: اين اصل را نيز بايد همواره در تحليل مد نظر داشت كه راي شمال شهر تهران راي همه‌ي تهران نيست و تحليل راي تهران معادل راي كشور نيز نيست؛ چرا كه اگر اين گونه بينديشيم، دچار همان توهمي مي‌شويم كه پاره‌اي از اصلاح‌طلبان دچار آن شدند و با تحليل آراي طبقه‌ي خاصي از جامعه به اين نتيجه رسيدند كه راي بسيار فوق‌العاده‌اي در انتخابات خواهند آورد؛ ولي شاهد اين بوديم كه در انتخابات رياست‌جمهوري و مجلس، خلاف اين پيش‌بيني اتفاق افتاد؛ از اين رو به گمانم ماهيت طيف درون حاكميت اصلاح‌طلبان تغيير خواهد كرد و تغيير كرده است.


كروبي، نماينده‌ي ناگزيز اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري

وي ادامه داد: به عبارتي ديگر اگر تا پيش از اين جبهه‌ي مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نقش پيشتاز داشتند اكنون جريان آقاي كروبي و حزب اعتماد ملي با توان لابي‌گري كه دارد نقش پيشتاز داشته و خواهند داشت و در دوران جديد آنها تلاش مي‌كنند چه در مجلس و چه بيرون از آن زمينه را براي ورود آقاي كروبي به صحنه براي انتخابات رياست‌جمهوري آماده كنند و آقاي كروبي نيز تلاش مي‌كند قباي رياست‌جمهوري را از منظر خودش به تن خودش پرو كند و افكار عمومي را بسنجد و در عين حال نقش حداقل نماينده‌ي ناگزير و تنها كانديداي اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري آينده را داشته باشد و همه‌ي برنامه‌ي آن‌ها در اين مسير خواهد بود.


سايه انتخابات رياست‌جمهوري دهم بر مجلس هشتم سنگيني خواهد كرد

محبيان ادامه داد: لذا نكته‌اي مهم اين است كه ما در زمينه‌ي تحليل آراي مردم در جريان انتخابات مجلس هشتم دقيق عمل كنيم و به نظر من اصولگرايان هم نبايد دچار توهم باشند، هم‌چنين اين امر را بايد به عنوان يك فاكتور اصلي در نظر گرفت كه به نظر مي‌رسد سايه‌ انتخابات رياست‌جمهوري دهم بر مجلس هشتم سنگيني خواهد كرد؛ يعني چه طيف اصلاح‌طلب متمايل به آقاي كروبي و چه طيف اصولگرايان كه گرد برخي كانديداهاي سابق دوره‌ي رياست‌جمهوري جمع شده‌اند و به آنها تمايل دارند، تلاش مي‌كنند از فرصت موجود مجلس هشتم براي انتخابات رياست‌جمهوري آينده بهره بگيرند و فضايي را ايجاد كنند كه كانديداي مطلوب‌شان به صحنه بيايد و بتواند نقش موثري ايفا كند.


مجلس هشتم نسبت به مجلس قبلي مستقل‌تر از دولت عمل خواهد كرد

اين تحليل‌گر مسائل سياسي افزود: به عبارت ديگر هواداران آقاي كروبي تلاش خواهند كرد با نقد دولت نهم اين گونه بيان كنند كه « ما مي‌توانيم يك آلترناتيو باشيم»، ضمن اين كه تلاش خواهند كرد فاصله‌ي خود را از طيف تندروي اصلاح‌طلبان بيشتر كنند و از طرف ديگر به گمان من در جريان اصولگرا نيز گرايش‌هاي مختلف تلاش خواهند كرد با نقد دولت نهم كانديداي مطلوب خودشان را مطرح كنند كه البته نوع بيان آن‌ها متفاوت خواهد بود و به گمان من اين اتفاق خواهد افتاد و دولت بايد خود را براي مواجهه به يك‌سري از موج‌هاي انتقادي آماده كند و با توجه به اين كه مجلس هشتم زودتر از انتخابات رياست‌جمهوري دهم تشكيل مي‌شود، اين مجلس نسبت به مجلس قبلي، مستقل‌تر از دولت عمل خواهد كرد و به عبارتي انتقادي‌تر خواهد بود.

وي درباره اين كه در جريان انتخابات مجلس هشتم نيز اصول‌گرايان به دو بخش حاميان دولت و منتقدان آن تقسيم شدند، گفت: دقيقا همين جريان رخ داد، گر چه ممكن است عناصر شاخص اين جريان اين مساله را رد كرده و آن را نپذيرند و شايد اصلا به مصلحت اصول‌گرايان نيز نباشد كه اين اتفاق ديده شود؛ ولي اين مساله به عنوان يك واقعيت وجود داشت.

طرح برخي از آلترناتيوهاي اصول‌گرا براي انتخابات رياست‌جمهوري

محبيان افزود : به گمان من هر چه به انتخابات رياست‌جمهوري دوره آينده نزديك مي‌شويم، افرادي كه برداشت‌شان اين است كه صلاحيت دارند براي اين انتخابات به عنوان كانديداي اصول‌گرا مطرح شوند، ضمن تلاش براي مطرح‌كردن خود، درصدد خواهند بود با نقد دولت اصولگرا كاركرد و توانايي خود را به گونه‌اي در جامعه بيان كنند؛ به عبارت ديگر، جدا از طيف اصلاح‌طلبان به نظر مي‌رسد طيف‌هايي از جريان اصولگرا نيز تلاش مي‌كنند با نقد دولت خود را مطرح كنند و با توجه به اين كه هنوز اقبال به اصول‌گرايان در جامعه وجود دارد، اين گونه مطرح كنند كه آقاي احمدي‌نژاد تنها و آخرين آلترناتيو نيست و اگر اصولگرايان ديگري كانديدا شوند، احتمال دارد راي بياورند؛ يعني در ذهن برخي آلترناتيوهاي اصولگراي آقاي دكتر احمدي‌نژاد، اين طرح وجود دارد كه ممكن است آقاي احمدي‌نژاد به دليل نقايصي كه از نظر آنها در كار دولت وجود دارد، كنار برود و با توجه به علايق مردم به اصول‌گرايان كانديداي اصولگراي ديگري از سوي مردم انتخاب شود.


شدت گرفتن انتقادات بخشي از اصولگرايان از دولت در آينده

محبيان ادامه داد: اما اين را كه آيا واقعا اين افراد به حدي از مقبوليت رسيده‌اند كه توان رقابت با دكتر احمدي‌نژاد را داشته باشند، آينده مشخص مي‌كند؛ ولي به گمان من اين ذهنيت براي آنها يك انگيزه را ايجاد خواهد كرد و همچنين براي هواداران‌شان كه انتقاداتي را با ادبيات خاص از دكتر احمدي‌نژاد شروع كنند؛ از اين رو دولت بايد خود را از اكنون در برابر اين انتقادات تجهيز كند و بداند ممكن است وضعيت دولت در مجلس هشتم به اندازه‌ي مجلس هفتم روان نباشد.


جريان مشترك قاليباف، رضايي و لاريجاني در اردوگاه اصول‌گرايان ايجاد نمي‌شود

اين تحليل‌گر مسائل سياسي، در پاسخ به اين پرسش كه در جريان انتخابات مجلس هشتم شاهد همكاري‌هايي ميان قاليباف، رضايي و لاريجاني بوديم و آيا ممكن است اين سه ضلع در آينده جرياني را به صورت مشترك در بين اصولگرايان ايجاد كنند؟ گفت: تحليل من اين است كه سه ضلعي كه نام برده شد در اصول‌گرايي و در موضع انتقادي نسبت به دكتر احمدي‌نژاد مشترك هستند؛ ولي اينها در نهايت با هم نخواهند بود؛ چرا كه هر سه آنها به نحوي مدعي رياست‌جمهوري و كانديداتوري در انتخابات هستند؛ بنابراين در جبهه‌ي نقد دولت مشترك عمل مي‌كنند، ولي در جبهه‌ي اثباتي يعني اثبات خود هر كدام سعي مي‌كنند در جامعه به عنوان يگانه آلترناتيو مطرح شوند.


سوء‌تفاهم‌هاي تحليلي؛ عامل بسياري از اختلافات

محبيان در بخش ديگر گفت‌وگويش با ايسنا گفت: معتقدم بسياري از مسائل و اختلافاتي كه بين جريان اصولگرا و اصلاح‌طلب به وجود مي‌آيد و ممكن است نادرست باشد و رفتار صحيح را به وجود نياورد، هم‌چنين اختلافاتي كه بين اردوگاه اصولگرا وجود دارد، ناشي از برخي سوء‌تفاهم‌هاي تحليلي است؛ يعني جريان عوامل موثر، تحليل دقيقي از اوضاع نداشته باشند يا در مورد توان خود دچار نوعي توهم باشند و يا در عين حال نوعي بسته‌نگري يا در واقع انقباض تحليلي باعث شود اجازه ندهند جريان اصول‌گرا چنان كه بايد گسترده شود؛ از اين رو نتيجه‌ي اينها اين است كه مشاهده خواهيم كرد درگيري‌هايي بين اين دو جناح به وجود آيد و مردم را نسبت به عرصه‌ي سياست بدبين ‌كند.


گراني و تورم بزرگ‌ترين معضل فراروي اصولگرايان

وي در ادامه گفت: در شرايط فعلي اولويت نخست براي مجلس آينده و دولت اصولگرا اين است كه اولا در مسير ديدگاه‌هايي كه مقام معظم رهبري دارند براي حل معضلات به سمت نوآوري بروند، كارها و تلاش‌هاي انجام گرفته را به سمتي ببرند كه به شكوفايي برسد و مردم نتايج آن را ببينند و شيريني فعاليت مسوولان را مشاهده كنند، هم‌چنين بزرگ‌ترين معضلي كه فرا روي ماست گراني و تورمي است كه مردم دچار آن شده‌اند و ضروري است دولت و مجلس و تمام عناصر موثر دست به دست هم بدهند و كمك كنند تا دولت بتواند وضعيت بهتري را براي مردم به‌ويژه براي طبقات متوسط و پايين ايجاد كند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

فاطمه رجبی: ۱. مصوبة مجلس در لغو تغيير ساعت توسط دولت، سبب گرديد تا از اول فروردين‌ماه، وقت نماز صبح ساعت 5 بامداد، ظهر شرعي 1 بعد از ظهر و اذان مغرب حدود 8 شب باشد.

اين نابساماني و سرگرداني مؤمنان، تحفه‌اي است كه مجلس هفتم با يدك‌كشي عنوان اصول‌گرايي به آنان ارزاني داشته است. ظاهر قضيه عقب‌نماندن از قافله اروپا و يافتن نماد توسعه‌يافتگي بود، و باطن آن حراست از بدعت‌گزاري‌هاي ارتجاعي دولت‌ توسعه و استمرار آن به وسيلة دولت اصلاحات.

هنوز در فروردين‌ماه هستيم كه نالة ناراحتي مردم شريعت‌مدار از اين شاهكار مجلس بلند است. شنيده مي‌شود برخي ائمه جمعه و جماعات، حتي دست به دعا؟! بلند كرده‌اند تا عوامل نابساماني اوقات شرعي و ايجادكنندگان در هم ريختگي آرامش ملّت را در رسيدن به جزاي اعمال، امدادرسان شوند.

اما بايد پرسيد مجلس هفتم در اين پافشاري بر مخالفت‌ با تغيير ساعت توسط دولت، كدام مصالح شرعي يا ملّي را در نظر داشت.

 آيا صرف مخالفت با تصميمات دولت يك «هنر» است كه به هر قيمتي بايد آن را دنبال كرد؟ آيا وامداري نسبت به برنامه‌ها و راهكارهاي بنيان‌فكن توسعه و سازندگي يك اصل است كه با هر بهايي بايد ملت را و آرامش ملّت را قرباني آن نمود؟

به هر روي مجلس براي نخستين‌بار در امري كه به او «مربوط» نبود، آشكارا دخالت كرد، و «اختيار دولت‌هاي گذشته» را از دولت احمدي‌نژاد سلب كرد، و از آنِ خود نمود.

 شوراي نگهبان در همدلي با مجلس بدون نگريستن به عواقب كار آن را تصويب كرد، تا مجلسيان خرسند از دل به‌خواهي‌هاي خود همچنان بر اريكه قدرت سوار بمانند.

 2. نگاه مسؤليت‌پذيري مجلس هفتم به مصالح شرعي و ملّي، شاهكاري ديگري هم داشت.
نخستين مصوبة سال جديد، اين شاهكار را به ملّت تقديم كرد. «منع چند شغله بودن حقوقدانان شوراي نگهبان» از مداخله‌گري‌هاي بدعتگزارانه ديگر مجلس هفتم است.

اين مصوبه كه يقيناً هم دين و دنياي ملّت را در گرو خود خواهد داشت، و هم آبروي نظام و ارتقاي سطح كشور را در جهان تضمين مي‌نمود، و هم اهداف سند چشم‌انداز را در پي مي‌گرفت، و هم معضل اقتصادي و اجتماعي جامعه را بر طرف مي‌كرد، از تلويزيون آقاي ضرغامي، با عنوان «مصوبه‌اي عليه دكتر الهام» به اطلاع مردم رسيد!

با اين حال ملّت نمي‌داند چگونه قدردان اين همه دغدغه و دل‌نگراني‌هاي شرعي و ملّي نمايندگان مجلس هفتم باشد. نمايندگاني كه حدود سه‌سال وقت مجلس و بيت‌المال را در معارضه با دولت نهم صرف كرد و نمونه‌هايي چون «تغيير ساعت» و مصوبه اخير، تنها مخالفت با دولت را در نظر داشت.

آيا همين نمايندگان نبودند كه «عزيزي» و «اميري» را با داشتن شغل به حقوقداني شوراي نگهبان انتخاب كردند؟!

باطن امر را مي‌توان از افاضات دكتر توكلي دريافت. شخصي كه در آتش‌بياري مخالفت با دولت، راه طويلي را پيموده است. او كه به عنوان حامي قاليباف در رياست‌جمهوري تلاش بسيار داشت، از هم‌اكنون نگران سوء استفاده از قدرت توسط حقوقدانان شوراي نگهبان است.

 البته براي اين همه مسؤوليت‌پذيري بايد آفرين گفت. اما دغدغة وي مربوط به نامزد آتي رياست‌جمهوري است! زيرا وي مي‌گويد: «چه تضميني هست كه در انتخابات رياست‌جمهوري آتي، همين حقوقدانهاي شوراي نگهبان رقباي رئيس‌جمهور را رد صلاحيت نكنند.»!!؟

آيا آقاي توكلي بر آن است به حمايت از نامزدي برخيزد كه احتمال ردصلاحيت شدنش قطعي است؟ آيا او با حذف برخي حقوقدان‌هاي شوراي نگهبان «جاده‌صاف‌كن بي‌صلاحيتي است كه در آينده نامزد رياست‌جمهوري خواهد شد.»؟

به هر روي در صورت تصويب شوراي نگهبان مصوبه عملي است و خواسته و ميل نمايندگان مجلس برآورده مي‌شود. اما آيا مي‌توان دار ازاي عمر شوراي نگهبان را بر اساس اميال نمايندگان مجلس هفتم رقم زد؟
 آيا بدعتي كه امروز مجلسيان دنبال مي‌كنند، ايجاد خودكامگي در ساختار سياسي نيست؟ چه فرقي مي‌كند خودكامگي توسط شناخته‌شدگان سياست‌ورز دولت‌هاي توسعه و اصلاحات باشد يا مجلس هفتم متولي آن شود؟!

اما يك نكته را نبايد از نظر دور داشت كه بر خلاف بسياري از نمايندگان مجلس هفتم، به خصوص آتش‌بياران معركة مخالفت با دولت از طيف اصول‌گرايان، دكتر الهام از سال‌هاي قبل به عنوان مخالف دولت‌هاي «توسعه و سازندگي» و «اصلاح‌طلبي برانداز» شناخته شده است.

اينك مصوبة مجلس اداي دين به آن دو جريان است، به ويژه اگر فرجام كار به مجمع تشخيص كشيده شود!

باشد كه با تاييد مصوبه مجلس، حركت فراقانوني مجلس هفتم، برگ ديگري به كارنامه اصول‌گرايي و اصلاح‌طلبي مجلس هفتم بيافزايد!

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام آغاز روند تغییر و تحولات تازه در دولت نهم را ناشی از ناتوانی دولت در عمل به تعهدات و وعده های خود دانست.

محمد هاشمي ، روز جمعه ، با بیان این مطلب تاکید کرد:« رییس جمهوری به دلیل آنکه نتوانسته است به وظایف و تعهدات خودعمل کند برای چاره اندیشی مجبور به ایجاد تغییرات تازه شده است.»

عضو ارشد حزب كارگزاران سازندگي با اشاره به تعهدات و اختیارات دولت گفت:« رییس جمهور از نظرقانونی یک وظایفی دارد و بر اساس آن تعهداتی را به ملت ایران داده است. بنابراین به لحاظ قانونی مسولیت رییس دولت انجام تعهداتی است که به ملت داده است و رییس جمهوری در برابر ملت ، رهبری و مجلس مسوول است و باید پاسخ گوی رفتارها و عملکرد خود باشد.»

وی تصریح کرد:« از سوی دیگر رییس جمهوری اختیاراتی دارد که بر اساس آن می تواند به رای و نظر خود اقدام به انتخاب همکارانش کند و تیمی را برگزیند تا بتواند تعهداتش را عملی کند.»

هاشمی در ادامه به روند روند تغییرات در دولت اشاره کرد و گفت:« اما به هر حال تغییر و تحولات در یک حوزه و دستگاه بیان گر آن است که در آن حوزه ، ضعف وجود دارد و دولت یا ریس جموری نتوانسته به تعهداتی که در آن حوزه به ملت داده عمل کند و زمانی هم که رییس دولت برای ایجاد این تحول راسا وارد صحنه می شود مفهومش این است او هم به این نتیجه رسیده و بر آن واقف شده است. موضوعی که پیش از این از سوی منتقدین مطرح می شد اما هیچگاه مورد پذیرش قرار نمی گرفت.»

وی افزود:« این تغییرات را ما اینگونه بررسی می کنیم که ضعف هایی در جامعه وجود دارد و امروز نمایان شده است. نیازی هم به برشمردن آن نیست چون بالاخره وضعیت اقتصادی، بیکاری، تورم، گرانی، ناامنی های اجتماعی، سیاست بسیار تنش آفرین در حوزه بین الملل و ... همگی نشان می دهد که رییس جمهور نتوانسته است به وظایف خودش عمل کند و برای چاره اندیشی می خواهد تغییراتی بدهد که انشاالله این تغییرات در جهت حل مشکلات مردم و برطرف کردن ضعف های دولت نهم باشد .»

هاشمی همچنین به تغییر و تحولات در دولت های گذشته اشاره کرد و افزود:« وی در ادامه درباره آثار و تبعات تغییر و تحولات پی در پی در دولت نهم اشاره کرد و گفت :« به هر حال روال در وزارت خانه ها، نهادها و دستگاه های دولتی و غیر دولتی به این شکل است که وقتی در سطح بالا مدیری عوض می شود در سطوح پایین تر هم تغییراتی حاصل می شود که اساسا دامنه تحولات با تغییرات در راس و صدر دستگاه ها متفاوت است.»

عضو مجمع تشخیص مصلحت افزود:« زمانی که استراتژی فرد جدید مشخص نباشد و دلایل واقعی این تغیرات برای معاونان و مدیران کل اعلام نشود گمانه زنی های درباره احتمال تغییرات گسترده در دستگاه مربوطه افزایش می یابد و شرایط بی ثباتی را حاکم می کند یعنی یک نوع سیاست صبر و انتظار برای مدیران آن وزراتخانه به وجود می آید.»

هاشمی تصریح کرد :« طبعا از نتایج و پیامد های اولیه این نوع تغییرات بی ثباتی مدیریتی است. با این وجود ، ما این احتمال را می دهیم که رییس دولت با احتساب و در نظر گرفتن به وجود آمدن این نوع مسائل و مشکلات است که دست به تغییرات تازه می زند، و حتما اینگونه فرض کرده است که بهبود شرایط و اوضاع موجود به واسطه ایجاد تغییرات تازه بر به وجود آمدن مشکلاتی همچون بی ثباتی مدیریتی و ناامنی های شغلی ارجح است .

وی در ادامه گفت:« به هر حال تغییرات در سطوح دستگاه و یا وزارتخانه احساس ناامنی شغلی هم با خود همراه می کند. طبعا وقتی احساس امنیت شغلی در یک وزارتخانه وجود نداشته باشد تصمیم گیری ها نمی تواند به موقع انجام شود و بنابر این سیاست صبر و انتظار به جای سیاست تصمیم و عمل بر آن وزارتخانه حاکم می شود.»

هاشمی در خاتمه تاکید کرد :« ما باید شرایط را به گونه ای طرح ریزی کنیم که دستگاه های دولتی ما تصمیم گیری های سازنده و قاطع داشته باشند اما این تغییرات آنی و پی در پی مدیریتی ، جلوی چنین تصمیاتی را خواهد گرفت.»

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

آقای حسنی در ادامه شرحی از فعالیت‌های خود پس از انقلاب را ارائه می‌دهد. مبارزه با فساد، تأسیس کمیته‌های انقلاب، و غیره. یکبار هم برای دیدار با امام به قم آمد که امام دیدار او را با خود در سال 43 به وی یادآور شده و حتی جزئیات را هم بیان فرمود (ص 236).
آقای حسنی شرحی هم از نصب خود به عنوان امام جمعه ارومیه به دست داده است. زمانی که طرفداران آقای شریعتمداری خواستند کسی از خود را بگمارند و اصولا ایشان تمایل داشت که امور آن منطقه زیر نظر وی باشد. وی می‌گوید آقای شریعتمداری به شدت تحت تأثیر بنیانگذاران حزب خلق مسلمان مانند مقدم مراغه‌ای و احمد علی زاده‌ها و حسن نزیه‌ها بود. حتی مخالفت او با ولایت فقیه هم از همانجا نشأت می‌گرفت. در این مرحله آقای شریعتمداری پیش دستی کرده آقای فوزی را به عنوان امام جمعه ارومیه تعیین کرد. این در حالی که بود که امام با مشاورت آیت‌الله ملکوتی و بنی فضل آقای حسنی را به عنوان امام جمعه ارومیه تعیین کردند. روز معهود آقای فوزی نیامد و آقای حسنی نماز جمعه را آقامه کرد که تا به امروز یکسره ادامه دارد. ایشان می‌گوید که آقای فوزی مرد معقولی بود و متوجه بود که حرکت او درست نیست.
یک بار هم استاندار آذربایجان غربی نزد امام می‌رود و نامه‌ای در اعتراض به امام جمعه بودن آقای حسنی می‌نویسد. امام هم با او برخورد کرده می‌فرماید: شما حتما همه کارهای مربوط به استانداری را به وجه احسن انجام داده اید، آن وقت نوبت به این رسیده است که به کارهای من رسیدگی کنید! بعدهم نامه را کنار می‌گذارند و مشغول خواندن روزنامه می‌شوند که یعنی برخیزید و بروید (ص 246).
آقای حسنی در دور اول انتخابات مجلس از ارومیه کاندیدا شده و وارد مجلس شد و به کمیسیون دفاع رفت، کمیسیونی که همه اعضای آن بعدها یا شهید شدند یا جانباز (ص 250). یکبار هم در تهران مورد حمله تروریست‌ها قرا رگرفت اما وی هم اسلحه را کشید و شروع به تیراندازی کرد. داستان این بخش واقعا خواندنی است و آقای حسنی به رغم آن که زخمی‌می‌شود آن قدر مقاومت می‌کند که از دست آن منافق نجات می‌یابد (ص 252 – 253). وی با بالا گرفتن غائله کردستان و جنگ از نمایندگی استعفا داد و عازم منطقه شد که شرحی از آن را اشاره کردیم.

یکبار هم پس از نماز جمعه وقتی از مسجد بیرون می‌آمد، یک منافق برای عملیات انتحاری به او چسبید تا خود را منفجر کند. اما آقای حسنی که با فنون رزمی‌آشنا بوده ضربه آرنج محکمی‌به او می‌زند و او را تا دو سه متر آن سو پرت می‌کند. پس از آن محافظ وی فورا او را دستگیر کرده و نارنجک او را که ضامنش کشیده شده بود اما زنجیرش پاره شده و عمل نکرده بود از او می‌گیرد (ص 259).
خاطره او از آخرین دیدار آیت‌الله اشرفی اصفهانی با امام خمینی جالب است. آقای اشرفی خم شد و دست امام را بوسید و امام هم پیشیانی او را بوسید. آن روز پنج شنبه بود و جمعه بود که آیت‌الله اشرفی به شهادت رسید (ص 261).
خاطرات حضور آقای حسنی در جبهه جنوب و یادی از بمبارانهای هواپیماهای رژیم بعثی در ادامه آمده است. اشارتی هم به روابط خوب با مسیحیان منطقه کرده که جالب است : من همیشه از این‌ها، صفا، صمیمیت و انسانیت دیده ام (ص 265).
آقای حسنی بعد از مجروح شدن وی در جریان ترور تهران برای درمان مدت سه ماه در لندن بوده است. خاطراتی از آن دوره دارد و به خصوص شرحی از یک جانباز شیمیایی دارد که از آن با عنوان حماسه یاد کرده است. پزشکی برای این جانباز دندان مصنوعی گذاشت و وقتی کارش تمام شد بهترین دندانهای دنیا را برایت گذاشتم. مواظب باش وقتی برگشتی دیگر به حرف خمینی جبهه نروی . در این وقت، این جانباز دست در دهانش کرد و دندانها را محکم به زمین کوبید به طوری که تکه تکه شدند .. و من به غیرت دینی، صلابت و شجاعت و عزت و شرافت این جوان غبطه خوردم. (ص 271).
وی شرحی هم از سفر نخجوانش دارد و در ادامه از منبع مالی زندگیش می‌گوید که همیشه باغداری و دامداری داشته و حتی چیزهایی زیادی مثل بقیه مردم به رزمندگان اهداء می‌کرده است (ص 283)
حکایتی هم مربوط به فرزندش رشید است که پیش از انقلاب مدتی با وی همراهی داشته و بعدها کمونیست شده و به فدائیان خلق پیوسته است. آقای حسنی خیلی با او صحبت می‌کند که تأثیر نمی‌گذارد. زمانی که در تهران نماینده بوده جای رشید را می‌فهمد و به آقای مهدوی کنی خبر می‌دهد. رشید را دستگیر می‌کنند. آقای حسنی به نیروهای که در پی او می‌روند می‌گوید: اگر مقاومت یا فرار کرد بزنید و نگذارید فرار کند. رشید را به کمیته تهران می‌برند و برای بازجویی به تبریز می‌آوردند و آنجا هم دادگاه به ریاست سید حسین موسوی تبریزی بلافاصله حکم اعدام او را می‌دهد و او را اعدام می‌کنند. آقای حسنی می‌افزاید: وقتی خبر اعدام رشید را شنیدم چون به وظیفه خود عمل کرده بودم هیچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب با هیچ شخصی و لو پسرم باشد شوخی ندارم و با هیچ احدی در این مورد عقد اخوتی نبسته ام. اما تأکید می‌کند که اعدام برای او زیاد بود. او جنایتی مرتکب نشده بود. حداکثر می‌بایست به حبس ابد محکوم می‌شد (ص 286).

آقای حسنی شرحی از اقدامات عمرانی خود هم در ارومیه به دست داده که از آن جمله بنای مصلای بزرگ امام خمینی در ارومیه، ساخت مساجد و مدارس فراوان در روستاها، ایجاد حوزه علمیه امام خمینی در ارومیه و کارهای دیگر است.
وی مقبره‌ای هم برای خود در حاشیه همان بزرگ آباد که روستای اوست برای خود بنا کرده است تا در آنجا دفن شود. در کنار چشمه خشک شده‌ای در یک کوه سنگی که به علی بولاغی یعنی چشمه علی معروف بوده است. این زمین به خاطر سنگی بودن هیچ وقت بدرد کشاورزی نمی‌خورد و برای همین برای دفن مناسب است. آقای حسنی به عنوان آخرین جمله می‌گوید: در سینه این کوه برای خودم محل دفن و قبر انتخاب کردم و راضی نیستم بعد از مردن، جنازه ام، حتی یک متر از زمین کشاورزی و مستعد را اشغال کند (ص 304).

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

داستان تعقیب وی و نیز جستجو برای یافتن سلاح‌هایی که او و یارانش در اختیار داشتند صفحاتی را به خود اختصاص داده که از آن جمله اعتراف پسرش رشید در داشتن یک مسلسل است که مدتها برای او و کسی که سلاح نزد او نگهداری می‌شده دردسر درست می‌شود (ص 89 – 90).
در این وقت باز هم دستگیری و تعهد صوری و این که نباید نماز جمعه در بزرگ آباد بخواند و فعالیتی در آنجا داشته باشد.
داستان کش مکش او با پاسگاه محل و گزارشهای فراوان علیه او ادامه می‌یابد تا یک شب رئیس پاسگاه که دیگر از دست او خسته شده نیمه شب به خانه او می‌آید و به او می‌گوید برویم پاسگاه قدری با هم صحبت کنیم. آقای حسنی که احساس می‌کند کلکی در کار است به بهانه وضو به اتاق دیگر رفته سلاحش را برداشته از خانه می‌گریزد. رئیس پاسگاه نیم ساعتی معطل می‌ماند و بعد با پرخاش به خانواده ایشان از آنجا می‌رود (ص 95). بدین ترتیب او مدتها در کوه‌های ماه داغی می‌ماند. بعد مخفیانه به روستا آمده اما شبها جای دیگری می‌خوابید که یک شب مورد حمله مأموران ژاندارمری قرار گرفت. او از پشت بام و آنان از کوچه به سمت یکدیگر تیراندازی کردند و در نهایت مأموران رفتند و شیخ هم دوباره از روستا به کوه‌های اطراف گریخت.
در این جا آقای حسنی سخن از یک جریان فکری اخباری که در منطقه آنان پدید آمده و عامل آن شخصی به نام سید حسین عرب باغی بوده سخن گفته و عقاید او و مبارزات خود را با وی که مخالف تقلید و اجتهاد و رساله‌ها بوده بیان کرده است (ص 101 به بعد). بعد از عرب باغی شخصی به نام آقا زاهدی کارش را دنبال کرد و معمولا هم به شاه دعا می‌کرد.
با شهادت حاج آقا مصطفی خمینی به همت آقای حسنی و یاران نهضت مراسمی ‌در ارومیه برگزار می‌شود و مثل همه جای دیگر بسیاری از نسل جوان نخستین بار در مجلس فاتحه حاج آقا مصطفی با نام امام خمینی آشنا شدند (ص 106).
روحانیون مناطق ترک نشین در این وقت دو دسته شدند. برخی دلبستگی به آیت‌الله شریعتمداری داشته و در تلاش بودند تا در برخورد با دولت مسامحه کنند و روش آرام در پیش گیرند. برابر آنان روحانیون طرفدار امام بودند که آقای حسنی هم از این جمله بود. بارها بر سر این موضوع که کنار نام امام خمینی اسم آقای شریعتمداری هم برده شود میان آنها درگیری و اختلاف پیش می‌آمد. آقای حسنی از شماری از علمای بومی‌منطقه و مواضع آنان یاد کرده و به برخی از مسائلی که فیما بین رخ داده اشاره کرده است. از علمای برجسته آن روزگار ارومیه آقای محمد امین رضوی بودند که نهال تفکر ضد شاهنشاهی را در ارومیه ایشان کاشتند. وی در سال 1380 درگذشت. یکی هم آقای فوزی بود که با آقای حسنی همراهی داشت و بعدها به رغم همه خوبی‌هایی داشته جزو دار و دسته آقای شریعمتمداری بود.
شرح ماجراهایی که در سال 56 – 57 رخ داده و به تدریج فضای استبداد شکسته شده و این که در این دوره چه مسائلی در آن نواحی پیش آمده در ادامه مورد بحث قرار گرفته و نکات ریز و تاریخی از آنها به دست داده شده است. در این باره اسنادی هم در پرونده آقای حسنی بوده که ضمیمه این مباحث شده است.

یکی از کارهای شگفت او در نزدیکی انقلاب آن است که روی منبر به آموزش استفاده از سلاح پرداخته است. وی با مستقر کردن برخی از مسلحین خود در اطراف مسجد برای مراقبت از اوضاع خودش اسلحه را درآورده و روی منبر نحوه استفاده از آن را به مردم آموزش داده است (ص 125). او می‌گوید: در این هنگام مردم حیرت زده شده بودند چون تا آن وقت در رؤیا هم ندیده بودند که آخوندی در بالای منبر و در آن فضای اختناق ستم شاهی با آنان چنین سخن بگوید. این رخداد در آذرماه سال 1357 بوده است.
آقای حسنی در باره دقت خود در تیراندازی می‌گوید: من در پنجاه شصت متری می‌ایستادم و نشانه می‌رفتم و دقیقا نوک سیگار را می‌زدم (ص 126).
همان شب سخنرانی به منزل آقای فوزی رفته و آنجا بوده که تیسمار هومان فرمانده لشکر 64 ارومیه، به منزل آقای فوزی زنگ زده و یکسره بد و بیراه می‌گفته و تهدید می‌کرده است. در این وقت آقای حسنی که سخت تحت تعقیب بوده از آن منزل گریخته به جای امنی در یک غار رفته است. با این حال از خودش خجالت کشیده که گریخته و فردای آن روز عصر باز به مسجد آمده است. وی از مردم خواسته است تا بسیج شده و مسلحانه از خود دفاع کنند و مردم هم او را اجابت کرده مسجد مملو از جمعیت شده است. تعدادی مسلح هم روی مسجد و هتل روبروی آن گذاشته است. یک مرتبه صدای غرش تانگ‌ها که شش عدد بودند بلند شده و با عبور از موانع به سوی مسجد آمدند. یک گلوله توپ از یک متری بالای سر آقای حسنی گذشته به گنبد مسجد خورده از آن طرف درآمده است. درگیری ادامه یافت و مقاومت از این طرف که منجر به شهادت دو نفر و مجروح شدن عده‌ای شد. در نهایت نیروهایی که از پادگان آمده بودند به پادگان گریختند (ص 134).
آقای حسنی که این موفقیت را دیده باز به خرید اسلحه و مسلح کردن مردم ادامه داده است. اسناد موجود در پرونده وی به گوشه‌ای از این فعالیت‌ها تصریح کرده است (ص 136). این فعالیت‌ها ادامه داشته تا آن که شب 18 بهمن ماه کلانتری مرکزی شهر توسط نیروهای وی خلع سلاح شده است (ص 144).
امام به ایران می‌آید و انقلاب پیروز می‌شود و وی موفق می‌شود تمامی‌وابستگان به رژیم را که کارشان دفاع از سلطنت شاهنشاهی بود دستگیر کند و به مرکز اعزام کند.
فصل بعدی کتاب در باره دوران بسیار دشوار مبارزه با اشرار و افراد ضد انقلاب وابسته به گروه‌های مسلح کومله و دمکرات و غیره است. در تمام این دوره آقای حسنی سلاح بر دوش به مبارزه با آنان پرداخته و خاطرات شگفتی را نقل کرده است. وی شرحی هم از زندگی قاسملو به دست داده است چرا که قاسملو اصولا نام یکی از روستاهای نزدیک روستای آقای حسنی که همان بزرگ آباد است می‌باشد. عبدالرحمن از این ده بوده و به همین خاطر به عبدالرحمن قاسملو شهرت یافته است. وی بخشی از زندگی و افکار و وابستگی او به افکار مارکسیستی را بیان کرده که در نوع خود اطلاعات جالبی است (ص 167 – 169).

شرح دیدار او با عزالدین حسینی که رهبر مذهبی مخالفان دولت اسلامی‌در کردستان بود در ادامه آمده است.
داستانهای این بخش نمایی کوچک از دامنه گسترده فعالیت ضد انقلاب است که درست زمانی که انقلاب اسلامی‌یک نهال نوپا بود به جان آن افتاد و تا توانست بدان لطمه زد. و همین طور به ملت کرد که می‌بایست با استفاده از این فرصت راه را برای پیشرفت خود هموار می‌کردند.
داستان نقده و درگیری‌های آن یکی از بخش‌های نخست آن ماجراهاست که آقای حسنی شرح آن را آورده است (ص 176 -185). اشاره کردم که این اطلاعات در نوع خود جالب توجه و برخی کاملا منحصر به فرد است.
تازه پس از کردستان جنگ آغاز شد و آقای حسنی شرحی از نخستین نبردها در پیرانشهر به دست داده است. حمله‌ای که صدامیان به همراه دمکراتها به نیروهای انقلاب داشتند و روزها و شبها ادامه داشت. او می‌نویسد: حدود شش ماه پاییز و زمستان سال 59 در جبهه پیرانشهر حضور داشتم و فقط برای آقامه نماز جمعه به ارومیه آمده و باز می‌گشتم. او می‌افزاید که زمستان آنجا واقعا سخت بود و می‌افزاید: یک بار خودم دیدم یکی از جوانان بسیار خوب و شجاع ما که بیش از ده دقیقه در پست نگهبانی مانده بود، همین جور یخ زده و به شهادت رسیده بود. هرگاه به یاد آن لحظه‌ها می‌افتم احساس ناراحتی و شرمندگی می‌کنم (ص 201).
یکی از داستان‌های شیرین او آمدن اعضای مجلس اعلای عراق به پیرانشهر و حمله هواپیماهای عراقی به محل بازدید بود که جاسوسان خبر داده بودند. در اینجا آقای حسنی میهمانان را در جای امنی زیر یک پل سنگر بندی شده نگاه می‌دارد و خود با کلاشینکف و با هدف این که بتواند خلبانان دو هواپیمای مهاجم را هدف قرار دهد مرتب به آنها شلیک می‌کند. این دو هواپیما بارها به محل آن پل حمله می‌کنند و حسنی هم در برابر مسلسل‌های هواپیما در جای خود می‌ایستد. وی می‌افزاید شب رادیو عراق گفت: این ملاحسنی دیوانه و احمق امروز با اسلحه ی کلاش به جنگ میگ‌های ما آمده بود. بعد همان رادیو خطاب به مردم ایران گفته بود:‌ای مردم ایران ببینید چه کسانی بر شما حکومت می‌کنند و به دنبال چه افرادی افتاده اید. آقای حسنی می‌گوید آن رادیو مرتب کار مرا مسخره می‌کرد و من خدا را شکر می‌کردم که اینچنین مورد تمسخر دشمن واقع شده ام. آقای حسنی با اشاره به آن مطلب می‌گوید: اخیرا هم که بعضی از روزنامه‌های زنجیره‌ای برای من جک و طنز توهین آمیز درست کردند و کتابهایی در تخریب و تمسخر من نوشتند، همان احساس به من دست داد. حتی خیلی از دوستان آمدند و گفتند: چرا شکایت نمی‌کنی؟ ... گفتم تحمل اهانت و استهزاء در راه خدا از سیره انبیا و اولیای الهی و بزرگان شیعه در طول تاریخ است که امروز نصیب بنده حقیر شده است و این مایه افتخار و سربلندی من است. (ص 208).
وی از نبردهای دیگری هم که یا با حمله عراقی‌ها بوده یا دمکراتها سخن گفته که این مختصر جای بحث از آنها نیست. گاهی هم یاد از افسران و فرماندهان آن زمان می‌کند و از وضع فعلی آنان می‌گوید و خاطرشان را گرامی‌می‌دارد.
اما داستان حزب خلق مسلمان خود حکایت دیگری است که آن هم سر دراز دارد. این دیگر یک حرکت مخالف بود که از پشت خنجر زد، آن هم زمانی که کردستان در آتش می‌سوخت و جنگ عراق هم راه افتاده بود. نزیه و مقدم مراغه‌ای و عده‌ای دیگر. این بار هم ملاحسنی در جبهه امام خمینی قرار گرفت و بسیاری به جناح مقابل گرویدند. برای آنان سخت بود که یک روحانی ترک زبان از امام خمینی دفاع کند و از دیگران روی برگرداند (ص 220).

آقای حسنی می‌گوید: آقای شریعتمداری اگر چه استاد من بود و من او را به عنوان مرجع تقلید احترام قائل بودم ولی هرگز شرایط رهبری را در او نمی‌دیدم (ص 221). آقای حسنی شرح می‌دهد که در ارومیه به گونه‌ای عمل کرده طرفداران حزب خلق مسلمان فرصت کوچکترین اقدامی‌را پیدا نکردند. مشکل این حزب این بود که در آن منطقه همصدا با حزب دمکرات کردستان شده بود و همین سبب می‌شد تا مردم از آن فاصله بگیرند (ص 223).

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

رسول جعفریان: نسل جوان حسنی را با طنزهای مسخره آمیز روزنامه‌های دوم خردادی می‌شناسند، اما از نقش مردانه او در غائله کردستان و فداکاری‌های بیشمار او برای انقلاب، از سالها پیش از آن تا سالها پس از آن، و حضور مداومش در جبهه‌های جنگ تحمیلی و نگهداری ارومیه در برابر حزب خلق مسلمان و بسیاری از مسائل و رخدادهای دیگر آگاهی ندارند. این ستمی ‌بود که برخی داعیه‌داران آزادی در حق این مرد روا داشتند و او حتی یکبار شکایت هم نکرد.
آقای حسنی یا ملاحسنی، در مرداد یا تیر 1306 در ارومیه به دنیا آمد، و پس از آن که پدرش را در دوازده سالگی از دست داد، با مادرش که نقش یک مربی دینی را در روستایشان بر عهده داشت، زندگی کرد. او پس از کلاس ششم به تحصیل علوم دینی پرداخت.
منطقه‌ای که آقای حسنی در آن می‌زیست، در سالهای نوجوانی و جوانی وی خاطرات سیاسی فراوانی از حضور احزاب و گروه‌های سیاسی دارد. داستان‌های شیخ عبیدالله که سر دسته اشرار آن ناحیه بود و چیزی کمتر از فجایع نایب حسین کاشی نداشت. آقای حسنی در بخش نخست خاطراتش تلاش کرده است تا تصویری از وضعیت سیاسی و اجتماعی آن ناحیه را بر اساس آنچه شنیده بوده و مقداری را به چشم دیده، بیان کند.
در این اوضاع است که وی در سال 1320 به توصیه مادرش یک اسلحه ورندل تهیه می‌کند تا بتواند از خود و خانواده اش در برابر رخدادها دفاع کند. این نخستین آشنایی این طلبه جوان با اسلحه است که بعدها هیچ گاه از وی جدا نمی‌شود. وی خاطراتی از زرو بیگ دارد که از کردهای ایرانی بود اما با کردهای ترکیه و عراق هم آشنایی داشت و سر جمع در منطقه کر و فری داشت و شر و شوری. وی به عکس از کردهای دیارش یاد می‌کند که انسان‌های مستضعف و مهربان و باصفا و صادق و صمیمی‌هستند و دوست داشتنی.

وی در جوانی شاهد ظهور حزب توده و ایادی آن در آن دیار که حزب دمکرات آذربایجان و کردستان بوده داشته و از این مسأله نیز خاطراتی بیان کرده است.
یکبار او را سر میز انتخابات می‌نشانند تا برای مردم رأی بنویسد و اسامی‌کاندیداهای آنان و آدمهای زوربیگ را یادداشت کند؛ اما او هفتاد هشتاد رأی می‌نویسد و در همه اسامی‌پنج تن آل عبا را. در این وقت متوجه می‌شوند و کشیده‌ای به گوشش و او هم متقابلا کشیده‌ای به طرف می‌زند و بعد هم به رویش کلت می‌کشند. او نیز که مسلح بوده به روی آنان اسلحه می‌کشد و بالاخره کسانی آنان را از هم جدا می‌کنند. و البته کار به کدخدا هم می‌کشد که یک طلبه روبروی اینان ایستاده است. بالاخره آنان دست بردار او نیستند و اندکی بعد وی را مسلحانه محاصره کرده نزد زوربیگ می‌برند. وضع را برای اعدام وی مهیا کرده او را به تیری می‌بندند و کسی را هم آماده می‌کنند تا به او شلیک کند. در این وقت زوربیگ می‌آید و می‌گوید بازش کنید. در آن وقت وی رئیس حزب دمکرات آن منطقه بوده است. کسی به زور بیگ می‌گوید که این شخص، طلبه هست و میان مردم نفوذ کلامی‌دارد و اعدام او کار دستتان می‌دهد. این داستان ادامه دارد و خواندنی است.
با پایان یافتن داستان پیشه وری و فرار او، وی به ارومیه می‌آید و در حالی که ازدواج کرده در حوزه علمیه آنجا مشغول تحصیل می‌شود.
در اینجا گه گاه نام عالمان آن دیار را از زبان وی می‌شنویم که خاطراتی از ایشان نقل می‌کند. از جمله از مرحوم حاج میرزا علی عسکرآبادی که روحانی صریح اللهجه‌ای بود و مدتها در برابر تجازوات اسماعیل آقا سیمیتقو ایستادگی کرده بود. (ص 35).
مدیر مدرسه‌ای که آقای حسنی در آن درس می‌خواند در سال 1328 به قم آمد و به جای او آقای حسنی برای مدیریت مدرسه انتخاب شد.
در این وقت فرمانده لشکر آذربایجان شخصی به نام بهار مست در میان افسران جلسه‌ای تشکیل داده، لباس روحانی تن چند نفر کرده و نمایش مسخره‌ای درست می‌کند. آقای حسنی برای تعیین تکلیف راهی قم می‌شود تا در این باره از آیت‌الله بروجردی استفسار کند. بالاخره با آقای بروجردی دیدار می‌کند و ایشان قول می‌دهد اقدام کند.

آقای حسنی در سال 1330 برای ادامه تحصیل به قم می‌آید. وی ادامه دروس سطح را نزد اساتید مبرز حوزه تمام می‌کند و از جمله در درس تفسیر علامه طباطبائی حاضر می‌شود. نزد دکتر مفتح هم منظومه ملا‌هادی سبزواری را می‌خواند.
آقای حسنی می‌نویسد که آن زمان کتابهای بازرگان در حوزه رواج داشت و معمولا طلبه‌ها آنها را می‌خواندند و او به عنوان چهره‌ای متدین و موجه مطرح بود (ص 42). وی می‌گوید کتابهای ایشان را که می‌خواندم گاه اشکالاتی در ذهنم می‌آمد. یکبار با علامه طباطبائی در میان گذاشتم و ایشان فرمود: ایشان در مقدمات اشکال دارند. چون در مقدمات مسأله آمادگی و اشراف لازم نداشته دچار اشتباه شده اند (ص 43).
آقای حسنی چند سال در درس مرحوم شریعتمداری و چند سالی هم در درس امام خمینی شرکت کرده است. همچنین چند سال شاگرد درس مرحوم محقق داماد بوده است. در این وقت که دو سال از آمدنش به قم گذشته بود تازه لباس روحانی پوشیده و معمم شده است. مراسم عمامه گذاری ایشان در حضور آیت‌الله شریعتمداری برگزار شده است.
آقای حسنی پس از این تحصیلات به وطن خود باز می‌گردد تا آنچنان که خود می‌گوید در خدمت مردم باشد و با آنها. مدتی بعد از روستا به ارومیه می‌آید و با اجاره کردن خانه‌ای در آنجا ساکن می‌شود. در آنجا همسایه‌ای بود که با بلند کردن صدای ساز و آواز او را اذیت می‌کرد. هرچه تذکر داد مفید نیفتاد. یک بار اسلحه را برداشت و چند تیر هوایی کنار در خانه او شلیک کرد. در این وقت صدا کم شد. بار دیگر رگباری به هوا زد و این بار صدا کاملا قطع شد و ماجرا خاتمه یافت (ص 46).
در سال 1338 موفق می‌شود تا دفتر ازدواج و طلاق بگیرد تا به نابسامانی‌هایی که در این زمینه برای مردم و جود داشت خاتمه بدهد. وی شرح می‌دهد که انتخاب این کار اصلا برای کار درآمدزایی نبود و صرفا برای آن بود که در این زمینه اوضاع بسیار وخیم بود.
از آن پس آرام آرام نهضت روحانیت در قم آغاز شد. نخستین اشارت وی به انجمن‌های ایالتی و ولایتی است. وی که مطالب اهانت آمیزی را نسبت به اسلام در مجله زن روز دیده به قم می‌آید. نزد حاج آقا روح الله می‌رود و آن مجله را به ایشان می‌دهد: آقای مشکینی هم که حاضر بود متن را برای امام خواند و امام بشدت و با صدای بلند‌های‌های گریه کردند. از شدت ناراحتی لحظه‌ای بلند شدند، ایستادند و دوباره نشستند. (ص 51).
مشارکت وی در نهضت سبب ممنوع‌المنبر شدن او می‌شود و وی فعالیت خود را در روستای بزرگ آباد ادامه می‌دهد. پس از آن باز به دیدار امام می‌آید و روحانی دیگری هم که با او بوده (آقای مرندی) به امام توضیح می‌دهد که آقای حسنی جدای از کارهای کشاورزی و روحانی بودن، تعداد زیادی مسلح تربیت کرده و سلاح هم تهیه کرده است. امام یکمرتبه نگاهی کرده می‌پرسند راست می‌گوید؟ آقای حسنی می‌گوید: آری. امام می‌پرسند برای چه این‌ها را تهیه کرده اید. می‌گوید برای سرنگونی شاه. امام لبخندی می‌زنند و سکوت می‌کنند.
بعد هم تأکید کردند که مطالب اینجا به بیرون درز نکند (ص 55) همانجا امام اجازه آقامه نماز جمعه را برای وی در روستای بزرگ آباد صادر کردند.

آقای حسنی که از نوجوانی با سلاح آشنا شده یکی از نخستین وظایف خود را این می‌داند که به کار تهیه اسلحه و آموزش نظامی‌در آن منطقه بپردازد. همچنین شرحی از کارهای کشاورزی و مرغداری هم به دست می‌دهد.
نکته جالب در این بخش شرحی است که از سبیل بیگ‌ها و علی اللهی‌ها به دست داده است. در آنجا هم مسیحی فراوان بود و هم علی اللهی. آقای حسنی ضمن ستایش از این که آنان همسایگان خوبی برای ما بوده و هستند شرحی در باره عقاید آنان می‌دهد و این که گرچه ادعا می‌کنند شیعه هستند اما «خدا وکیلی هیچ یک از رفتار و کردارشان با فقه و معارف شیعه سازگاری ندارد». (ص 60) وی از سبیل‌های بلند آنان که به آنها باغچه علی گفته می‌شده یاد کرده و این که یکبار هم برخی از آنها در پاسگاه محل شکایت کرده بودند که او به عقاید آنان توهین کرده است و غیره. و این ماجرا تا بعد از انقلاب ادامه پیدا می‌کند. آقای حسنی هنوز در پی آن بوده است تا سبیل آنان را اصلاح کند و آنان مقاومت می‌کردند و می‌گفتند اگر ما را مجبور کنید که سبیل‌هایمان را کوتاه کنیم با شعار استقلال آزادی که سر داده‌اید سازگار نیست. وقتی می‌بیند که آنان کوتاه نمی‌آیند چند نفر را وا می‌دارد تا سبیل‌های آنان را با قیچی کوتاه کند. این مسأله مدتها تبدیل به نوعی شکایت از سوی علی اللهی‌ها علیه آقای حسنی شده بود و به مجلس هم رسید. وی می‌گوید اگر یکبار این باغچه علی خراب می‌شد دیگر قابل آباد شدن نبود و بنابراین کافی بود که یکبار سبیل‌ها کوتاه شود.
آقای حسنی دوباره به گذشته باز می‌گردد و می‌گوید زمانی که در قم بوده از فدائیان اسلام تأثیر پذیرفته است. شیفتگی وی نسبت به شخص نواب مانند دیگران عاشقانه است و وی می‌گوید با این که خیلی به آیت‌الله بروجردی علاقه داشتم دلم با فدائیان اسلام بود (ص 70)
وی بعد از بالا گرفتن نهضت امام فعالیت خود را بر محور آنچه در قم می‌گذشته ادامه داده است. اما علاوه بر دیگران همیشه مسلح بوده و از این جهت ساواک مراقبت بیشتری از او داشته است. وی مدتی دستگیر شده و مورد شکنجه‌های روحی و جسمی‌قرار می‌گیرد (ص 76).
یکبار که او را همراه جمعی دیگر به شهربانی بردند سرهنگی به او گفت که این شخص یعنی آقای حسنی با دیگران فرق دارد. این مخالف اعلیحضرت است. من گفتم: با شخص خاص بد نیستم با اعمال خلاف شرع مخالفم. یک مرتبه یکی از پاسبانها شهربانی «اسلحه اش را کشید و لوله آن را بیخ گوشم قرار دارد. سخنم را قطع کردم در حالی که همه جا سکوت بود . بدون این که خودم را ببازم لبخندی زدم و گفتم: من نصفم کردستانی است چون بزرگ شده کردستان هستم و با برادران کرد ارتباط مستمر دارم. نصف دیگرم آذربایجانی است چون تبار و زبانم آذری است. در کردستان معمول است می‌گویند: مرد نباید اسلحه بکشد. اگر کشید باید بزند. و اگر نزد از زن کمتر است. و می‌دانستم جرأ ت و حق شلیک ندارد و می‌خواهد مرا بترساند. او با آن غرور و تکبرش، آتش گرفت. یکی دیگر بلند شد او را آرام کرد و سیلی محکمی‌به گوش من زد...» (ص 80) داستان با گرفتن یک تعهد صوری تمام می‌شود.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

محمد قوچانی سردبیر جوان اما در اصل مهتر تایم ایرانی (شهروند امروز) در سالنامه اش دنبال اوبامای ایران می گردد. او راست می گوید عرصه سیاست در ایران مردان نو و تازه نفس می خواهد و اگر محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران می شود نه از خواستگاه و ریشه اصول گرایی که از بخت گمنام بودنش سود جست و به ناگه سونامی ۳ تیر بر جغرافیای سیاسی ایران وارد گشته و همه چیز را در هم نوردید.. طرفه آنکه رقیب کهنه کار و خردمندش با آنکه دیر سالی است ردای منتقد بودن را بر تن کرده اما در اذهان مردمی که مطالعه نمی کنند و با کتاب و نشریه قهر نموده اند نماد و نشانه نظام سیاسی ایران می گردد و احمدی نژاد جوان نماد تغییر و نوگرایی..

 24 اسفند ماه روز انتخابات پارلمان هشتم از تبریز و ارومیه دو تن راهی بهارستان گردیدند. مسعود پزشکیان و سید سلمان ذاکر منتخبان دور اول انتخابات در مراکز استان های آذربایجان بودند. اگر چه پیروزی پزشکیان محتمل و قابل پیش بینی می نمود لیکن در ارومیه روحانی جوان و گمنامی که از سادات یعنی از فرزندان آخرین فرستاده الهی نیز بود شگفتی آفرید و معادلات پیش گویان بر هم زد. بایستی بر منتخب مردم ارومیه آفرین گفت که قواعد بازی و آداب دمکراسی را به نحو احسن می داند و این گونه اعتماد رای دهندگان را توانسته جلب نماید..

اما از هر چه بگذریم سخن دوست خوش تر است و نقل محافل و مجالس دور دوم انتخابات است. اگر دنبال اوبامای ارومیه در دور دوم انتخابات می گردیم بیراهه نخواهیم رفت که نام نامی نادر قاضی پور را ببریم. نادر قاضی پور را احسنت می بایست گفت که آراء خاموش بسیاری از قهر کنندگان با صندوق های رای را با حضور خود صلح و آشتی داده و این هنر در جلوه و جمال او بس که بسیاری صرف خاطر او دوباره به صحنه آمده اند. اصلاح طلبان پایتخت که اینگونه می نالند که به سبب تاخیر در اعلام ردصلاحیت ها در سازمان دهی نیروهایشان عاجز ماندند ایکاش از نادر دقیقه 90 درس سازمان و اشکال درونی سازمان دهی را می آموختند. باید بر نادر آفرین گفت با آنکه بیشتر وقتش صرف حل و فصل قضیه صلاحیتش گردید و بیشترین ساعات ایام تبلیغاتی او در مسیر تهران ارومیه سپری گشت توانست این گونه اعتماد رای دهندگانش جلب نماید.

نادر قاضی پور اوبامای انتخابات ارومیه است، او چه برنده این بازی باشد یا نه این خصوصیت را دارد که محبوب است و هوا خواهانش از سر صدق دوستش دارند. از خیلی ها شنیده ام که در اتاق نادر در استانداری همه گاه و به روی همه کس باز بوده است و هر کسی از سر درد سراغش آمده به ندرت پیش آمده که او از آلامش نکاهد.. آری او مردمدار و مردمی است و نامزد انتخابات مجلس نیز جز این چه می خواهد؟ ستاد انتخاباتی نادر در خیابان کاشانی روزهای پرشوری سپری کرده است و اگر نادر این بخت را داشته باشد که نماینده این مردم گردد بایستی برای گرفتن جشن ظفر  به دنبال مکانی بزرگتر از قنادی سابق پاپا بگردد..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
  فواد صادقی: سرانجام با اعلام نتايج قطعي انتخابات مجلس هشتم در تهران، پرونده اين انتخابات نيز بسته شد. فارغ از انتقادات و شبهاتي كه اصلاح‌طلبان و ديگر گروه‌هاي منتقد به سلامت و درستي شمارش آرا وارد مي‌كنند، اگر فرض را بر صحت و يا دست كم صحت مشابه اين انتخابات با انتخابات مجلس هفتم بگذاريم، با مقايسه نتايج اين دو انتخابات، مي‌توان به روند موجود در جامعه پي برد. با توجه به آن‌كه عملا صف‌آرايي گروه‌هاي سياسي به صورت شفاف و كامل در تهران صورت مي‌گيرد، مقايسه آراي دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم، مي‌تواند معيار مناسبي براي قضاوت درباره افول و يا صعود گروه‌هاي سياسي در جامعه بدهد. با نگاهي ساده به نتايج انتخابات مجلس هشتم، مي‌توان به تداوم پيروزي‌هاي پياپي اصولگرايان در پنج سال اخير و شكست‌هاي پي‌درپي اصلاح‌طلبان از انتخابات شوراي شهر دوم اشاره كرد كه در اين انتخابات نيز با جاي گرفتن نفر نخست اصلاح‌طلبان در رتبه 29 رقم خورده است. اما اين تحليل، فاقد عمق و پيچيدگي‌هايي است كه بتواند حوادث پنهان انتخابات هشتم و روند موجود در لايه‌هاي آرا را كشف و بر پايه آن، جهت‌گيري در انتخابات آينده را پيش‌بيني كند. مشابهت شرایط انتخابات مجلس هشتم با انتخابات مجلس پنجم که دومین مجلسی بود که با اکثریت قاطع جناح راست یا اصولگرا شکل گرفت و ناطق نوری همچون حداد عادل پس از یک دوره ریاست بر مجلس با حمایت های پنهان وپیدا موفق به کسب رتبه اول در تهران وپس از آن ریاست مجلس گردید با امید آنکه پیروزی در انتخابات مجلس پنجم سکوی پرتاب وی وجناحش به پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری باشد اما پیروزی فریبنده در انتخابات مجلس پنجم به شکست بزرگ در دوم خرداد منجر شد چرا که پیامهای انتخابات مجلس پنجم از سوی جناح راست بدرستی فهمیده نشد وامروز نیز که اصولگرایان سرمست از پیروزی در انتخابات نیمه رقابتی مجلس هشتم هستند با خطر شکست بزرگ در انتخابات ریاست جمهوری آینده مواجهند چراکه بی توجهی به لایه های پنهان در انتخابات مجلس هشتم سرنوشت مشابهی را برای اصولگرایان رقم خواهد زد. نگاهي دقيقتر به نتايج انتخابات مجلس هشتم، نشان مي‌دهد كه به رغم عدم تفاوت جدي واجدان شرايط رأي دادن در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم به علت بالاتر رفتن سه سال در سن رأي‌دهندگان و اختلاف چهار ساله دو انتخابات، ميزان مشاركت مردم تهران در انتخابات مجلس هشتم، اندكي كمتر از مجلس هفتم است و از 1.97 ميليون نفر به 1.91 ميليون نفر كاهش پيدا كرده است. همين كاهش اندك در آراي غلامعلي حداد عادل كه در هر دو انتخابات به عنوان سرليست اصولگرايان شركت داشت، ديده مي‌شود و آراي وي با وجود رياست مجلس و حضور گسترده در صداوسيما از 888 هزار رأي به 844 هزار رأي كاهش يافته است. تفاوت ديگر در آراي اصولگرايان، نبود چهره‌هاي برتر به جز حداد عادل در ميان كانديداهاست، به گونه‌اي كه در انتخابات مجلس هفتم، احمد توكلي، اميررضا خادم و سيدمهدي طباطبايي به ترتيب چهره‌هاي برتر اصولگرايان بودند و از برتري اختلاف چشمگيري با آراي ديگر اعضاي ليست كه به طور متوسط 520 هزار رأي داشتند، برخوردار بودند، اما در انتخابات مجلس هشتم، اين تفاوت ديده نمي‌شود و پس از حداد عادل، آقاتهراني نفر دوم با اختلاف 260 هزار رأي و نفرات بعد به طور متوسط با اختلاف ده هزار رأي قرار دارند و عملا متوسط آراي ليست اصولگرايان، حدود 460 هزار رأي است كه كاهش شصت هزار نفري را نسبت به انتخابات مجلس هفتم نشان مي‌دهد. از سوي ديگر، جايگاه اصولگرايان در توزيع آرا نيز با افت محسوسي همراه شده است، به گونه‌اي كه نفر آخر فهرست اصولگرايان در انتخابات مجلس هفتم، خانم كدخدا 24 درصد آرا را به دست آورد، اما نفر آخر اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم، خانم صفايي، تنها 18 درصد آرا را به دست آورده كه مي‌تواند در به دور دوم كشيده شدن انتخابات، به شدت كارساز باشد، چراكه با وجود ابطال 170 هزار رأي از سوي وزارت كشور در مجلس هشتم، يازده نماينده در دور دوم برگزيده مي‌شوند، اما در مجلس هفتم، تنها يك نماينده در دور دوم انتخاب شد. از سوي ديگر، فاصله بسيار نزديك و آراي نسبتا پايين كانديداي نخست مورد حمايت دولت و شاخص‌ترين اصولگراي منتقد دولت كه هر دو مورد لطف ويژه قرار داشتند، يعني آقاتهراني (صاحب آنتن اختصاصي سحرهاي ماه رمضان) و توكلي، نشان مي‌دهد كه جايگاه هر دو طيف حامي و منتقد دولت در ميان اصولگرايان تضعيف شده است. در آراي اصلاح‌طلبان نيز تغييرات چشمگيري رخ داده است. با توجه به آن‌كه شرايط ردصلاحيت اين طيف مشابه انتخابات مجلس هفتم بود و در ميزان مشاركت مردم نيز افزايش رخ نداده، آراي اصلاح‌طلبان به طور متوسط دو برابر شده است. آراي مجيد انصاري، كانديداي شاخص اصلاح‌طلبان، در هر دو انتخابات از 173 هزار رأي به 346 هزار رأي رسيده است. آراي سهيلا جلودارزاده نيز 78 درصد نسبت به مجلس هفتم افزايش يافته و رشد آراي اصلاح‌طلبان به گونه‌اي بوده است كه فاصله سيصد هزار نفري بين نفر آخر اصولگرايان با نفر نخست اصلاح‌طلبان كاملا از بين رفته و نفر نخست اصلاح‌طلبان از دو نفر آخر اصولگرايان پيشي گرفته است كه با توجه به ردصلاحيت و انصراف چهره‌هاي شاخص اصلاح‌طلبان و سطح پايين مشاركت (حدود 30 درصدي) در انتخابات تهران، پيام هشداردهنده‌اي براي اصولگرايان به شمار مي‌رود. بنابراين مي‌توان گفت، به رغم امكانات بيشتر اصولگرايان نسبت به انتخابات مجلس هفتم، با توجه به در اختيار قرار داشتن دولت و لطف بيشتر رسانه ملي به اين گروه، موقعيت اصولگرايان هرچند در رتبه‌هاي آرا و كسب كرسي‌ها تفاوت چنداني با مجلس هفتم ندارد، از نظر تركيب و تفاوت آرا دچار تغييرات چشمگيري شده است، به گونه‌اي كه در صورت عدم ابطال 170 هزار رأي از سوي وزارت كشور، عملا تنها يازده نفر از فهرست اصولگرايان در دور نخست به مجلس راه پيدا مي‌كردند و سرنوشت نوزده نماينده به دور دوم كشيده مي‌شد. اصلاح‌طلبان نيز با وجود رشد محسوس در انتخابات، همچنان از تشتت، سردرگمي، روشن نبودن مرزبندي در ميان خود رنج مي‌برند. پيام ديگر انتخابات مجلس هفتم آن است كه رأي‌دهندگان در طيف اصولگرايي، تفاوت چنداني بين حاميان و منتقدان دولت قايل نيستند و انتظار كارآمدي از اين گروه را دارند و در صورتي كه اين كارآمدي به دست نيايد، روند كاهش حاميان اين طيف كه در انتخابات مجلس هشتم نسبت به مجلس هفتم 10 درصد كاهش يافته است، در آينده تشديد خواهد شد  
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

من از حق خود نمی گذرم، من صاحب رای هستم و برای آینده سرزمینم نگرانم، ارومیه شهر من، شهر خاطرات من، شهر آرزوهایم و همه جان و تنم بوده و هست..

قبل از انتخابات آرزو داشتم دکتر پزشکیان از شهر مادری اش ارومیه نامزد انتخابات گردد اما اکنون پشیمانم! اگر او این کار انجام میداد آیا با او چونان نمی کردیم که با دکتر جواد آقازاده کردیم!؟ وقتی می بینم مسعود پزشکیان با بیش از یکصد هزار رای شهروندان تبریزی و بی برو برگرد راهی مجلس می شود از خودم شرمنده می شوم که چرا این اتفاقات مبارک نبایستی در شهر من به وقوع بپیوندد و انسان های لایق شهر من این گونه در دیار غربت محبوب عام و خاص می گردند اما در زادگاه مادری شان با بی مهری و ناجوانمردی با آنان رفتار می شود؟

من در دور دوم انتخابات شرکت خواهم کرد و از جمع حاضر دو تن را بر خواهم گزید. جمعی که در دور دوم حاضرند هیچ یک آمال و آرزو های مرا شکل نمی دهند اما من از میان آنان خیر الموجودین را از نظر خود برخواهم گزید.

بی شک جواد جهانگیرزاده یکی از آنهاست. جواد بچه مسلمانی است که صاحب اصالت و کرامت در شهر من است. می دانم که او جزو اصول گرایان است اما او در اصول گرایی دارای هویت است. جواد انسانی متعهد و صاحب رای و نظر است. حتی با وجود اختلاف فکری میان او و اصلاح طلبان همواره احترام و مراوده او میان افراد شاخص اصلاح طلب برقرار بوده و این ارزش و احترام تاکنون نیز تداوم یافته است. از دیدگاه من ریشه و اصالت انسان ها ارزش والایی در شخصیت آنان دارد و جواد جهانگیرزاده را همین ریشه و اسم و رسمش بر ما بس است. من از او حمایت خواهم کرد چرا که خواب های آشفته ای برای شهرم دیده اند گاهی انتخاب ما فراتر از انتخاب میان چپ و راست و یا اصول گرا و اصلاح طلب است گاهی انتخاب ما مرز بین هویت و ایمانمان می باشد یقین دارم که جواد جهانگیرزاده پاسدار این هویت و ایمان خواهد بود. با انتخاب جواد خواب های بدخواهان شهرم تعبیر نخواهد گردید.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

صبح روز گذشته دکتر جواد آقازاده با حضور در فرمانداری ارومیه رسما به نتایج انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی اعتراض کرد. شنیده های پارلمان هشتم حکایت از آن دارد در برخی از مناطق تجاری شهر و نیز در بازار ارومیه جمعی از بازاریان متدین و شریف ارومیه به صورت نمادین و به نشانه اعتراض تصاویر دکتر جواد آقازاده را در محل کار خود نصب نموده و خواستار باز شماری آرا در این زمینه شده اند.

گزارشات مردمی واصله در روز انتخابات به ستاد انتخاباتی دکتر آقازاده با آنچه در اعلام نتیجه نهایی عنوان شده تناقض و تضاد جدی داشته و اذهان را متوجه انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران می سازد که چگونه علیرضا رجایی منتحب ۳۰ مردم تهران در لحظات آخر جایش با منتخب ۳۱ جابه جا گردید!

با توجه به شنیده ها میزان آرا اعلام شده و فاصله بسیار اندک نفر پنجم و ششم این سوال در اذهان جامعه ایجاد گردیده که با توجه به اینکه ۲ نفر از اعضای لیست جبهه متحد اصول گرایان در رده های بعد از دکتر آقازاده واقع شده اند چگونه میزان آراء کاندیدای دیگر این گروه در ساعات آخر شمارش آراء به رتبه پنجم ارتقا پیدا می کند؟ آیا به هر قیمتی یکی از اعضای این لیست می بایست در جمع دور دومی ها می بود و آیا دکتر آقازاده قربانی این خواسته نیست؟

چگونه رتبه دکتر آقازاده تا ساعت ۶ بامداد روز بعد از انتخابات در رتبه پنجم بوده لیکن به یکباره و پس از مسجل شدن صعود حجت الاسلام ذاکر در دور اول، رتبه ایشان به ششم تنزل پیدا می کند؟

شایسته است فرمانداری محترم ارومیه برای رفع هر گونه شبهه و ابهام از اذهان جامعه اطلاعات مربوط به تمامی صندوق هایی که شمارش آنها مربوط به نفر پنجم و ششم انتخابات ارومیه به همراه گزارش صورتجلسه تجميع صندوق‌ها را برای افکار عمومی و یا حداقل برای ستاد انتخاباتی دکتر آقازاده منتشر نماید.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

درحالی‌كه هنوز نتایج قطعی و كامل انتخابات مجلس هشتم در تمام حوزه‌های انتخابیه كشور مشخص نیست، اختلافات میان اصولگرایان و اشخاص و گروه‌های حاضر در جناح راست بر سر فردی كه قرار است ریاست پارلمان در حال تشكیل را برعهده بگیرد، بالا گرفته است. به‌ نظر می‌آید ورود «علی لاریجانی» به رقابت‌های درونی اصولگرایان، تحلیل‌های سابق مبنی بر رقابت دو قطبی «غلامعلی حداد عادل» و «مرتضی آقاتهرانی» بر سر ریاست مجلس هشتم را با تغییراتی مواجه كرده باشد. این گمانه آن‌گاه تقویت شد كه «امیرعلی امیری» دبیر ستاد انتخاباتی ائتلاف فراگیر اصولگرایان، دیروز در یك نشست مطبوعاتی، خبر داد كه «كاندیداهای اصلی و قطعی نامزدهای این ائتلاف كه به مجلس راه یافته‌اند برای برعهده گرفتن ریاست پارلمان هشتم، علی لاریجانی است.» دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و رئیس پیشین سازمان صدا و سیما از بدو انتشار اخبار درباره كاندیداتوری در انتخابات 24 اسفند، یكی از اصلی‌ترین گزینه‌هایی بود كه در محافل خبری و سیاسی از او به عنوان رئیس‌مجلس هشتم نام برده می‌شد. با این حال، ریاست حداد عادل بر مجلس هفتم و حمایتی كه برخی نهادهای پرنفوذ در همه حال از او دارند، باعث شد كه دامنه این اختلاف به رقابت‌های انتخاباتی و تحولات درونی راست‌‌گرایان نیز كشیده شود. به همین علت هم بود كه پس از قطعی شدن كاندیداتوری لاریجانی از حوزه تهران، مباحث گسترده‌ای در خصوص سرلیستی او یا حدادعادل در فهرست‌های اصلی اصولگرایان كه شامل جبهه متحد اصولگرایی و ائتلاف فراگیر اصولگرایان بود آغاز شد. این مباحث عمدتا دو محور عمده را دنبال می‌كردند؛ اول اینكه به طور سنتی این باور در میان جریانات سیاسی و عامه مردم وجود دارد كه سرلیست تهران جریان اكثریت در انتخابات مجلس، ریاست پارلمان را برعهده می‌گیرد. از این رو مغلوبه شدن رقابت دوجانبه حداد و لاریجانی بر سر این مسئله به سود رئیس مجلس هفتم، حاكی از سنگین شدن كفه ترازو به نفع حداد بود. محور دیگر این مباحث هم آن بود كه برخی نهادهای قدرت و چهره‌های شاخص حاضر در جناح راست نیز رقابت انتخاباتی لاریجانی به عنوان سرپرست ائتلاف فراگیر اصولگرایان و حدادعادل به عنوان نفر اول فهرست جبهه متحد اصولگرایی را از جهات مختلف از جمله علنی شدن اختلافات بزرگان اصولگرا نزد عامه مردم، به هیچ عنوان به صلاح نمی‌دانستند. درست در همین نقطه بود كه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نقش حكمیت تاریخی خود در اردوگاه راست‌گرایان را ایفا و به لاریجانی توصیه كرد تا برای وحدت اصولگرایان، عطای سرلیستی تهران را به لقایش ببخشد و حوزه انتخابیه خود را از تهران به قم تغییر دهد. اجابت این درخواست روحانیت سنتی قم‌نشین از جانب لاریجانی بود كه این باور را در میان تحلیلگران و ناظران دامن زد كه فرزند «آیت‌اللـه میرزا هاشم آملی» از خیر جلوس بر كرسی بزرگ و سبزرنگ ساختمان مجلل بهارستان گذشته است، اما اخبار و شواهد اخیر نشان می‌دهد كه انتقال مصلحتی و البته از سر ناچاری لاریجانی به قم باعث نشده كه او و حامیانش در درون و بیرون مجلس هشتم، از آوردگاه رقابت برای ریاست كنار بكشند. با این حال، اگر بتوانیم گزینه‌های ریاست بر پارلمان آینده را در یك نمودار ترسیم كنیم، باید اذعان كرد لاریجانی در منتهی‌الیه چپ این محور (چپی كه در اینجا به معنای اصلاح‌طلبی نیست بلكه مخالفت با برخی سیاست‌های اجرایی دولت نهم را شامل می‌شود) قرار دارد و حدادعادل در نقطه میانی آن ایستاده است. در منتهی‌الیه راست این محور نیز استاد اخلاق كابینه نهم و شاگرد برجسته آیت‌اللـه مصباح‌یزدی یعنی «مرتضی آقاتهرانی» قرار دارد. بنابراین، به نظر می‌آید علی لاریجانی به محض تشكیل مجلس هشتم به عنوان گزینه اصلی منتقدان اصولگرای دولت نهم در پارلمان برای ریاست بر آن معرفی شود. احتمالا طیف نمایندگان نزدیك به «محمدباقر قالیباف» و «محسن رضایی» نیز در این رقابت از او حمایت خواهند كرد. در صورت تحقق این مسئله و اگر حدادعادل نتواند در فهرست باقیمانده تا آغاز به كار پارلمان آینده، رضایت دولت و حامیان متنفذ آن را برای ادامه زعامت بر مجلس كسب كند، مرتضی آقاتهرانی به عنوان نماد تمام‌عیار اندیشه و خط فكری حاكم بر دولت اصولگرای «محمود احمدی‌نژاد»، رقابتی نفس‌گیر را با لاریجانی و حدادعادل خواهد داشت. تمام اینها البته بستگی به آغاز فعالیت مجلس هشتم و مشخص شدن خط‌كشی‌های درونی آن دارد. اما در صورت شكل‌گیری مثلث فوق و آشكار شدن نتیجه نهایی این رقابت احتمالی، آرای هر كدام از اشخاص فوق می‌تواند تصویری شفاف از جریانات گوناگون راست‌گرای حاضر در مجلس آینده به افكار عمومی و ناظران ارائه دهد. با این حال، به نظر می‌آید تجربه ریاست حدادعادل بر مجلس هفتم و اثرات منفی جایگزینی شخص دیگر به جای او در حالی‌كه حداد در مجلس آینده نیز حضور دارد، ورق بازی را بار دیگر به نفع رئیس مجلس هفتم برگرداند. هرچه باشد او برنده زورآزمایی قبلی راست‌گرایان بود.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

احمد پورنجاتی: مرحوم پدربزرگم، اواخر عمر، دچار «كوررنگی» شده بود، «آبی» را «سبز» می‌دید و اصرار عجیبی داشت كه آنچه را می‌بیند به همان رنگ است كه او می‌بیند. با آنكه گاه لجاجت و پافشاری‌اش بر افكار خطای باصره لج ما را درمی‌آورد اما همواره محضرش اسباب تفریح و انبساط خاطر می‌شد چون عادت داشت درباره رنگ لباس دیگران اظهارنظر كند كه مثلا: «چه پیراهن آبی خوش‌رنگی!» در حالی كه پیراهن، به رنگ سبز بود و امثال آن! اكنون در آستانه سال نو، در حال و هوای دلمشغولی مردم برای فراهم ساختن سور و سات نوروز و در گرماگرم چالش‌های توانفرسای زندگی روزمره، می‌خواهم پیشنهاد كنم برای چند روز هم كه شده به سبك و سیاق «پدربزرگ»، «واقعیت» را به «رنگ» دیگری مشاهده كنیم.
«كوررنگی» به گمان من، دست‌كم برای تعطیلات نوروز كه باید مجالی برای آرامش و تفریح و سرخوشی باشد، نسخه چاره‌ساز و موثری به شمار می‌رود، هرچند شفابخش نیست. اما اندكی تسكین خواهد داد.
بیایید «سیاهی» را «سپیدی» ببینیم، «ناتوانی» را «مهارت» بشماریم، «بی‌عدالتی» را عین «دادگری» معرفی كنیم، «تورم» را «موفقیت اقتصادی» بنامیم، «كاهش» نرخ رشد اقتصادی را «جهش» اقتصادی تصور كنیم، «تنگناها»ی روزافزون فراراه فعالیت‌های فرهنگی و هنری و مطبوعاتی و رسانه‌ای را «رونق و اعتلا»ی فرهنگی بدانیم و در یك كلام، همه چیز را با اتیكت «بهترین» زینت دهیم.
«كوررنگی» نعمت بزرگ و آرامش‌دهنده‌ای است.
با این فضیلت استثنایی و / شك‌برانگیز، دیگر كسی از این همه نابسامانی و گرفتاری آزرده‌خاطر نمی‌شود، چون در قامت رعنای واقعیت، یكسره حسن می‌بیند و جذبه جمال!
«كوررنگی»، افزایش مهارگسیخته گرانی و تورم را توجیه می‌كند، «مشكل» مسكن را به «معجزه» حل مشكل مسكن مبدل می‌سازد، «توقیف» مطبوعات و محدودیت برای آزادی قلم و بیان را عین «خدمت» به فرهنگ و آزادی قلمداد می‌كند.
زندانی شدن نویسنده را تكریم اندیشه می‌شمارد، تخریب چهره رقیب سیاسی را، با هر وسیله ممكن، جلوه‌ای از جوانمردی سیاسی می‌بیند.
«كوررنگی» بیماری غبطه‌انگیزی است. هنر كمی نیست كه «واقعیت» را ببینی اما به رنگ وارونه! به رنگ برخاسته از شبكیه مختل‌شده!
«كوررنگی» موجب می‌شود «دوست» را به رنگ «دشمن»، «منتقد» را به رنگ «برانداز»، مدیر و كارشناس باتجربه را به رنگ مزاحم و «مطیع مداهنه‌گو» را به رنگ «ناصح امین» ببینی!
این «عوضی‌بینی» حتی اگر اسباب عصبانیت یا مضحكه دیگران شود مهم نیست، آنچه مهم است آرامش و خونسردی حسرت‌برانگیزی است كه آدم مبتلا به كوررنگی از خود بروز می‌دهد. پدربزرگ مرحوم من همین‌طور بود!
چیزی به نوروز نمانده است. به زودی فصل پررونق دید و بازدیدها و گفت‌وشنودها آغاز خواهد شد. اگر در بقیه ایام سال مجال گفت‌وگوی مردم با هم، حتی فرصت دیدار و گفت‌وگوی اعضای یك خانواده، چندان فراهم نیست یا به گپ‌های اتفاقی در اتوبوس و مترو یا در صف خرید شیر یارانه‌ای و پرداخت قبض آب و برق در بانك‌ها خلاصه می‌شود، نوروز فرصت فراخ و پرحوصله گشودن سفره دل‌ها و میدانداری زبان‌ها برای از هر دری سخن گفتن است.
نوروزتان را پاس بدارید با تمسك به «آیین كوررنگی» همه چیز را «سپید» ببینید. همه‌چیز را «سپید» نشان دهید. تنها و تنها از سپیدی‌ها سخن بگویید. تعجب نكنید. سوژه‌های فراوانی برای برخورداری از این شیوه ابتكاری وجود دارد.
پیشنهاد مشخص من این است كه به جای همه آن موضوعاتی كه انگار یك جوری قابلیت «سیاه دیدن» و «سیاه‌نمایی» دارند، «سوژه‌ها»ی مناسب‌تر و پاستوره‌ریزه‌تری را برای «گپ‌های نوروزی» انتخاب كنید؛ سوژه‌هایی از این دست: چگونه پولدار شویم؟ راه‌های جلوگیری از ریزش مو!
روزنامه‌های باطله را چه می‌شود كرد؟ راه‌های «جاافتادن» فسنجان و قرمه‌سبزی! با مشكل چاقی فزآینده چه می‌شود كرد؟ چه كردی اینقدر لاغر شدی؟ بالاترین نرخ سود سپرده بانك‌ها چند است؟ آجیل چهارشنبه‌سوری را از كجا خریده‌اید؟ فشفشه و ترقه استاندارد را كجاها می‌فروشند؟ كتاب‌های دست دوم را كجاها می‌خرند؟ و بسیاری موضوعات مهم و جذاب و سرگرم‌كننده دیگر. حواستان باشد به هیچ‌وجه اوقات شریف و لطیف تعطیلات نوروز و دید و بازدیدهای خانوادگی را با بحث‌های بی‌اهمیتی همچون قضیه انتخابات مجلس و تعطیلی مجله‌های «دنیای تصویر» و «هفت» و این نوع خزعبلات خراب نكنید. برای مشاوره بیشتر درباره خواص «كوررنگی» تلفن گویای اینجانب در تمام اوقات شبانه‌روز حتی در ایام تعطیلات نوروز آماده پاسخگویی است.
نوروزتان مستدام

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

«سیدحسین مرعشی» رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با ارائه تحلیلی آماری از انتخابات مجلس هشتم در حوزه تهران گفت: در مذاكراتی كه پس از برگزاری انتخابات با كارشناسان وزارت كشور و شخص وزیر داشتیم، مشخص شد كه وزارت كشور حداكثر دو ساعت پس از باز كردن صندوق‌ها قادر به اعلام نتایج غیررسمی تهران بوده است، اما نكته جالب آنجا بود كه در ملاقاتی كه 13 ساعت پس از پایان رای‌گیری با آقای پورمحمدی داشتیم، ایشان این مسئله را انكار كرده و گفتند وزارت كشور تا یك‌شنبه نمی‌تواند نتایج حتی اولیه انتخابات را اعلام كند. با این حال در ساعت 24 همان شب نتایج اولیه شمارش آرا در تهران اعلام شد. در این آمار كاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان لیست تهران را به خود اختصاص داده بودند. با اعتراض ما به این مسئله، كارشناسان وزارت كشور اعلام كردند كه این آرا تنها مختص به صندوق‌هایی در جنوب تهران است و با شمارش آرای مناطق غربی و شمالی تهران تغییر می‌كند، اما آرای كنونی هم هنوز همان تركیب اولیه را نشان می‌دهد كه این امر با واقعیات و گزارشات متعدد ناظران انتخاباتی اصلاح‌طلبان و حتی سخنان كارشناسان وزارت كشور به هیچ عنوان مطابقت ندارد. وی ضمن بیان مطالب فوق به «كارگزاران» اضافه كرد: مردم تهران را می‌توان از حیث شركت در انتخابات به سه دسته تقسیم كرد: حدود 25 درصد از مردم تهران به دلایل مختلف عطای شركت در انتخابات را به لقایش بخشیده‌اند‌ و به هیچ عنوان حاضر به شركت در انتخابات‌های مختلف نیستند. حدود 25 درصد هم هستند كه براساس تكلیف و تعهد و تحت هر شرایطی در انتخابات شركت می‌كنند. 50 درصد دیگر هم طبقه متوسط شهری هستند كه متناسب با شرایط تصمیم می‌گیرند كه در انتخابات شركت كنند یا نه. مرعشی با بیان اینكه «با توجه به شرایط قبل از انتخابات مجلس هشتم و بر اساس نظرسنجی‌های صورت‌گرفته، بیش از نیمی از این 50 درصد، تصمیم قطعی گرفته بودند كه در انتخابات شركت نكنند»، اظهار داشت: «از این 50 درصد كه بدنه اصلی جامعه را تشكیل می‌دهند، در نهایت حدود هفت درصد در انتخابات شركت كردند و 43 درصد موضع قهر با انتخابات را در پیش گرفتند.» سخنگوی حزب كارگزاران سازندگی، دلایل این قهر را «نارضایتی از شرایط مدیریتی كشور، مشكلات فراوان اقتصادی، بریدگی از تمام جناح‌های سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب، اعتراض به ردصلاحیت‌های صورت‌گرفته و تردید در مورد سلامت انتخابات» بیان كرد. وی تصریح كرد: «ائتلاف اصلاح‌طلبان تمام تلاش خود را برای به میدان آوردن این عده انجام داد اما به دلیل محدودیت‌های زمانی و آثار منفی ناشی از رد صلاحیت‌ها و نیز عملكرد منفی رسانه فراگیری مانند صداوسیما، موفقیت چندانی عایدمان نشد اما به هر حال توانستیم در شرایط حساس كشور، به‌طور نسبی به انتخابات رونق بدهیم.»
مرعشی با اشاره به آنچه «بی‌مهری‌ها و بداخلاقی‌های انتخاباتی» خواند، به بیان مواردی از این مسئله پرداخت و گفت: «اولین بداخلاقی این بود كه اگرچه ائتلاف اصلاح‌طلبان به عنوان یك مجموعه متحد و با مخاطبان كاملا مشخص در انتخابات حاضر شد ولی صداوسیما هرگز حاضر به پذیرش این واقعیت نشد و به‌طور منظم و پی‌درپی تلاش كرد تا ما را متفرق و پراكنده جلوه دهد. حتی روزنامه وابسته به این رسانه نیز در یك اقدام كاملا ضداخلاقی درست یك روز پیش از انتخابات كه هیچ فرصتی برای پاسخگویی و جبران نداشتیم، یك فهرست جعلی را به نام ما منتشر كرد.» رئیس ستاد تهران ائتلاف اصلاح‌طلبان، بداخلاقی دیگر صورت‌گرفته علیه اصلاح‌طلبان را اینگونه تشریح كرد: «بداخلاقی و بی‌مهری دیگر علیه ما این بود كه علی‌‌رغم آنكه تمام كاندیداهای اصلاح‌طلب حاضر در انتخابات به تایید شورای نگهبان با تمام دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه آن رسیده بودند، اما غیرواقعی و شكننده‌ترین تعابیر هر روز علیه آنها بیان می‌شود.» وی با طرح این پرسش كه «چه كسی در كشور وجود دارد كه در اصالت و شخصیت انقلابی، ملی و اسلامی اصلاح‌طلبان و كاندیداهای ایشان تردید داشته باشد؟»، اظهار داشت: «این در حالی است كه رسانه فراگیر كشور، این جریان ریشه‌‌دار و متكی به اندیشه‌های امام را كه هدفی جز اصلاح جمهوری اسلامی و افزایش ضریب پایداری نظام ندارد، به شدیدترین شكل تخریب می‌كرد.» مرعشی درباره اتفاقاتی كه برای ناظران اصلاح‌طلبان افتاد، گفت: «این حق مسلم تمام كاندیداهای حاضر در انتخابات است كه بتوانند در هر صندوق یك ناظر داشته باشند. در این راستا اگرچه برخورد ابتدایی هیات نظارت تهران با ستاد ائتلاف مثبت بود ولی در مرحله اجرا، از 3300 نفری كه به عنوان ناظر معرفی كرده بودیم در مرحله اول فقط برای 950 نفر و با پیگیری‌های بعدی تنها برای 170 نفر آن هم در ساعات اولیه بامداد روز برگزاری انتخابات كارت نظارت صادر شد.» رئیس ستاد تهران ائتلاف اصلاح‌طلبان، این مسئله را باعث بر هم خوردن برنامه‌ریزی‌های این ستاد دانست و بیان داشت: «این‌گونه ما عملا قادر به اعزام 400 نفر ناظر به 10 درصد صندوق‌های موجود شدیم اما جالب این بود كه با آغاز شمارش آرا اكثر همین تعداد محدود از ناظران نیز از شعب اخذ رای اخراج شدند.» وی تاكید كرد: «به راستی اگر اصولگرایان مدعی پیروزی قاطع در انتخابات هستند، چرا اجازه ندادند ناظران ما تا پایان شاهد این موفقیت آنها باشند؟»
سخنگوی حزب كارگزاران سازندگی در عین حال تصریح كرد: «با تمام این اوصاف گزارش‌های ناظران اندك ما كه توانسته بودند به‌رغم فشارهای سنگین ناظران شورای نگهبان در محل ماموریت خود باقی بمانند، حاكی از موفقیت كامل و قطعی فهرست ائتلاف اصلاح‌طلبان در حدود نیمی از صندوق‌ها به طور مشخص در مناطق غربی و شمالی تهران و موفقیت نسبی حداقل پنج كاندیدای ما در مناطق شرقی و جنوبی بود.»
مرعشی بر این مبنا تاكید كرد: «ما بسیار علاقه‌مند بودیم كه امروز می‌توانستیم آمارهای ارائه شده از شمارش آرا توسط وزارت كشور را تایید كنیم اما افسوس كه باید با شك و تردید به نتایج اعلام شده نگاه كنیم.» رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌‌طبان در پاسخ به این پرسش كه «چه دلایلی در اثبات موارد تخلف اشاره شده وجود دارد؟»، اظهار داشت: «نتایج اعلام شده تا كنون به هیچ وجه با ده‌ها گزارش مستند دریافتی از صندوق‌های مختلف در سراسر تهران سازگاری ندارد. به همین دلیل هم از وزارت كشور خواسته‌ایم تا آمار و ارقام تك تك صندوق‌ها و نیز نتایج تجمیع آنها را در اختیار قرار بدهد تا بشود در مورد صحت آمار اعلام شده، با قاطعیت اظهارنظر كنیم.» وی خاطرنشان كرد: «ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان از دسترسی به اطلاعات ریز صندوق‌ها در زمان شمارش كاملا محروم است و به خواسته‌ ما برای بازشماری تصادفی برخی از صندوق‌ها نیز هیچ پاسخی داده نمی‌شود. رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران مجددا تاكید كرد: در اولین آمار شمارش صندوق‌ها، كاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان تمام سهمیه تهران را به خود اختصاص داده بودند. با اعتراض ما به این مسئله، كارشناسان وزارت كشور اعلام كردند كه این آرا تنها مختص به صندوق‌هایی در جنوب تهران است و با شمارش آرای مناطق غربی و شمالی تهران تغییر می‌كند، اما آرای كنونی هم هنوز همان تركیب اولیه را نشان می‌دهد كه این امر با واقعیات و گزارشات متعدد ناظران انتخاباتی اصلاح‌طلبان و حتی سخنان كارشناسان وزارت كشور به هیچ عنوان مطابقت ندارد.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

آقاي کرباسچي، چطور شد با همه اعتراضات اصلاح طلبان اکنون آن ها مردم را به شرکت در ‏انتخابات دعوت مي کنند؟‎
اصلاح طلبان، چون معتقد به نظام مردم سالاري واقعي ـ و نه نمادين ـ هستند، هميشه معتقد بوده اند در هر حدي ‏که مي توانند بايد با اراده و راي مردم در بخشي از قدرت حضور داشته باشند و در انتخابات شرکت کنند. در اين ‏انتخابات - که فکر مي کنم در 29 سال گذشته بي سابقه بوده - گويا اراده اي در بخشي از مسوولين وجود دارد ‏که تصميم گرفت جمع بي سابقه اي از افراد را رد صلاحيت کند. اين حاکي از اين است که اراده اي مي خواهد ‏بخش فعالي از نيروهاي سياسي جامعه را از صحنه سياسي حذف کند. لذا من فکر مي کنم به هيچ قيمت نبايد ‏اجازه داد اين نقشه و طرح پياده شود تا خداي ناکرده شرايطي پيش نيايد که از يکسو به دلسردي بخش وسيعي از ‏مردم از حضور در صحنه و عملکردهاي سياسي و از سوي ديگر به بيرون گذاشتن بخشي از نيروهاي دلسوز از ‏نظام و سوق دادن آنها به فعاليت در جمع نيروهاي خارج از نظام منجر شود. اين عوامل دليل اصرار اصلاح ‏طلبان براي حضور در انتخابات است. به علاوه اينکه تجربه گذشته هم به اصلاح طلبان نشان داده است در ‏صحنه سياسي نبايد برخوردهاي غريزي را در پيش بگيرند. يعني اگر نامهرباني ديدند، قهر کنند يا اينکه عکس ‏العمل مشابهي نشان دهند. صحنه سياست ورزي، صحنه اي است که بايد در آن با تدبير، تا جايي که امکان دارد، ‏نقشه هاي طرف مقابل را حنثي کرد و اهداف خود را پيش ببرد. اين تجربه به اصلاح طلبان آموخته است که ‏صحنه سياسي صحنه برخوردهاي عاقلانه و مدبرانه است و در اين انتخابات حداقل کاري که مي توانند بکنند اين ‏است که نقشه يکدستي را که مدنظر رقيب است، به هم بزنند و جلوي آن را بگيرند.

‎‎يعني واقعا اصلاح طلبان مي توانند تعداد قابل ملاحظه اي نماينده داشته باشند؟‎ ‎
معتقدم اگر مردم شرکت وسيع بکنند حتما اصلاح طلبان تعداد زيادي را در مجلس خواهند داشت. الان در سراسر ‏کشور مجموعه ائتلاف اصلاح طلبان و کانديداهاي ساير احزاب اصلاح طلب بيش از 170 نفرند که ممکن است ‏همه آن ها آدم هاي رديف اول احزاب نباشند اما افرادي هستند که در طيف اصلاحات قرار دارند و مي توانند ‏جلوي پيشبرد خيلي از برنامه هاي رقيب را بگيرند؛ اين مشروط به اين است که مردم حضور گسترده و جدي ‏داشته باشند. توجه کنيم که ما در مجالس پنجم و ششم که راي بالاي 60 درصد مردم را داشتيم شاهد حضور تعداد ‏قابل توجهي از اصلاح طلبان در مجلس بوديم. اما وقتي در مجلس هفتم حدود 50 درصد شرکت کردند، تعداد ‏اصلاح طلبان بسيار کم بود. اگر ترکيب مجلس را با درصد شرکت کنندگان در نظر بگيريم متوجه مي شويم که ‏بايد کاري کرد که حتما تعدادقابل توجهي از مردم در انتخابات شرکت کنند.

‎‎فکر مي کنيد با اين افرادي که درليست شما هستند، مي توانيد مردم را جذب کنيد؟‎
خود ما هم مي دانيم بسياري از افرادي که در سراسر کشور مورد تاييد قرار گرفتند افراد رده اول اصلاح طلبان ‏نبودند که مي دانستيم آن ها امکان راي گرفتن را دارند و مردم آن ها را مي شناسند. کاري که رقيب کرده همين ‏بوده است که اين نيروها را از ما گرفته. چيزي که ما از مردم مي خواهيم همين است که به اين ريسک تن دهندو ‏به نيروهاي اصلاح طلب باقي مانده راي دهند.

‎‎اين ريسک مي تواند واقعا براي مردم منتج به نتايج قابل قبولي باشد؟‏‎ ‎
توقعات ما بايد توقعات معقولي باشد. طبيعي است امکانات ما محدود بوده، تبليغات رقيب خيلي گسترده بوده، از ‏رسانه ملي بسيار عليه اصلاح طلبان استفاده شده و... خلاصه شرايط برابر نيست ولي ما به مردم اميدوارهستيم.

‎‎آقاي کرباسچي، در اين مدت که حاکميت يک دست شده اتفاقات زيادي افتاده است. اصلاح طلبان براي ‏رفع مشکلات و معضلات برنامه خاصي دارند يا باز هم فقط شاهد شعار هستيم؟‎
اتفاقااين اصلاح طلبان هستند که برنامه دارند، طرف مقابل بي برنامه است که براي هر مساله اي يک کمسيون ‏تخصصي تشکيل مي دهد. ما فکر مي کنيم اگر برنامه ريزي براي اداره کشور باشد همان است که در دولت هاي ‏سازندگي و اصلاحات تدوين شده، دنبال شده و منجر به چشم انداز توسعه 20 ساله شده است که به تصويب ‏مراجع ذيربط رسيده. اگر به آن برنامه عمل مي شد و اختلال هايي ايجاد نمي شد خيلي از اين گرفتاري ها وجود ‏نداشت.

‎‎فکر مي کنيد با اين ردصلاحيت هاي گسترده مردم درانتخابات حضور پيدا کنند؟‎ ‎
من در مجموع وضعيت رابحراني نمي بينم. فکر مي کنم تعداد شرکت کننده مجموعا خوب خواهد بود.

‎‎بحث هايي که در مورد سلامت انتخاباتي مي شود...‏‎ ‎
البته بحث صيانت و حفاظت از آرا مطرح است که در آن بعد هم مجموعه ما با مشکل مواجه است و اميدوار ‏هستيم که لااقل در اين مرحله مسئولين با صداقت و امانت عمل کنند. من شرکت را خيلي در سطح پايين نمي بينم با ‏توجه به اتفاقاتي که افتاده و باعث نااميدي بخشي از جامعه شده. اميدوارم هم ما و هم مسئولين بتوانند از آراي ‏مردم صيانت کنند

‎‎خود شما راي مي دهيد آقاي کرباسچي؟!
بله. من به ائتلاف اصلاح طلبان درتهران راي مي دهم و اميدوارم همه مردم به ليست هاي ائتلاف راي دهند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 


همشهریان عزیز؛
باسلام و سپاس
در آستانه ی شکوفایی دوباره ی زمین و نو شدن لباس طبیعت فرا رسیدن بهار دل انگیز دیگری را به انتظار نشسته ایم ، چه زیبا و مناسب است که ما نیز با پیروی از سنن و قوانین تخلف ناپذیر الهی روح حیاتی برین و متعالی در جامعه ی خود دمیده و زمینه های وجودی خود را نیز شکوفا سازیم و تحولی مثبت در سرنوشت خود و فرزندانمان ایجاد نماییم. جمعه ی آخر سال ، چشم انداز چهار سال آتی به دست شما عزیزان ترسیم خواهد شد. دست حق به همراهتان!
اینجانب دکتر مهزاد مهرزاد صدقیانی نامزد هشتمین دوره ی انتخابات مجلس شورای اسلامی با اعلام انصراف از شرکت در رقابت انتخاباتی ، آراء خود را به  همسرم دکتر جواد آقازاده که پیشینه ی روشن وی گواه مجاهدتی مخلصانه در عرصه های علم و ایمان بوده و عمر خود را در راه طاعت حق و خدمت به خلق سپری نموده تقدیم داشته ، ضمن تشکر از مساعی همدلانه تمامی دوستان و سروران گرامی به نفع او که از هر لحاظ نسبت به خود اولی و ارجح دانسته  و در عرصه ی نمایندگی و خدمتگزاری به شما ملت شریف کار آمد تر می دانم، از صحنه ی رقابت انتخاباتی کنار می روم .
از شما عزیزان نیز که به فرموده ی امام راحل ولی نعمتمان هستید خواهانم با حضور سرنوشت ساز خود در این مقطع حساس ، با رای آگاهانه به دکتر جواد آقازاده  جراح و متخصص مغز و اعصاب و ستون فقرات، شخصی دلسوز و لایق به نمایندگی از خود  به مجلس بفرستید .  
با بهترین آرزو ها و آرزوی بهترین ها
دکتر مهزاد مهرزاد صدقیانی
فوق تخصص جراحی زنان و زایمان

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

اصلاح طلب انساني متعادل است که خواست خود را با زبان نرم و هنجارهاي جامعه مطرح مي کند. بر همين اساس صندوق راي بهترين محل براي خواست اصلاح طلبانه است، چرا که منجر به تغييري بهنجار و دور از خشونت مي شود.با نگاهي به تاريخ سياسي جهان متوجه مي شويم که تمامي خواست هاي اصلاح طلبانه، چون براساس مفهوم مثبت و زيباي واژه اصلاح صورت گرفته موفق بوده است.در ايران اوضاع رفتار جامعه ما، به ويژه در شرايط امروز که مردم شاهد عملکرد جناح مقابل اصلاحات هستند، نشانه هاي ظهور مقدمات پيروزي اصلاح طلبان آشکار است. راي دادن به کساني که انديشه هاي ميانه رو داشته و خواهان تغيير وضع موجود در جهت احترام به حقوق و آزادي هاي سياسي، اجتماعي و رفاه اقتصادي هستند راي به رويکرد اصلاح طلبي است و با شرکت در انتخابات روز جمعه، ملت ايران همچنان تمايلات اصلاح طلبانه خود را نشان خواهد داد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

سلام دکتر جواد!

من به تو رای می دهم برای آنکه شنیده ام تو مرد بزرگی هستی.. شنیده ام به آنچه خواسته ای رسیده ای چون غیرت و لیاقتش را داشتی.. شنیده ام رتبه بیست و چندم کنکور شدی چون با غیرت بودی و قله های علم را یکی پس از دیگری فتح نمودی..

دکتر جواد!

من به تو رای می دهم قلمم از وصف تو عاجز است.. شنیده ام محرومان و مستضعفان را با هیچ چشم داشتی حیات دادی و آنی نماز شکر بر آستان حضرت عشق گذاردی.. خوشا آنان که الله یارشان بی بحمد قل هو لله بازارشان بی..

دکتر جواد!

چند روز پیش در یکی از سخنرانی هایت بودم دیدم جوانی آمد تا دستت ببوسد نگذاشتی، دیدم پیشانی اش بوسیدی اون جوون به همه با صدای نازک و بغض آلودش گفت که به فضل الهی حیاتش دادی.. دیدم گریه کردی به خدا من هم تا صبح گریه کردم.. دکتر جواد به خدا رضای بندگان خدا رضای خود خدا از توست.. خوشا به حالت که خدا به خاطر داشتن بنده ای چون تو بر خود می بالد و در قرآنش بر داشتن بنده هایی چون تو افتخار می کند..

دکتر جواد!

من به تو رای می دهم چون می دانم که می دانی دوستت دارم و از خدا می خواهم که هر کجا باشی یار و یاورت باشد..

 دکتر جواد!

خدای عالم شاهد است این نوشته را با قطره قطره اشک هایم نوشتم خدا را به حرمت اشک مادران و بغض در گلو مانده پدران قسمش میدهم که تو را موفق و پیروز گرداند..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

غلامحسین کرباسچی: در حالی كه دو روز بیشتر به زمان برگزاری انتخابات مجلس هشتم باقی نمانده است، به نظر می‌رسد برخی قصد دارند با طرح مسائل حاشیه‌ای و متاثر از نوعی جزئی‌نگری نحوه حضور مردم در این انتخابات پراهمیت را تحت‌الشعاع قرار داده و بر طبل تحریم انتخابات بكوبند. این در حالی است كه از سوی دیگر ضربه ناشی از ردصلاحیت‌های گسترده اصلاح‌طلبان توسط هیات‌های اجرایی، نظارت و شورای نگهبان پیكره حركت رو به جلوی اصلاح‌طلبی را زخمی كرده و از این طریق فرصت‌های جناح مقابل را برای حفظ پایگاه‌های فعلی قدرت یكپارچه خود افزایش داده است. لیكن به رغم این اصلاح‌طلبان با همه ناملایمات و نامهربانی‌ها به منظور پاسداری از اسلامیت و جمهوریت نظام و نیز صیانت از آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی عزم جزم كرده‌اند تا با حضور خود بازی رقیب را برهم زنند.
بازی‌ای كه بخشی از بازیگران آن ناخواسته برخی از چهره‌ها و گروه‌های تندرو هستند. بر این اساس در آخرین روز تبلیغات انتخاباتی مناسب است نكاتی به منظور اتمام حجت یادآوری شود تا شاید در فرصت اندك باقیمانده موجب تجدیدنظر در تصمیم كسانی شود كه قصد شركت در انتخابات ندارند:
1) از آنجا كه برخی از تحریم‌كنندگان انتخابات پیش روی اشخاصی هستند كه یا خود یا دوستان آنها طی این سال‌ها صدماتی از قبیل زندان، انفصال از خدمت، محرومیت از حقوق اجتماعی و... را چشیده‌اند، متاثر از رفتارهای بعضا ناعادلانه صورت‌گرفته با خود بدون توجه به مصالح ملی كشور توصیه به عدم شركت در انتخابات می‌كنند یا خواستار دخالت سازمان‌های بین‌المللی در این رویداد داخلی ایران هستند. حال باید دید كه در كجای دنیا سازمان‌های بین‌المللی مداخله كرده و مسائل و مشكلات آن كشور حل شده است؟ واقعیت‌های منطقه و آنچه كه در كشورهای همسایه ایران چون افغانستان و عراق پس از حضور آمریكایی‌ها رخ داده می‌تواند هشداری برای كسانی باشد كه اندك ذره‌ای به استقلال كشور توجه دارند و بدانند كه تنها شیوه‌های اعتدالی مبتنی بر عقلانیت سیاسی و نیز فراهم آوردن بستر رشد فكری و آگاهی مردم از طریق رواج همین شیوه‌ها ما را به مقصود می‌رساند و نه امید بستن به كمك بیگانه و نهادهای بین‌المللی!
2) سستی و وادادگی دیگر عاملی است كه ممكن است برخی از اشخاص را از حضور در پای صندوق‌های رای در روز 24 اسفند بازدارد. حال آنكه باید بپرسید با وجود این همه مشكلات جدی كشور در عرصه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، بین‌المللی و اقتصادی به ویژه افزایش نقدینگی و تورم ناشی از تصمیم‌های نابجا و كارشناسی‌نشده یك‌شبه دولت نهم و مجلس هفتم كدام وجدان آسوده خواهد ماند كه بار دیگر اداره كشور را به دست اصولگرایان بسپارد و آزموده را بار دیگر بیازماید؟ مقایسه‌ای نسبی میان عملكرد دولت‌های آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی با عملكرد دولت فعلی گواه این ادعاست. از سوی دیگر اگر كسی سستی كرده و در انتخابات شركت نكند، آیا فردا حق دارد كه اعتراض كند و از نامساعد بودن شرایط اقتصادی و سیاسی كشور و ادامه روند رو به افزایش گرانی و تورم بنالد و بر آنچه كه خود كرده افسوس خورد؟
3) ترویج فضای یأس و ناامیدی و اینكه اصلاح‌طلبان در صورت پیروزی نیز قادر به تغییر شرایط نیستند، دیگر مانع مشاركت مردم در انتخابات است. بخشی از این یأس و ناامیدی توسط رسانه‌های خارجی و بیگانگان دامن زده می‌شود و هر شب هزاران كلمه برای منصرف كردن مردم از شركت در انتخابات از طریق این رسانه‌ها انعكاس می‌یابد كه بدون هیچ تحلیل منطبق بر واقعیات جامعه ایران صرفا مطامع خاصی را دنبال می‌كند. بخش دیگری از القای این ناامیدی توسط رقبای اصولگرا صورت می‌گیرد. تجربه به آنان آموخته كه در صورت پایین بودن سطح مشاركت مردم پیروز خواهند بود. فراموش نكنیم زمانی كه میزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس ششم بالای 60 درصد بود، اصلاح‌طلبان توانستند اكثریت كرسی‌های مجلس را از آن خود كنند اما با كاهش مشاركت مردم در انتخابات مجلس هفتم كه تقریبا نزدیك 50 درصد بود، محافظه‌كاران اكثریت مجلس را در دست گرفتند. چنانكه شاهدیم این بار نیز آنها از هر عاملی از جمله ردصلاحیت‌های گسترده كه كمك به مایوس كردن مردم از شركت در انتخابات كند، فروگذار نكرده‌اند. از سوی دیگر در میان اصلاح‌طلبان هستند كسانی كه آرمان‌گرایانه واقعیت‌های موجود كشور را نادیده می‌گیرند و با بالا بردن سطح انتظارات خود و مردم از مجلس فقط قسمت خالی لیوان آب را می‌بینند و از این طریق یأس و ناامیدی را رواج می‌دهند. حال آنكه اگر حداقل 10 درصد از اوضاع اقتصادی مردم بهبود یابد بهتر آن است كه هیچ تغییری در وضع نابسامان موجود صورت نگیرد و جریانی یكه‌تاز با بی‌تدبیری خود اجازه دهد دشمن قطعنامه‌های شورای امنیت را یكی پس از دیگری به تصویب رسانده و از این طریق اقتصاد متزلزل ایران را به ورطه نابودی بكشاند! این دوستان بدانند كه مشی اصلاح‌طلبی با دیدگاه‌های رئالیستی پیش می‌رود و نه ایده‌آلیستی و اساسا اصلاح‌طلبی با ناامیدی سازگار نیست!
در پایان با توجه به سه نكته مورد اشاره بالا از همه ملت ایران می‌خواهیم كه روز جمعه 24 اسفند در پای صندوق‌های رای حاضر شده و با جدیت و عزم راسخ به لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان رای دهند؛ اصلاح‌طلبانی كه طی این مدت از همه طرف نامهربانی‌های فراوانی در حقشان صورت گرفت. نامهربانی‌هایی كه اگر بسیار كمتر از آن با طرف مقابل صورت می‌گرفت معلوم نبود واكنش آنها چه باشد؟ این در حالی است كه اصلاح‌طلبان اینك مظلومانه ایستاده‌اند و با نشاط در انتخابات شركت می‌كنند تا حتی اگر هم تنها یك تن از آنان به مجلس هشتم راه یابد، بتواند مثل مرحوم مدرس نقش‌آفرینی كند! به امید احیای حق.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

چون امسال سالروزِ ترورِ من مصادف با انتخابات شده است، به نظرم می‌رسد كه می‌توان به تبیین رابطه بین خشونت و انتخابات پرداخت. آیا صندوق رأی همان جعبه پاندوراست كه جز مار و مور و لعنت و مصیبت در آن نیست، یا برعكس، صندوق رأی تابوتِ خشونت (coffin of violence) است كه دفنِ آن باعثِ ایجادِ سكینه و طمأنینه در جامعه می‌شود؟
1) صندوق رأی و به‌طور كلی، انتخابات، قانون اساسی، پارلمان، احزاب و حتی نهادهای مدنی، برساخته‌های تجربه بشری هستند و باید این ابداعات را ارج نهاد، اما نباید آنها را تقدیس نمود و تبدیل به بت كرد؛ چرا كه بت‌واره‌شدنِ هر یك از اینها می‌تواند ما را از مضمون و محتوای آنها غافل نماید. در عالمِ مقدسات، می‌توان به ضریحی متوسل شد و بدان دخیل بست؛ اما، در عالمِ عرفیات، جایگزینیِ صندوقِ رأی با ضریح شرك‌آلود است و می‌توان آن را، به اصطلاح، «بت‌پرستی سیاسی» نام نهاد؛ كما اینكه در عالم اقتصاد نیز با پدیده‌ای به نام «بت‌وارگیِ كالایی» روبه‌رو هستیم كه انسان را در خدمت كالا قرار می‌دهد، نه بر عكس. مولوی در خلال یك داستان نكته‌ای ژرف را متذكر می‌شود و آن اینكه برای برون‌رفت از افسونِ صندوق، آن هم صندوقی كه كمابیش مشابهِ جعبه پاندوراست، باید به قدرت و نیرو مجهز شد:
تا ببیند مؤمن و گبر و جهود/ كه در این صندوق جز لعنت نبود
صورتِ صندوق بس زیباست لیك/ از عروض و سیم و زر خالی‌ست نیك
چون تن زراق خوب و باوقار/ اندر آن سَله نیابی غیرِ مار
خلق را از بندِ صندوق و فسون/ كی خَرَد جز انبیاء و مرسلون
در نبی ان استطعتم فانفذوا/ این سخن با جن و انس آمد ز هو
گفت منفذ نیست از گردونتان/ جز به سلطان و به وحیِ آسمان
ملاحظه می‌شود كه مولوی با استفاده از این آیه (یا معشر الجن و الانس ان استطعتم أن تنفذوا مِن أقطار السماواتِ و الارض فانفذوا و لاتنفذون الا بسلطان) می‌خواهد نشان دهد كه هر صندوقی استعداد تبدیل شدن به فیتیش یا افسون‌گر را دارد و می‌تواند آدمی را دچار سودازدگی كند و تنها راهِ برون‌رفت از سودای صندوقِ بی‌محتوا تجهیز به قدرت است.
2) چرا، در انتخابات، لای و لجنِ رسوب‌كرده در اعماقِ ساختارِ سیاسی به سطح سیاست كشیده می‌شود و صحنه‌های ناهنجاری را در مقابل چشم مردم به نمایش می‌گذارد؟ مثلا در انتخابات اخیرِ كنیا كه باعث كشتار جمع كثیری از مردم شد یا وقایعی كه در پاكستان روی داد و به ترور خانم بوتو منجر شد. و چرا راه دور برویم. در همین ایران خودمان، در این چند ماهه، بی‌اخلاقی‌های فراوانی را شاهد بوده‌ایم و حتی یك قربانی، كه مرحوم آیت‌الله توسلی باشد، را هم از ما گرفته است.
برای پاسخ به این سوال، لازم می‌دانم كه، تا حدودی، رابطه خشونت و توانِ جامعه مدنی را تبیین كنم.
اولا: در نقطه صفر ما جامعه مدنیِ منحل شده‌ای را داریم. در اینجا كلیه صورِ دموكراسی، بدون محتوا و بدون خشونت، مشاهده می‌شود. مثلا در زمان شاه، بعد از كودتای 28 مرداد، كه جامعه مدنی ضعیف شده بود، احزابی وجود داشتند، پارلمانی بود، انتخاباتی بود؛ اما، بدون خشونت، یك نوع دموكراسیِ صوری، نمایشی، و توخالی برپا بود. از 28 مرداد به بعد، گمان ندارم كه خشونتی در انتخاباتی رخ داده باشد.
ثانیا: در نقطه ثبات، همان‌طور كه در نمودار دیده می‌شود، خشونت پایین است، اما جامعه مدنی قوی‌ست؛ یعنی نیروهای اجتماعی به خود سازمان داده‌اند و مشتقِ آنها، كه نیروهای سیاسی باشند، در فضای سیاسی (polity) به رقابتِ قانون‌مند مشغول‌اند و نوعی فرهنگِ دموكراتیك ایجاد شده است كه مردم با آن خو گرفته‌اند. و این‌گونه است كه این دیگِ سیاست را هر چه هم بزنیم، لای و لجنِ چندانی بالا نمی‌آید. مثلا نمونه خوبش اروپای شمالی‌ست و نمونه اسلامی‌اش را می‌توان در انتخابات اخیر مالزی دید كه حزبِ طرفدار آقای انور ابراهیم رقابت قانون‌مندی را با حزب طرفدار آقای احمد بداوی پیش بردند؛ در حالی كه در همین مالزی، 10 سال پیش، آن قصه‌های عجیب و غریب را برای آقای انور ابراهیم علم كرده بودند. ثالثا: در نقطه اوج، كه می‌توان به آن نقطه بحرانی (Critical point) هم گفت، وضعیت طوری است كه نوعی مهار و موازنه بین نیروهای سیاسی به وجود آمده است، اما، به علتِ ضعفِ جامعه مدنی، هر آن امكان دارد كه از سمتِ چپ منحنی به پایین سقوط كنیم. لذا، وظیفه نیروهای دموكرات آن است كه این نقطه بحرانی را، با تقویتِ نهادهای مدنی، پشت سر گذاشته و فرآیندِ دموكراسی را بازگشت‌ناپذیر نمایند.
3) اما ایران در وضعیت فعلی جایش كجاست؟ ایران نه آنچنان در وضعیت خشونت‌بار قرار دارد، مثل كنیا (یعنی در نقطه اوج) و نه مثل زمان شاه در وضعیت آرامشِ قبرستانی و دموكراسی صوری قرار دارد (یعنی نقطه صفر). نقطه‌ای بین این دو وضعیت، وصفِ حالِ ماست؛ چون، بالاخره، در این چند ساله بسیاری از نهادهای مدنی تخریب شده‌اند و نهادهای حل منازعه ناكاركرد شده‌اند، احزاب بی‌رمق گردیده‌اند و حتی بوروكراسی تضعیف شده است. اما، به هر حال، ما چاره‌ای نداریم جز اینكه این گردنه را پشت سر بگذاریم و به نیروهای اجتماعیِ واقعا موجود تكیه كنیم. برای‌گذار از این گردنه، خیلی تدارك لازم است و نمی‌توان، مثلا نزدیك انتخابات، با بسیجِ پوپولیستی گمان كرد كه می‌توان این كتل را رد كرد. ضرب المثل قدیمی‌ای داریم كه می‌گوید: «جویِ پایِ كتل فایده‌ای ندارد». در قدیم بعضی چاپاردارها به قاطرهایی كه بار یا مثلا هودجی بر پشتشان بود، در پای كتل، جو می‌دادند كه بخورند و آن سربالایی را بالا بروند. اما، اغلب، بی‌فایده بود و به آنها می‌گفتند كه شما باید این جو را از سال‌ها قبل، آهسته آهسته، به قاطر می‌دادید تا امروز بتواند این كتل و گردنه را بالا برود. در پایان، لازم است چند نكته‌ای هم درباره منحنیِ مورد اشاره توضیح دهم. اولا: باید دقت كرد كه ممكن است كه گاهی جامعه مدنیِ نامرئی‌ای وجود داشته باشد كه به چشم سیاستگذاران و محققین نیاید؛ مثلا فرض كنید كه، در زمان انقلاب، شاه جامعه مدنی‌ای را كه پشتوانه انقلاب بود نمی‌دید: شبكه عظیمی از روحانیون، مساجد و سازماندهیِ توده‌ای و «خرده قدرت» كه به قول فوكو، یكمرتبه تجمیع شد و بنیان سلطنت شاه را برافكند به چشم نمی‌آمد. نمونه دیگر اخوان‌المسلمین در مصر است كه دولت، با زور، مانع از بروز عینی آنها شده است، اما اگر كوچك‌ترین روزنی پیدا كنند در سراسر كشور سازمان خود را تشكیل خواهند داد و جالب است بدانید كه آن قدر اخوان المسلمین در جهان اسلام گستردگی دارد كه من اخیرا جایی خواندم كه شاخه ایرانی آن هم تشكیل شده است. ثانیا: دقت در مورد جامعه مدنیِ الجزایر، قبل از سركوب آن توسط ارتش، نشان می‌دهد كه در خاورمیانه این امكان وجود دارد كه نیروهای ضددموكراسی، از طرق دموكراتیك، به خود سازمان بدهند و قدرت را به دست گیرند و به تخریب نهادهای دموكراتیك و مدنی دست یازند. پس، گاهی ممكن است جامعه مدنی ضددموكراتیك عمل كند.
به عنوان نتیجه‌گیری برای صندوق سه حالت را می‌توان تصور كرد:
در حالت اول، صندوق، در نقطه صفر، بی‌محتوا و صوری می‌شود.
در حالت دوم، صندوق، در نقطه اوج، تبدیل به جعبه پاندورا می‌شود.
و در حالت سوم، صندوق به صندوقِ سكینه و طمأنینه تبدیل می‌شود.
* مقاله دكتر سعید حجاریان که دیروز به مناسبت هشتمین سالگرد ترور وی در مراسم «صلح برای دمكراسی» در جبهه مشارکت قرائت گردید

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

بدین وسیله به اطلاع کلیه همشهریان محترم میرساند آقای دکتر جواد آقازاده کاندیدای هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از طرف احزاب، گروه ها و جناح های مختلفی که توسط مراجع قانونی نظام اسلامی تایید شده اند مورد حمایت قرار گرفته اند. ستاد انتخاباتی دکتر آقازاده ضمن قدردانی از حمایت های صادقانه این تشکل ها اعلام میدارد این حمایت ها به منزله ائتلاف ایشان با هیچ یک از کاندیداهای محترم دیگر نمی باشد.

ستاد انتخاباتی دکتر جواد آقازاده

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

وبلاگ "استاده ام چو شمع" وبلاگ رسمی مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب استان آذربایجان غربی دیشب جناب آقای دکتر جواد آقازاده و جناب آقای علی ملازاده را به عنوان لیست حامیان این تشکل معرفی نمود. پس از حزب اعتماد ملی، این مجمع اولین گروه اصلاح طلبی است که در ارومیه لیست انتخاباتی خود را منتشر نموده است. لیست اعتماد ملی نیز تا لحظه تنظیم این خبر قطعی نگردیده است. پیش بینی می شود این لیست اشتراک حداکثری با لیست اعتماد ملی داشته باشد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

«خوف و رجا» شايد يکي از رساترين عباراتي باشد که بتوان به وضعيت اردوگاه انتخاباتي- سياسي اصلاح طلبان در ميدان انتخابات مجلس هشتم نسبت داد. اين «بيم و اميد» اين روزها اگرچه از شرايط سخت خود به ميزاني بسيار اندک فاصله گرفته اما به رغم ارائه فهرست کامل در تهران و حوزه هاي داراي امکان رقابت، هنوز بر سر احزاب اصلاح طلب سايه افکنده است. شوک ناشي از ردگسترده صلاحيت چهره هاي شاخص اصلاح طلب که سابقه سال ها مبارزه عليه استبداد در قبل از انقلاب و وزارت و نمايندگي مجلس پس از انقلاب را در توشه خود دارند اما هنوز پابرجاست. اکنون و پس از رايزني هاي بسياري که در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با محوريت سيدمحمد خاتمي صورت گرفته تصميم بر آن شده اين جناح سياسي فراگير نظام تنها با 103 کانديدا در سراسر کشور -«مظلومانه اما با نشاط»- در انتخابات حاضر شود. تحليل وقايع ناخوشايند اين انتخابات و دلايل اتخاذ استراتژي «برهم زدن نقشه حريف»، مهم ترين محورهاي سوالات اعتماد از دبيرکل حزب مشارکت بود. محسن ميردامادي اکنون در شرايطي بر کرسي دبيرکلي يکي از احزاب محوري و فراگير اصلاح طلب تکيه زده که هنوز چهره وي در قامت رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ششم در اذهان باقي مانده است. دکتراي روابط بين الملل دانشگاه کمبريج اکنون استاد و عضو هيات علمي دانشکده علوم سياسي دانشگاه تهران است. بخش نخست اين گفت وگو به دلايل ثبت نام اصلاح طلبان در انتخابات و وقايع پرشتاب پس از ثبت نام پرداخته است.بخش دوم نيز فردا به چاپ خواهد رسيد.

ادامه مطلب

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

سیاوش قربانی: چندي پيش يكي از روز نامه هاي سراسري مصاحبه اي را با دكتر جواد آقازاده، جراح و پزشك سرشناس اروميه اي بعنوان يكي از چهره هاي ماندگار استان انجام داد كه بصورت گسترده اي مورد استقبال خوانندگان قرار گرفت.بهمين بهانه پارلمان هشتم نيزگفتگويي صميمي و خواندني را با ايشان انجام داده است كه در پي مي آيد..

 

سالروز ازدواجتان يادتان هست؟

  - 20 تير 1364.

براي جشن سالگرد ازدواج چه هديه اي براي همسرتان مي خريد؟

-         1 شاخه گل سرخ.

آشپزي بلديد؟

-         - بله ، غذاي محبوب مجردها را خوب بلدم!

نيمرو؟

-         آب پز كردن هم بلدم.

واكنش شما به انتقاد تند يك نفر در جمع؟

-         تفكر براي يافتن علت پرخاش .

وقتي مشغول مطالعه يك كتاب مهم هستيد و برق مي رود اولين جمله اي كه مي گوييد؟

- حيف ( براي از دست دادن خلوت با دوست ).

واكنش شما به گزارش غير واقعي از قول يك مقام مسئول كه از تلويزيون پخش مي شود؟

-  صبوري در عين پيگيري و تحقيق...

چند برادر و خواهر داريد؟

-         3 برادر و يك خواهر.

بزرگترين آرزوي فرو خورده ؟

-         شكر به حكمت خدا...

مهمترين عادت هنگام مطالعه؟

-         يادداشت بر مي دارم.

خاطره لحظات انتظار پشت اتاق عمل هنگام تولد فرزندتان؟

-  شوق، احساس مسئوليت  ، چشيدن معناي كلمه پدر...

كتابي كه در دست مطالعه داريد؟

-         جامعه شناسي نخبه كشي.

زيباترين رماني كه خوانده ايد ؟

-         كيمياگر.

خاطره اولين عمل جراحي كه انجام داده ايد ؟

-  هميشه در انجام كارهاي جديد شوق خاصي دارم.

سخت ترين عمل جراحي كه انجام داده ايد ؟

-  مادري كه سرپرست يك خانواده بود.

زيباترين موسيقي كه شنيده ايد؟

-  از كرخه تا راين مجيد انتظامي .

زيباترين شعري كه خوانده ايد؟

-  چو ايران نباشد تن من مباد...

زيباترين تابلويي كه ديده ايد؟

-  عصر عاشوراي استاد فرشچيان.

نظر شما در مورد آخرين روز سال ؟

-         پاياني براي آغاز دوباره...

اولين كاري كه بعد از تحويل سال انجام مي دهيد ؟

-         تبريك به خانوده و دعا براي سرافرازي ايران...

در دوران دانشجويي چند واحد افتاده ايد و به چه دليل ؟

-         در هيچ واحد درسي نيفتاده ام.

مهمترين چالش فرهنگي جامعه امروز ما ؟

-  غلبه گفتمان معيشت بر گفتمان فرهنگ...

نظر شما درباره عبارت هاي زير :

اصولگرايي ؟

-         در صورت حقيقت داشتن منطقي است.

بيكاري ؟

-         محصول سوء مديريت كلان كشور...

تورم ؟

-  بي برنامه گي ...

وبلاگ ؟

-         خواستن براي انديشيدن.

گزارش اخير محمد البرادعي ؟

-         افشاي حقانيت ايران.

نظر شما درباره افراد زير :

شهيد بهشتي ؟

-  نابغه انقلاب.

مهدي باكري ؟

- غريب در وطن.

محمد رضا شجريان ؟

-  تلاشي در جهت يادآوري توازن وطن اصلي .

دكتر مطهري ؟

-  آنكه فقدانش براي انقلاب از همه محسوس تر بود.

مجيد مجيدي ؟

-  هنوز هم از ديدن فيلم رنگ خداي او لذت مي برم.

احساس شما در آخرين روزي كه رياست دانشگاه علوم پزشكي را تحويل داديد؟

-         شادي خلاصي از بار سنگين مسئوليت و غم از دست دادن فرصت خدمت.

در زمان جراحي به چه چيزي مي انديشيد ؟

-  به آيه اي كه مي گويد : " نجات يك جان برابر است با نجات همه انسانها".

قيمت يك كيلو پرتقال ؟

- 1200 تومان .

دغدغه هميشگي ذهني ؟

- خدمت.

بيت شعري كه به آن علاقه داريد ؟

- زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست

هركسي نغمه خود خواند از صحنه رود

صحنه پيوسته بجاست

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد ...

ذكر مداوم ؟

- لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

 

 

 

طی چند روز اخیر جمع کثیری از مدیران سابق ارشد اجرایی استان با حضور و ایراد سخنرانی در ستاد مرکزی دکتر جواد آقازاده از نامزدی وی در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی قاطعانه حمایت نمودند. حجة الاسلام سید محمد فخری، دکتر حمیصی،دکتر سالاری، مهندس فروزان و مهندس عرب باغی از افراد سرشناسی بودند که در چند روز گذشته با ایراد سخنرانی و تجلیل از شخصیت علمی و مدیریتی دکتر جواد آقازاده از کاندیداتوری وی اعلام حمایت نمودند. حاج حمید صداقت پیشه و دکتر مجید اسم حسینی از فعالان اصلاح طلب استان نیز با حضور جدی خود از کاندیداتوری دکتر آقازاده حمایت نمودند. شنیده های پارلمان هشتم حکایت از آن دارد که مهندس عبدالعلی زاده و یا دکتر مسعود پزشکیان از وزیران کابینه اصلاح طلب محمد خاتمی طی هفته جاری با سفر به ارومیه و ایراد سخنرانی از کاندیداتوری دکتر جواد آقازاده به صورت رسمی حمایت خواهند کرد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

پریشب رفته بودم منزل آقایان محتشمی و دیشب  منزل آقای کرباسچی. به مناسبت شهادت امام رضا و امام مجتبی ووفات پیامبر اکرم روضه بود. معمولا درایام داغ سیاسی  قبل و یعد این مراسم پر شور تر است و گعده های سیاسی گل می اندازد. در منزل آقای محتشمی، اقای عبدالله نوری دعای کمیل خواند. هم خوش صدا بود و هم خیلی با سوز می خواند. فکر کنم از دوزان زندانش این چنین سوزناک خواندن را به ارث برده بود. در منزل آقای کرباسچی هم با اینکه حاج حسن آقای خمینی و آقای کروبی وخیلی از افراد دیگر سیاسی هم آمده بودند، اما در هیچیک از این جلسات که همه طرفدار شرکت در انتخابات بودند، این بحث گل نینداخت. بیشترین چیزی که می پرسیدند اینکه چه خبر؟ طبعا گمان میرود که مردم با درگیری بیشتری که با مشکلات زندگی روزمره دارند کمتر از این مجموعه های سیاسی به فکر انتخابات باشند. فرصت کمی باقی است که بتوان به مردم گفت برای ایجاد تغییر در نظام سیاسی و اقتصادی کشور با همه ی جفاها یی که شده باید در انتخابات شرکت کرد تا فضای متفاوتی به وجود آورد. آنها که  از تحریم انتخابات حرف می زنند تا به حال نگفته اند که بعد از نیامدن مردم در صحنه ی انتخابات  جز باز شدن راه برای اقتدارگرایان چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ مگر آقای احمدی نژاد محصول همین تحریم ها نیست؟ و مگر با نیامدن مردم و طبعا رای نیاوردن جبهه ی اصلاحات با همه ی کاستی ها که داشته و دارد کشور با تحریم بین المللی وناکامی ها و تحقیر جهانی افزون تری مواجه نشد؟ احساسات جند روزه را اگر مهار نکنیم سال ها دود این رای ندادن مستقیما به چشم مردم میرود. همچنانکه نتایج تحریم انتخابات ریاست جمهوری را همه ی مردم ایران آن را پس از سه سال با تمام وجود لمس می کنند. هرجا اصلاحات کاندیدا دارد شرکت کنیم تا در انتخابات ریاست جمهوری هم بتوانیم باشیم.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

به گزارش بهارستان ايران حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی که در گردهمایی کاندیداهای محذوف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم سخن میگفت با تسلیت ایام رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام و شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) از پیامبر اسلام بعنوان شخصیتی که برای انسان و تاریخ پیام آور توحید در اعتقاد، اخلاق در رفتار و عدالت درعرصه اجتماعی بود نام برد.

وی با بیان اینکه خداوند در برابر رسالتی که بر دوش پیامبر اسلام قرار داد پاداشی نیز برای ایشان معین کرد، از دوست داشتن آن حضرت واهل بیتش بعنوان این پاداش یاد کرد.

وی در ادامه با استناد به یکی از فرمایشات امام سجاد(ع) مبنی بر اینکه اگر خداوند فرمان داده بود که با پیامبر بد کنند با ایشان بدتر از آنچه که در حق وی و خاندانش کردند، نمی کردند. گفت: حال باید ببینیم که پیامبر اسلام چه کرده است که خداوند مزد رسالتش را دوستی او و خاندانش معرفی کرده است.

رئیس مؤسسه بین المللی گفتگو فرهنگها و تمدنها در ادامه اظهاراتش با یادآوری اینکه بعد از رحلت پیامبر وضعیت به گونه ای شد که انتصاب به پیامبر جرم به شمار میرفت از آن بعنوان مصیبت بزرگ بشریت و تاریخ نام برد و خاطرنشان کرد: ممکن است تمام فعالیتهای تکاملی تاریخ با این آفت مواجه شود. چنانچه امروز اگر دقت کنید می بینید که انقلاب، امام و شخصیت آن بزرگوار مورد غفلت قرار میگیرد و به کسانی که در این زمینه دغدغه دارند اتهام وارد میشود.

وی که این غفلت را نه مختص ایران بلکه متعلق به تمام جهان میدانست، به آنچه امروز در فلسطین میگذرد اشاره کرد و گفت: آنچه امروز در فلسطین میگذرد فاجعه عجیبی است. درست است که بنیان کار اسرائیل بر سرکوب و آواره کردن انسانها و کشتار و قتل عام آنها استوار است اما آنچه امروز در غزه میگذرد بسیار تأسف بار است.

رئیس جمهور سابق کشورمان آنچه که موجب تشدید تأسف نسبت به اوضاع امروز فلسطین میشود را ستم آشکار و بی توجهی نسبت به جایگاه مردم سالاری و دولت برآمده از مردم در این کشور معرفی کرد.

وی تأکید کرد: اوضاع امروز غزه هدیه ای است که آمریکا و اسرائیل به شرکت کنندگان در کنفرانس آناپولیس میدهند.

خاتمی در ادامه اظهاراتش به انتخابات ایران اشاره کرد و با یادآوری تلاش 150 ساله ملت ایران برای حاکمیت بر سرنوشتش گفت: خواسته مردم ایران از هر طبقه و بخشی این است که بر سرنوشت خود حاکم شوند و دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی نیز این بود که در مسیر مورد خواست مردم حرکت کرد.

وی با یادآوری برگزاری 30 انتخابات در عمر 30 ساله نظام جمهوری اسلامی آن را در جهت خواست مردم برای حاکمیت بر سرنوشتشان ارزیابی کرد و اظهار داشت: مجلس در نظامهای مردم سالار مهمترین نهاد حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش و مهمترین پایگاهی است که میتواند از بازگشت اصلاحات جلوگیری کند و سبب پایدار شدن مردم سالاری شود.

وی خاطرنشان کرد: چنانچه مجلس در جایگاه خود قرار گیرد بخصوص در کشور ما که تاریخ استبداد زده داریم احتمال بازگشت استبداد به حداقل میرسد چرا که مجلس نماینده مردم در حاکمیت است.

وی در عین حال یکی از بزرگترین خطرها را بازگشت استبداد در لفافه و مردم فریبی معرفی کرد و گفت: اگر مجلس در جایگاه خود قرار گیرد و از واقعیت حضور مردم در صحنه حمایت کند میتوان از فریبها جلوگیری کرد.

خاتمی در ادامه با اشاره به جایگاه اصل تفکیک قوا در جهان امروز اظهار داشت: این مسئله امری است که ما در ایران از دوران مشروطه آن را مطرح کردیم و در انقلاب آن را پذیرفتیم. پارلمان در این تعریف مهمترین جایگاه را به جهت سهمش در تحقق مردم سالاری دارد. البته در شرایطی که احزاب و رسانه های منتقد نیز اجازه فعالیت داشته باشند.

وی در ادامه با تأکید بر اینکه همیشه باید نگران انحراف بود، تصریح کرد: تضمینی وجود ندارد. انقلابی که این همه برای آن سرمایه گذاری شده تا ابد در مسیر خود باقی بماند. این هشدار در مورد اسلام هم وجود داشت.

وی درادامه اظهاراتش با خاطرنشان کردن این مسئله که نمیخواهم در مورد نظارت استصوابی مطرح شده بعد از رحلت امام و یا قانون انتخاباتی که مشکلات بزرگی مانند احراز صلاحیتها را دارد، صحبت کنم گفت: یکی از نگرانیهای ما در حال حاضر شیوه اجرای همین ضوابط و قانون است.

وی اضافه کرد: نکته مهمی که در این دوره بود و نگرانی شخص من هم از آن است نحوه رفتار مجریان انتخابات است. بازگرداندن صلاحیت 1600 نفر که در هیأتهای اجرایی رد شده بودند مؤید نگرانیها از رفتار مجریان انتخابات و یک اتفاق تکاندهنده است. گرچه در این بازگشت مجدد به خاطر اعمال سلیقه ها همچنان غیبت برخی نیروهای جدی و شناخته شده جریان اصلاحات را شاهد هستیم.

رئیس جمهور سابق کشورمان در ادامه با بیان اینکه بعد از 14 اسفند هم شاهد رد صلاحیت افرادی که شایستگی و امکان رأی آوری را داشتند بودیم، دلایلی را که برای رد صلاحیت این افراد انتخاب شده عجیب خواند و اظهار داشت: کلیه کاندیداهای اصلاح طلبی که در این دوره رد صلاحیت شده اند انسانهای مؤمن، شجاع و دارای سابقه انقلابی هستند که در حساسترین مقاطع پایبندی خود را به این نظام و انقلاب اثبات کردند و مردم نیز اعتماد خود به این افراد به انحاء مختلف تا به حال نشان داده اند.

وی اضافه کرد: بر این اساس محروم کردن این افراد از شرکت در انتخابات از بین بردن حق مردمی است که میزان رأی آنهاست و این مسئله خطرناکی است.

خاتمی در ادامه توجه به این مسئله را از جانب جریانی که در عین اعتقاد به اسلام در پی سربلندی ایران است، خواستار شد و گفت: در حال حاضر برای جریان اصلاح طلب که مورد توجه بخش اعظم جامعه است، در اکثر حوزه ها انتخابیه امکان رقابت وجود ندارد.

وی در ادامه تأکید کرد: با این وجود معتقدم باید در عرصه ماند و دلیل آن هم موقعیت حساس جامعه بشری، منطقه و تهدیدهای بزرگی است که اگر کارگر شود خشک و تر را باهم میسوزاند. قطعاً انتخابات پرشور و پرتحرک با هر نتیجه میتواند جلوی تهدیدها را بگیرد.

وی در ادامه با تأکید مجدد بر سهم انتخابات پرشور در خنثی کردن تهدیدهای پیش رو مسئولیت هرگونه اقدامی در جهت عملی شدن این تهدیدها را متوجه کسانی دانست که به سلامت این انتخابات و عوامل مؤثر در پرشور شدن آن خدشه وارد میکند.

وی خطاب به اصلاح طلبان اظهار داشت: باید در عرصه بود و جلوی نهادینه شدن رویه نادرستی که انتقاد از حاکمیت را خروج از آن تعبیر میکند، گرفت. شما اگر بیش از دیگران صلاحیت حضور در حاکمیت را نداشته باشید، کمتر از دیگران این صلاحیت را ندارید. باید از حق خود استفاده کنید زیرا عده ای تلاش میکنند با انحاء مختلف شما را از صحنه خارج کنند. نباید گذاشت این مسئله اتفاق بیفتد.

رئیس جمهور سابق کشورمان تأکید کرد: به هر اندازه باید در عرصه حاکمیت حضور داشت. این حضور را نباید از دست داد. البته با حفظ اصول و ارزشها نه اینکه برای ماندن در عرصه از مبنایی ترین اصولمان دست برداریم.

وی همچنین قبول حق حاکمیت انسان بر سرنوشتش را یکی از مهمترین اصول جریان اصلاح طلبی معرفی کرد و گفت: ما اصولگراترین اصولگرایان را کسی میدانیم که به حق حاکمیت انسان بر سرنوشتش باور داشته باشد، زیرا از نظر ما این اصل محکمی است. لذا در برابر روشهایی که بر این اصل خدشه وارد میکند نباید سکوت کرد.

وی در ادامه با تأکید بر اینکه رفع تهدید از کشور هنر است، گفت: استقبال از تهدیدها و زمینه سازی برای آنها هنر نیست.

وی در ادامه به قرائت اسلام مورد نظر جریان اصلاحات پرداخت و آن را اسلامی ضدخرافه و ظاهرپرستی معرفی کرد و گفت: یکی از خطرات جامعه ما ظاهرپرستی و خرافه است که بعضاً از تریبونهای رسمی تبلیغ میشود و ما روی مسائل اعتقادی هم بحثهای زیادی داریم.

خاتمی همچنین تأکید کرد: برخی میگویند جریانی که در حاکمیت است، جریان اصلی است و هر که موافق آن نباشد از حاکمیت خارج شده است. جلوی این انحراف مخاطره آمیز را باید گرفت. امروز آنها که در زمان طاغوت زندان رفته اند دلشان برای نظام بیشتر از کسانی میسوزد که نمیدانیم کی هستند و از کجا آمده اند. ما از حاکمیت دفاع میکنیم اما باید توجه داشت که نباید با انتقادهایی که ما از حاکمیت میکنیم برخورد منفی صورت گیرد.

وی که وظیفه مجلس را جلوگیری از انحراف در این بخش ارزیابی میکرد، با اشاره به برخی اتفاقات که در جهت حذف اصلاح طلبان صورت گرفته است، تصریح کرد: نقشه ای وجود دارد که باید آن را برهم زد. ما باید این بازی را به هم بزنیم به هر صورتی که میسر است. بر این اساس با همه وجود در انتخابات مظلومانه اما با نشاط شرکت میکنیم. خیلی ها نقشه های بزرگی کشیده اند که با حضور مردم در انتخابات خنثی میشود.

وی اضافه کرد: در بین کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم نیروهایی پیدا میشود که در کنار نیروهایی که از جانب شما به مجلس میروند میتوانند روی اصول پافشاری کرده و نقشه ها و سلیقه های خاص را برهم بزند.

خاتمی در پایان اظهاراتش با تشکر از کسانی که برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم کاندیدا شده بودند افرادی را که صلاحیتشان تأیید نشد به باقی ماندن در صحنه انتخابات و تشویق مردم به حضور در پای صندوقها دعوت کرد زیرا نامزدهای رد صلاحیت شده نزد جامعه از اعتبار برخوردارند

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

«عیسی کلانتری» وزیر سابق کشاورزی که قریب 13 سال در این سمت خدمت کرده است، روز چهارشنبه با انتشار نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان نسبت به رد صلاحیت خود در جریان انتخابات مجلس شدیداً اعتراض کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی شهاب‌نیوز، متن کامل این نامه که همزمان در چند سایت اینترنتی منتشر شد به شرح زیر است:
 
حضرت آیت‌الله جنتی
دبیر شورای محترم نگهبان قانون اساسی
با سلام و درود به روان رهبر كبیر انقلاب و شهیدان همیشه جاوید و آرزوی سرافرازی ملّت بزرگ ایران زمین و موفقیت مقام معظم رهبری و عفو خداوندی برای همه بندگان گناهكار.

جناب آقای جنتی، اینجانب عیسی كلانتری فرزند محمد حسین كه در 26 سال گذشته ، 13 سال با سمت وزیر كشاورزی ، 6 سال مشاور رئیس جمهور و 4 سال معاون وزیر در ج.ا.ا خدمت نمودم، كاندیدای مجلس هشتم از حوزه انتخابی تهران بزرگ شدم كه از سوی شورای نگهبان به جرم عدم التزام به اسلام ردّصلاحیت گردیدم.

در این رابطه لازم دیدم برای آگاهی هموطنان به خصوص هموطنان آذری و كشاورزان عزیز كشور موارد زیر را برای روشن شدن اذهان آنان به اطلاع برسانم .

هنگامی كه كشاورزان كشور از نزدیك لمس كردند كه حامی جدّی در مجلس هفتم شورای اسلامی و دولت نهم ندارند و هنگامی كه به شكایت آنان از دولت به قوّه قضاییه در مورد عدم اجرای قانون مصوّب مجلس كه مورد تأیید شما نیز واقع گردیده بود و با تمام پیگیری‌های بعدی اقدامی از سوی قوّه مذكور صورت نگرفت و هم‌چنین شاهد بودند علی‌رغم این كه مواد غذایی در جهان كمیاب شده و در كمتر از یك سال گذشته متوسط قیمت مواد غذایی بیش از دو برابر شده است، همزمان متأسفانه توان كشاورزی كشور به دلیل سیاست‌های عوام‌فریبانه به شدت تحلیل می‌رود ، متوجه شدند علیرغم همه شعارهای اكثریت نمایندگان مجلس هفتم در حمایت از آنان، به علت تسلیم شدن نمایندگان در مقابل دولت دیگر جایی ندارند ، لذا به اصرار برخی از مسؤولین نظام و نمایندگان كشاورزان كشور از بنده خواستند برای كمك به توسعه پایدار كشاورزی و باز كردن راه ورود سرمایه‌گذاری به كشاورزی و توسعه واقعی آن ، كاندیدای نمایندگی مجلس هشتم شوم .

پس از مقاومت‌های اولیه، دریافتم كه ادامه مقاومت سخت است لذا علیرغم مخالفت شدید خانواده دست به دامن استخاره شدم و از طریق یكی از بستگان از محضر حضرت آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی تقاضای استخاره كردم كه ایشان فرموده بودند حتماً راهی را كه می‌خواهند بروند تا آخر ادامه دهند كه استخاره خیر بوده است. پس از این مرحله اقدام به ثبت‌نام نمودم .

پس از تأیید هیأت اجرایی شهرستان تهران، در آخرین دقایق باقیمانده قبل از اتمام فرصت اعتراض از فرمانداری تهران بزرگ توسط یكی از دوستان به صورت غیررسمی اطلاع دادند كه هیأت نظارت شما را تأیید نكرده و دو روز پس از ابلاغ به عمد به شما اعلام نكرده‌اند (به استناد بند 1 ماده 28 ، عدم التزام به اسلام) گفتم خیر است و اعتراض نمی‌كنم ایشان فرمودند اگر اعتراض نكنی یعنی تأیید كرده‌ای كه مسلمان نیستی لذا سه دقیقه مانده به پایان زمان مقرّر طی چند خط خطاب به شورای نگهبان اعتراض كردم و تمایل پیدا كردم كه دلایل عدم صلاحیت خود را بدانم كه بالاخره در تاریخ جمعه 3/12/86 پس از ملاقات با جناب آقای امیری عضو محترم حقوق‌دان شورای نگهبان و جناب آقای اسدی كارشناس حقوقی شورا موارد زیر را در پرونده اعلام كردند :

1ـ واگذاری زمین به قیمت ارزان‌تر از سوی سازمان امور اراضی در استان زنجان در سال 1373 كه بازرسی كل كشور معترض بود و پرونده در دادگاه مطرح شده بود .
2ـ واگذاری زمین به یكی از آشنایان و دادن تغییر كاربری به آن
3ـ تبانی در معاملات دولتی كه پرونده در دادگاه مطرح شده بود
4ـ استفاده از هواپیمای اختصاصی در مسافرت به مناطق كشور در دوران وزارت
5ـ موردی را هم غیر مستقیم اشاره نمودند و بریده

روزنامه‌هایی از مصاحبه‌های اینجانب را با ماژیك زرد مشخص كرده بودند دال بر اظهار‌نظرهای صریح اینجانب در مسایل كشور كه شاید باب میل آقایان نبوده است .

عالیجناب جنتی دلایل فوق پس از 13 سال وزارت بزرگترین افتخار اینجانب می‌تواند باشد كه هیچ چیزی را برای مخالفت پیدا نكردید و بهانه‌هایتان دلایل ذكر شده فوق بوده كه هیچكدام دالّ بر تخلف نمی‌تواند باشد آنهم برای ردّ صلاحیت كه جناب آقای امیری نیز به آن اذعان داشتند و مكتوب به جنابعالی اعلام نمودند .

جناب آقای جنتی آن چیزی كه همیشه برای من مهم بوده است و به خاطر آن در 26 سال گذشته سعی نموده‌ام كه به نحو احسن انجام دهم كمك به توسعه كشور و رشد آن در كلیه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی به خصوص قشر محروم روستایی و كشاورزان بوده است و هرگز یادم نمی‌رود در ملاقات خصوصی چند دقیقه‌ای كه در پاییز 1367 به اتفاق مرحوم حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین حاج احمد آقا خمینی در محضر رهبر‌كبیر انقلاب داشتم پس از معرفی اینجانب خدمت حضرت ایشان كه وزیر كشاورزی جدید هستند حضرت امام فرمودند كاری بكنید كه وضع روستاییان و كشاورزان بهبود یابد آنها اقشار زحمتكش و مظلومی هستند و از آن زمان تمام عزم خود را جزم كردم كه به این خواسته بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران جامه عمل بپوشانم .

اما در موارد اتهام پنجگانه فوق خوشبختانه احكام تبرئه دادگاه در موارد 1 و 3 علاوه بر اینكه قبلاً ضمیمه پرونده انتخاباتی بود كپی آن نیز مجدداً به آقای امیری داده شد كه یك ادعای واهی بوده است .

در مورد بند دوم اعلام نموده‌ام اگر بنده نه تنها به آشنایان بلكه حتی به دوستان درجه 1 ، 2 و 3 زمین واگذار كرده و سپس مجوز تغییر كاربری داده باشم تمام مسؤولیت آنرا می‌پذیرم و این موضوع صرفاً یك اتهام واهی و تهمت سیاسی است ، گرچه قانون در این زمینه هیچ منعی نداشته است و می‌توانستم با استفاده از اختیارات قانونی خود در این زمینه اقدام نمایم. اگر از خویشان بنده طبق قانون زمینی از دستگاه‌های اجرایی ، غیر از وزارت كشاورزی آنهم با 5/1 برابر قیمت واقعی روز گرفته باشد حق قانونی وی بوده است .

در مورد استفاده از هواپیمای اختصاصی در برخی مسافرت‌ها لازم است یادآور شوم كه این امر با تصویب هیأت وزیران انجام می‌گرفت و عین قانون بود و هیچ‌گونه تخلف از قانون صورت نگرفته است لذا جرمی اتفاق نیفتاده بود كه پاسخگو باشم اگر هم استفاده شده برای انجام وظیفه در داخل كشور بوده نه سفرهای زیارتی و سیاحتی درون‌ مرزی و برون مرزی با هواپیماهای چند صد نفره بلكه با هواپیماهای كوچك چند نفره كه هیچ‌وقت عاری از خطر سقوط نیز نبودند.

جناب آقای جنتی اگر نیت من از كاندیدا شدن با توجه به ایرادات ابرازی سوء استفاده از موقعیت نمایندگی بود باید عرض كنم كه در ربع قرن گذشته امكانات به مراتب فراوان‌تری از نمایندگی در اختیار داشتم كه می‌توانستم از آنها بهره ببرم . با كمال سربلندی برای اولین بار اعلام می‌نمایم كه علیرغم همه شایعات یكی از سالم‌ترین و پاك‌ترین مسؤولان كشور هستم كه مخالفین علیرغم همه تلاش ها و دسترسی به بایگانی‌ها در پرونده‌های مختلف كوچكترین تخلف قابل پیگرد پیدا نكردند كه ناچار شدند دست به چنین شایعه پراكنی‌هایی بزنند و علت این همه مخالفت‌ها نیز این بود كه نوكری كسی را در دوران عمر خدمتم به غیر از ملت بزرگ ایران نپذیرفتم.

من مطمئن هستم تنها دلیلی كه آن شورا نتوانست و یا نخواست صلاحیت اینجانب را تأیید نماید همان مورد بند 5 بوده كه فكر می‌كنم حتماً همه نمایندگان مجلس برای ایفای نقش نمایندگی خود طبق قانون باید واجد آن باشند و شجاعت لازم را برای بیان نارسایی‌ها در كشور و ارایه راه حل‌های مناسب تا جایی كه منافع ملی كشور پایمال نشود را داشته باشند و اگر غیر از این باشد باید به نیات آنان شك كرد و گرنه به چه دلیل راهی خانه ملت می‌شوند آیا راهی مجلس می‌شوند كه تماشاگر از بین رفتن منابع ملت در راستای سیاست‌های عوام‌فریبانه باشند .

جناب آقای جنتی بنده خداوند را شاكرم كه اسلام خود را از شخص شما یا شورای خاصی دریافت نكرده‌ام تا به این آسانی از من سلب شود و مطمئناً این گونه برخوردهای ناصواب نه تنها كمكی به توسعه و ترویج اسلام نمی‌كند بلكه در تضعیف آن بی‌تأثیر نیز نخواهد بود. مسلماً اسلامی كه بنده و امثال بنده به آن اعتقاد و التزام داریم به مراتب قویتر و نهادینه‌تر از آن می باشد كه با یك تهمت ناروا و یك اتهام واهی و بی اساس متزلزل گردد و یقین بدانید فرزندان این مرز و بوم و ایران بزرگ كه معتقد به راه خمینی كبیر هستند در جهت تثبیت شعار استقلال، آزادی،‌ عدالت و جمهوری اسلامی در مقابل هر گونه عوام‌فریبی و تحجّر كه موجبات كمرنگ شدن آرمان‌های بنیان‌گذار جمهوری اسلامی شود ساكت نخواهند نشست.

زیبنده شورای نگهبان آن بود كه طوری عمل و اظهارنظر می‌كرد تا شائبه طرفداری از جناح خاصّی را به اذهان متبادر نمی‌نمود و تصّور اینكه شورای نگهبان مستقل فقط می‌تواند حافظ اسلام باشد همچنان برای مردم به عنوان یك اصل مسلم باقی می‌ماند.

در خاتمه لازم است راجع به اتهام عدم التزام به اسلام كه به اینجانب نسبت داده‌اید نظر جنابعالی را به یك نكته تاریخی جلب نمایم .

خواجه نظام الملك دشمنی خاص با ناصرخسرو قبادیانی داشت به طوری كه ناصرخسرو ناچار شد ایران را ترك كند و در مصر مسكن گزیند با این حال نظام الملك در مصر هم از دشمنی با ناصر خسرو دست برنداشت و او را متهم كرد كه ناصر خسرو در مصر كافر شده است، ناصر خسرو وقتی این را شنید در یك خط پاسخ خواجه را داد و گفت :
نظام بی‌نظام گر كافرم خواند چراغ كذب را نبود فروغی
مسلمان خوانمش زیرا كه نبود مكافات دروغی جز دروغی
لذا جناب آقای جنتی شما را با باورهایتان به حال خود می‌گذارم تا پاسخگوی همه بی‌عدالتی‌های خویش در دو جهان باشید.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

سیاوش قربانی: روزهاي كمي تا برگزاري انتخابات هشتمين دروه مجلس شوراي اسلامي باقي مانده و گوي و ميدان كاملا در اختيار چهره هائيست كه خود را براي رقابتي سخت و تنگاتنگ آماده مي كنند...
قاضي پور نيز دوباره در ميان بهت همگان و يقين عده اي قليل رد صلاحيت شد تا هزار توي اين معادله عجيب براي مردم سر بمهر بماند واين سوال مطرح شود كه آيا  تفكري در وراي تائيد صلاحيت وي وجود داشته است؟ و يا براساس چه منطقي دوباره رد صلاحيت مي شود؟ و اصولا كسي و يا جمعي وجود داردكه خردمندانه هزينه هاي چنين آمدن و رفتن هايي را تقبل و يا حداقل توجيه نمايد؟
فارغ از اين بحث – كه در جاي خود گفتني و بسيار شنيدني است –  اما موضوع گفتار اين شماره نگارنده ، مربوط مي شود به ماجرايي كه چند روز پيش در يكي از ستاد هاي اتخاباتي اتفاق افتاده است...
گويا براي مجلس سخنراني يكي از چهره هاي محترم انتخاباتي كه اين روز ها هم فعالانه از هر وسيله و شعاري براي تبليغ  استفاده مي كند ، عده اي از اعضاي محترم جامعه كارگري را بهمراه نمايندگانشان در يكجا حمع كرده اند و به روال چنين روز هايي سخنران محترم براي آنها سحنراني ميكرده است ... اما از آنجا كه جنس حرفهاي او از جنس دلمشغوليهاي اين جمع نبود  عده اي از كارگران حاضر در جمع دقيقا هفتاد نفري مستمعين !  از كوره در رفته و از ايشان مي خواهند به جاي اين حرفها به آنها در وصول حقوقي كه 12 سال معوق مانده است،كمك كند !
– و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ...-
 اين سوال مطرح مي شود كه چرا بايد بسراغ قشري رفت كه آسيب پذير ترين عناصر اين اجتماع  عريض و طويل را تشكيل داده  و آستانه تحملشان به كمترين ميزان خود رسيده است ؟
جامعه محترم كارگري در طول تاريخ ايران همواره يكي از زحمتكش ترين و در عين حال اثر گذارترين قشرهاي اين سرزمين بوده و در بسياري از مقاطع حساس اين مرز و بوم نقش آفريني ها كرده است و اكنون آنچنان به رشد و بالندگي فكري رسيده كه خود را بي نياز از تحميل چهره ها و قبول چشم گوش بسته نامها و افراد مي بيند...
دعوت از آنها براي بهره برداري از آراي آنان در عين بي اطلاعي از مشكلات و مكنوناتشان جز نتيجه ي معكوس بهره اي براي كانديداي محترم ياد شده نخواهد داشت و عميقا توصيه مي شود قبل از ورود به لايه هاي مختلف اجتماعي و مخاطب قرار دادن آنها ، مي بايست درك عميق و شناخت موثري از بافت و تار و پود هر قشري حاصل كرد و با نيت خير و قوت كلام بسراغ مردم رفت...
اين روز ها مي توان شوق مردمي را كه مشتاقانه و با اميد فراوان راهي ستاد هاي انتخاباتي مي شوند به چشم ديد. حال و هواي عيد و بهار كاملا با ايام انتخابات گره خورده و گويي مردم مي خواهند در آستانه سال نو علاوه بر خانه تكاني منازل خود ، خانه ملت را نيز از گرد و غبار چهار سال كار و تلاش تمييز كنند و خانه اي نو براي سالي جديد و دوره اي جديد در اندازند.
اين روز ها ستاد دكتر جواد آقازاده را مي توان از قشر هاي مختلف جامعه اعم از كرد و ترك ، فرهنگي و دانشگاهي و كارگز و بازاري لبريز ديد.
مردمي كه صرفا به انتخاب و تشخيص  خود مي آيند و كسي آنها را جائي جمع نكرده است...
نادر قاضي پور هم خط خورد اما هنوز اين اميد وجود دارد كه اروميه در هشتمين خانه ملت، حضوري نو و حرفي نو براي گفتن داشته باشد و صد البته طرفداران و حاميان وي نيز راه دوري نخواهند رفت ...


 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

سایت خبری تابناک ساعت ۰۱:۰۲ - چهارشنبه ۱۵ اسفند و درست ۲۲ دقیقه بعد از آن خبرگزاری فارس در خروجی خود ضمن انتشار اسامی کاندیداهای شهرستان ارومیه نام نادر قاضی پور را با ذکر کد انتخاباتی وی منتشر کرد. اگر به سایت وزارت کشور نیز مراجعه نمایید و نام قاضی پور را در لیست استان آذربایجان غربی serch کنید نامش را در لیست تایید صلاحیت شدگان خواهید یافت. با این اوصاف وضعیت تایید و یا ردصلاحیت قاضی پور تا این لحظه در هاله ای از ابهام قرار دارد. روز گذشته شایعه رد صلاحیت نادر قاضی پور به صورت گشترده در شهر پیچید، ستاد انتخاباتی وی با نصب پارچه ای بزرگ با عنوان "الخیر فی ما وقع" تلویحا بر شدت این شایعه افزود. پاسخگوی تلفن همراه حاج نادر یکی از نزدیکان وی بود و تا عصر دیروز موفق به برقراری ارتباط با وی نشدم. امیدواریم مراجع قانونی و رسمی در این زمینه اطلاع رسانی شفاف و روشنی داشته باشند تا از بروز شایعات در این ایام حساس جلوگیری شود. خدا را چه دیدید شاید هم شایعه ردصلاحیت حاج نادر شگرد انتخاباتی بیش نباشد چرا که او آداب سیاست ورزی و بازی های تبلیغاتی را خوب می شناسد و ممکن است اینبار  بخواهد در دقیقه ۹۵ وارد بازی شود !

** استان آذربايجان غربي
*اروميه

محمد علي آقائي 56الف347
جواد آقازاده عطاري 56الف146
افشين آقاسي طسوجي 56الف126
اسداله اقاي لطف عطا 56الف125
راضيه پورحيدر 56الف156
بيت اله جعفري 56الف136
امينه جليلي آده 56الف134
ابراهيم جهان سپاس 56الف123
جواد جهانگير زاده 56الف137
يوسف جوانمرد عسگراباد تپه 56ب125
مسعود خسروي 56الف457
شهناز خيري كوسه اباد 56الف237
عليرضا دريائي 56الف257
لطفعلي دژآلود 56الف345
مهران دوستي رضايي 56الف467
سيدسلمان ذاكر 56الف235
محمدرضا رضائي تركماني 56الف357
رضا رمضاني 56الف157
جواد سنبلي 56الف145
شمس الدين شمسي 56الف236
محمدرضا عليزاده امامزاده 56الف367
محمد عليزاده حصاري 56الف356
محمدصادق فتح اللهي 56الف456
فرامرز فتح نژاد 56الف267
صادق فرخ زاده ساريجالو 56الف245
نادر قاضي پور 56ب123
آرمان گوهراني 56الف135
امير محبعلي قوشچي 56الف127
رضا محبوبي 56الف167
محسن محمدباقرزاده اوچ ايولر 56الف346
رويا محمدزاد حيدرلو 56الف234
يوسف محمدي ورزقاني 56ب126
نظر مشهدي كشتيبان 56ب124
علي ملازاده 56الف247
مهزاد مهرزاد صدقياني 56الف567
حميد ميرجعفري 56الف147
عبد الرحمن نقشين 56الف246
علي نوري 56الف256
ابراهيم وطن پرست 56الف

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

شب گذشته در مراسم با شکوهی با حضور پیشکسوتان، بازیکنان و قهرمانان ورزشی استان از زحمات دکتر جواد آقازاده باریکن اسبق تیم ملی بسکتبال قدردانی و تجلیل ویژه ای به عمل آمد.

پیشکسوتان، ورزشکاران و قهرمانان ملی در این مراسم حمایت قاطع خود را از کاندیداتوری دکتر جواد آقازاده به عمل آوردند و او را نماینده جامعه ورزشی استان در انتخابات دانستند.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

طرح نظرسنجی پارلمان هشتم با استقبال گسترده ای روبرو گردیده است. ترکیب دکتر جواد آقازاده به همراه نادر قاضی پور و نقشین تا این لحظه ترکیب برتر این نظرسنجی است. این نظرسنجی تا ۲۴ ساعت مانده به انتخابات ادامه خواهد داشت و نتیجه نهایی آن در همان روز به ساحت گرامی مخاطبان فرهیخته و یاوران همیشه همراه پارلمان هشتم اعلام خواهد گردید.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

سیاوش قربانی: فضای انتخاباتی شهر ارومیه در روزهای اخیر دستخوش تحولات گسترده ای گردیده است و آرایش نیروها و گروه های سیاسی تا آنجا تغییر یافته که امکان هرگونه پیش بینی و برآوردی را از اتفاقات آینده دشوار نموده است.

تائید صلاحیت چهره های مطرح انتخاباتی در روزهای اخیر، تغییر لیست یکی از گروه های عمده سیاسی  در اعلام اسامی کاندیداها ، تمایل چهره های مختلف برای ائتلاف ،و حمایت های سیاسی و بعضا مالی بخش خصوصی از برخی کاندیداتورها بخشی از تحولاتی است که فضای درهم تنیده شهر را بیش از پیش پیچیده تر کرده است.

در این میان اما ارزیابی های میدانی و رسانه ای از موقعیت کاندیداها در میان مردم، به بحثي داغ تبديل شده و در ارتباطات ميان فردي جایگاه ویژه ای را كسب كرده است.

هر چند نمي توان به يقين  از مورد وثوق بودن و یا قطعیت نتایج این نظر سنجی ها خبر داد اما  می شود گفت که نتایج یاد شده در نوع خود، حداقل واگویه ای از واقعیت های موجود در سطح اجتماع باشد و بازگرداني از  اقبال طيف هاي  مردم نسبت به چهره هاي انتخاباتي...

گفتنی اینکه تائید صلاحیت دکتر جواد آقازاده و نادر قاضی پور در روزهای اخیر بشدت معادلات سیاسی موجود را بر هم زده است تا آنجا که جناح اصولگر در اقدامی بی سابقه لیست نهایی کاندیداهای خود را دوباره تغییر می دهد و در واقع با نهایی تر کردن آن و درج نام جواد جهانگیرزاده در این لیست آرایش جدی تری بخود می گیرد.

از دیگر سو تمایل برخی چهره های انتخاباتی در جهت ائتلاف با یکدیگر نیز می تواند شرایط جدید تری را رقم بزند.

بر اساس نظر سنجی هایی که این روزها توسط محافل مختلف سیاسی و اجتماعی به انجام می رسد می توان این نام ها را به کررات و البته با همین تقدم و تاخر دید : 1 – دکتر جواد آقازاده 2- نادر قاضی پور 3- نقشین 4- دکتر فتح نژاد 5- جواد جهانگیرزاده 6-...

تقریبا این نتایج در بسیاری از فرآیند های نظرسنجی بدست آمده است و می توان گفت : ضرورت ائتلاف و تقریب مواضع صرفا در میان این چهره ها پر اهمیت بوده و قابل رصد کردن است.

زمزمه ای که این روزها از برخی محافل نزدیک به دکتر جواد آقازاده و نادر قاضی پور بگوش می رسد از لزوم ائتلاف این دو چهره عملگرا و صریح اللهجه خبر می دهد و به باور بسیاری از فعالان سیاسی چنین ائتلافی می تواند نتایج و تبعات مثبتی را نیز در پی داشته باشد.

در صورت وقوع چنین ائتلافی می توان بیش از پیش به برد قطعی این 2 کاندیداتور مطرح سیاسی امیدوار بود و مضافا اینکه شهر ارومیه نیز خواهد توانست با فراموش کردن چهره انفعالی خود در دوره های قبلی مجلس، با چهره ای بشاش ، علمی ، کارآمد و فعال در پارلمان هشتم ایران حضور یافته و جایگاه ویژه و ارزشمند تر خود را باز یابد.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

 

دبیركل حزب اعتماد ملی با انتقاد مجدد ازرد صلاحیت‌های صورت‌گرفته در انتخابات مجلس هشتم اعلام كرد كه «اگرچه اصلاح‌طلبان با سه لیست در انتخابات پیش‌رو حاضر می‌شوند، اما فهرست‌های آنها دارای بیشترین اشتراكات ممكن با یكدیگر هستند». «مهدی كروبی» كه دیروز به‌عنوان سخنران اختتامیه سمینار «دموكراسی در بستر دین رحمانی» صحبت می‌كرد، ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: «متاسفانه هر جریانی كه قدرت را به دست می‌گیرد، پس از مدتی حلقه‌‌ای در اطرافش ایجاد می‌شود ولی هیچكس نمی‌پرسد این‌ها تاكنون كجا بوده‌اند، چه سابقه‌ای داشته‌اند و دیگرانی كه طرد شده‌اند، قبلا چه كارهایی انجام داده بودند؟» وی تصریح كرد: «امروز عده‌ای خود را میزان قرار داده‌اند و دیگران را حذف كردند در حالی‌كه ترازوی امام،اسلام و نیروهای مردمی بود.» رئیس سابق مجلس در پیش‌بینی از تركیب مجلس آینده گفت: «اگر تلاش كنیم، می‌توانیم نیروهای خود را وارد مجلس كنیم، گرچه اخباری كه به دست ما می‌رسد، نگران‌كننده است.» وی با بیان اینكه «پیش‌بینی ما قبل از ثبت‌نام‌ها و پس از بررسی صلاحیت‌ها متفاوت بوده است» اظهار داشت: «با وجود این امیدوارم اكثریت مجلس در اختیار اصلاح‌طلبان باشد.» كروبی در عین حال ابراز امیدواری كرد كه «باد صبایی بیاید و اصلاح‌طلبان را به شورای نگهبان برساند تا چهره‌های درشت و كیفی در فهرست باقیمانده توسط این شورا تایید شوند.» دبیركل حزب اعتماد ملی با تاكید بر تفاهم و همكاری این حزب با ائتلاف اصلاح‌طلبان اضافه كرد: «ما به كاركرد حزبی اعتقاد داریم اما تفاهم و همكاری خود با اصلاح‌طلبان را ادامه می‌دهیم. لیست نهایی حزب اعتماد ملی هم دارای حداكثر اشتراكات با لیست اصلاح‌طلبان است اما ما با نام خودمان در انتخابات شركت می‌كنیم.»

كروبی با انتقاد مجدد از رد صلاحیت كاندیداهای انتخابات، تصریح كرد: «عملكرد هیات‌های اجرایی و رد صلاحیت كمی و كیفی گسترده تعداد زیادی از نیروها حتی شورای نگهبان را هم متعجب كرد. ضمن آنكه هیات‌های نظارت استانی هم بر حجم این مسئله افزودند اما با تلاش‌های بعدی این مسئله تا حدودی تعدیل شد.» دبیركل حزب اعتماد ملی همچنین با بیان اینكه انتخابات یكی از مظاهر دموكراسی است، گفت: ان‌شاءالله انتخابات باشكوهی داشته باشیم. مجلس از ویژگی‌هایی برخوردار است كه از ریاست‌جمهوری هم حساس‌تر است و ما برای پاسداری از آزادی‌ها و دموكراسی‌ و تضارب نظرات و نقد و انتقاد باید افراد صاحب‌نظر و مومن به مجلس بفرستیم. رئیس مجلس ششم با روشن دانستن موافقت دین اسلام با آزادی اندیشه و دموكراسی گفت: «اگر كسی خلاف گفت نباید تكفیر شود.» وی با بیان اینكه برداشتی غلط از دین وجود دارد كه نقطه مقابل آنچه به واقع بوده، است، افزود: از طرفی مصیبت دیگری هم وجود دارد كه وقتی می‌گوییم آزادی، فكر می‌كنند حرمت‌ها باید شكسته شود و تهمت و افترا زده شود؛ در حالی كه باید كاری كنیم كه این موضوع در تمام اركان جامعه ما تحقق عملی یابد.
كروبی تاكید كرد: پس از انقلاب هم كه موارد بسیاری پیش می‌آمد و بحث‌هایی مطرح می‌شد كه امام آنها را قبول نداشتند، اما تحمل می‌كردند یا در جواب به آنها، این سعه‌ صدر به وضوح دیده می‌شد. وی همچنین با بیان اینكه باید بررسی كرد و دید چه باید بكنیم كه انحصارگرایی و خودمحوری در جامعه ما نباشد، اظهار داشت: آن زمان كه جوان بودیم، خیال می‌كردیم می‌خواهیم مدینه فاضله ایجاد كنیم؛ اما زمانی كه وارد مسوولیت‌ها و صاحب عده و عده شدیم به این نتیجه رسیدیم كه اشكال ما این است كه خودخواهی‌ها، خودمحوری‌ها و خودپسندی‌ها نمی‌گذارد در جامعه دموكراسی ایجاد شود و من در طول عمرم به خوبی به این نتیجه رسیدم. دبیركل اعتماد ملی به سیره عملی امام خمینی(ره) در ارتباط با اداره جامعه اشاره كرد و گفت: امام هیچگاه نمی‌گذاشتند حتی اعضای خانواده‌شان یا نظر خودشان در امور تاثیرگذار شود، همچنین نمی‌گذاشتند اعضای خانواده‌شان از هیچ امكان حكومتی استفاده كنند. وی ادامه داد: باید گفت اوایل انقلاب اگر روحیات امام نبود بخش مهمی از نیروهای قدیمی و زجركشیده انقلاب به كلی از صحنه حذف می‌شدند. زنده نگه داشتن نیروهای دوران رنج و مشقت و شكنجه‌ها به دست شخص امام و فرزند ایشان اجرا شد والا در حال حذف و كنار رفتن بودند. كروبی همچنین درباره اینكه آیا رایزنی‌هایش با مقامات كشور علت تایید صلاحیت‌ تعدادی از كاندیداهای حزبش بوده است، گفت: من این صحبت را قبول ندارم. وی توضیح داد: این مسائل و رایزنی‌ها همواره وجود داشته است و زمانی از این رایزنی‌ها و چانه‌زنی‌های من بسیار استقبال می‌كردند.
در این لحظه یكی از دانشجویان ارزیابی كروبی را درباره عملكرد مجلس ششم پرسید كه وی گفت: هر مجلسی توفیقات و كاستی‌هایی داشته است. باید به شرایط زمان تشكیل مجلس ششم توجه داشت. مجلس ششم كارهای اقتصادی خوبی كرد. در مورد سرمایه‌گذاری، مالیات و... مصوبات خوبی داشت و خلاف آنچه می‌گویند روی مسائل اقتصادی كار نكرد، این گونه نبوده است. مجلس ششم روابط بسیار خوبی با دنیا تنظیم كرده بود و در همه ابعاد ارتباط بسیار مناسبی داشت اما واقعیت این است كه یك‌سری كارهای ناپخته و نسنجیده هم انجام شد كه مشكلات جدی به وجود آورد. رقیب هم آن مسائل را بزرگ كرد و خوبی‌ها را در اقلیت قرار داد، اما در مجموع مجلس ششم كار كرد و زحمت كشید. در ادامه یكی از دانشجویان خطاب به كروبی گفت: شما كه اینقدر از همه انتقاد می‌كنید، فكر نمی‌كنید خودتان خودمحور باشید؟
كروبی افزود: در خرداد 76 وقتی پیروز شدیم می‌گفتم باید كاملا از شرایط محافظت كنیم. معتقد بودم باید همان راه ادامه یابد. مجلس ششم تشكیل شد كه قبل از آن هم اختلافاتی در مواردی با بعضی افراد پیش می‌آمد اما كم‌كم مسائلی مطرح شد كه باید انتقادات را مطرح می‌كردیم. می‌گفتند سعه صدر به خرج دهید اما آنقدر سعه صدر به خرج دادیم كه داشتیم خفه می‌شدیم. رئیس مجلس ششم افزود: اینها انتقاد نیست، درددل است. یكی از دانشجویان پرسید: اگر برای انتخابات ریاست‌جمهوری آینده آقای خاتمی كاندیدا شود شما نیز كاندیدا هستید؟ كروبی تصریح كرد: بارها گفته‌ام فعلا بحث در این رابطه زود است. من جدا شدم و حزب تشكیل دادم كه كار حزبی بكنم؛ مسلما آدم حزبی سر كار می‌آوریم.
همچنین یكی از دانشجویان نسبت به عملكرد كروبی در ارتباط با بحث قانون مطبوعات كه در اوایل مجلس ششم مطرح شده بود، انتقاد كرد كه وی پاسخ گفت: در این مورد بارها صحبت شده است. وقتی ما وارد مجلس شدیم این طرح مطرح شد. همه می‌دانند با شروع كار هر مجلس باید لوایحی كه مانده است به دولت برگردانده شود تا دولت در ارتباط با پیگیری آنها تصویب‌هایی انجام دهد. وقتی وارد مجلس شدیم هنوز كمیسیون‌ها شكل نگرفته بود كه متوجه شدیم دوفوریتی برای مطبوعات مطرح شده است. مقام معظم رهبری پیامی دادند به من و نایب‌رئیس اول مجلس. این نه حكم حكومتی بود و نه چیز دیگر، یك پیام دوستانه بود. آن روز جلسه را نایب‌‌اول تشكیل داد. من دیدم عده‌ای می‌گویند باید ایستاد و چنین و چنان كرد. من نگران آن حرف‌های تند شدم. من ایستادم و به آن رای هم ندادم. ما هم هر چه تلاش كردیم كه آن را ختم كنیم، نشد. سرانجام مقام معظم رهبری نامه دادند. صبح نامه‌ را دادند. من نامه را به آقای نعیمی‌پور دادم و گفتم برای نمایندگان بخوان. در واقع باید گفت سیاست غلطی باعث شد كه آن توصیه دوستانه به حكم حكومتی تبدیل شود. همچنین كروبی در پاسخ به این پرسش كه اگر شما گفتید استعفای نمایندگان تندروی است آیا استعفای شما از مجمع تشخیص مصلحت نظام تندروی نیست؟ گفت: من می‌خواستم حزب تشكیل دهم كه استعفا دادم. بچه‌های ما كه استعفا كردند، اواخر كار مجلس بود؛ اما استعفای من جدی بود. آن استعفا پز توخالی بود. اگر كسی بخواهد استعفا بدهد باید پای آن بایستد نه اینكه اواخر كار استعفا بدهد.
لیست اعتماد ملی سه‌شنبه نهایی می‌شود
دبیركل حزب اعتماد ملی از احتمال ارائه لیست انتخابات این حزب در روز سه‌شنبه خبر داد. به گزارش ایسنا، مهدی كروبی در حاشیه نشست «دموكراسی در بستر دین رحمانی» كه از سوی انجمن اسلامی‌ دانشجویان دانشكده فنی دانشگاه تهران برگزار شده بود، درباره لیست انتخاباتی حزب اعتماد ملی گفت:«درحال حاضر تلاش می‌كنیم تا لیست انتخاباتی در استان تهران مشخص شود و برای شهرستان‌ها نیز به زودی اعلام می‌كنیم و در یك مصاحبه كلی اسامی‌ لیست كاندیدای حزب اعتماد ملی در شهرستان‌ها را اعلام خواهیم كرد.» وی ادامه داد: «در آن مصاحبه اعلام می‌كنیم در كدام حوزه‌ها محدودیت داریم و در كدام حوزه‌ها می‌توانیم حضوری فعال داشته باشیم.»
كروبی در پاسخ به این سوال كه اعلام شده بود تعداد كاندیدا‌های شما 160 نفر است، آیا این تعداد افزایش پیدا كرده یا خیر؟ اظهار كرد: «در برخی از شعبه‌ها احتمال این وجود دارد كه برخی كاندیدا‌ها تایید صلاحیت شوند و در لیست حزب اعتماد ملی قرار بگیرند. قطعا تغییری از این تعداد كه اعلام شده صورت گرفته ولی من تعداد دقیق آن را نمی‌دانم.» دبیركل حزب اعتماد ملی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینكه آیا كاندیدا‌های حزب اعتماد ملی می‌توانند 50 درصد آرا را كسب كنند یا خیر؟ تصریح كرد: «این مسئله مد نظر ما قرار داشته ولی باید بنشینیم تا نتایج انتخابات مشخص شود و نمی‌توان در این خصوص به روشنی اظهارنظر كرد.» وی درباره نگرانی‌های خود در هشتمین دوره انتخابات مجلس تصریح كرد:«ما در ابتدا پیش‌بینی مثبت‌تری نسبت به انتخابات و تایید صلاحیت كاندیدا‌ها داشتیم، ولی پس از مدتی كه تعدادی از كاندیدا‌ها رد صلاحیت شدند نگرانی ما بیشتر شد، ولی امروز وضعیت بهتر شده و خوشبین‌تر هستیم.» دبیركل حزب اعتماد ملی در پاسخ به این سوال كه نظر شما در خصوص تقسیم‌بندی اصلاح‌طلبان به میانه‌رو و تندرو چیست؟ گفت: «من در این خصوص نظر خاصی ندارم. برخی معتقدند كه ما هیچ طیف تندرو و یا میانه‌رو نداریم، برخی هم معتقد هستند كه می‌توان این تقسیم‌بندی را انجام داد، ولی عده‌ای معتدل هستند و سنجیده‌تر عمل می‌كنند.»
كروبی در پاسخ به این سوال كه به نظر شما احزاب و گروه‌ها با چه تعداد لیست در این دوره از انتخابات حاضر خواهند شد؟ خاطرنشان كرد: «چیزی كه مشخص است حزب اعتماد ملی، ائتلاف اصلاح‌طلبان و ائتلاف مردمی اصلاح‌طلبان‌ سه جریان در اصلاحات هستند كه لیست ارائه خواهند داد، البته اكثریت كاندیدا‌ها یكی هستند، ولی تفاوت‌هایی نیز وجود دارد.» دبیركل حزب اعتماد ملی با تاكید بر اینكه مشتركات فراوانی بین این سه گروه وجود دارد، اظهار كرد: «در كنار این جریان‌ها مجمع متخصصین ایران اسلامی‌ از كاندیدا‌های ما استفاده می‌كنند و حتی جریان حزب‌الله كه توسط آقای خرازی هدایت می‌شود از نیرو‌های ما برای حضور در این انتخابات استفاده كرده‌اند و باید ببینیم جریان راست چگونه لیست خواهد داد.»
 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

پرسش و پاسخ با دانشجویان
پس از سخنان كرباسچی، دانشجویان و حاضران در محل، پرسش‌های خود را با او در میان گذاشتند. دبیركل حزب كارگزاران سازندگی درباره چشم‌انداز مجلس آینده گفت: «اگرچه اكثر اصلاح‌طلبان شناخته شده ردصلاحیت شده‌اند اما من به نتیجه انتخابات بدبین نیستم.» وی افزود: «اگر چهره‌ها و احزاب معتدل و میانه‌روی جریان اصلاحات با محوریت آقایان هاشمی، خاتمی و كروبی جبهه‌ای را تشكیل می‌دادند و چهره‌هایی كه به هیچ عنوان امكان ردصلاحیت آنها وجود نداشت را به میدان می‌آوردند، امكان اكثریت یافتن اصلاح‌طلبان در مجلس هشتم كاملا محتمل بود.» كرباسچی با تاكید بر لزوم تقویت تحزب در كشور، تصریح كرد: «شترسواری دولا دولا نمی‌شود. قبح تحزب باید از بین برود زیرا دموكراسی بدون وجود احزاب امكان ندارد.» وی «ناامیدی» و «از دست دادن آمادگی» اصلاح‌طلبان را بخشی از نتایج ردصلاحیت‌های گسترده دانست و این مسائل را باعث «تقویت جبهه تحریم انتخابات» عنوان كرد. شهردار اسبق تهران بر این مبنا تاكید كرد: «اگر دانشگاه و دانشجویان اراده كنند و مردم را به حضور در صحنه و رای دادن به مخالفان ردصلاحیت‌ها ترغیب كنند، بعید نیست مجلس هشتم در اختیار اصلاح‌طلبان قرار بگیرد.» دبیركل حزب كارگزاران سازندگی با انتقاد از کسانی كه به غیر حزبی بودن انتخابات افتخار می‌كنند، اظهار داشت: «انتخابات غیرحزبی، انتخاب واقعی نیست بلكه احیانا می‌تواند نوعی عوام فریبی باشد.» وی افزود: «انتخابات حزبی، انتخاباتی برنامه‌محور است و به مردم امكان می‌دهد تا در پایان دوران نمایندگی از حزب پیروز در قبال عملكردش پاسخ بخواهند اما نمی‌توان از اشخاص مستقل انتظار پاسخگویی داشت.»
كرباسچی همچنین با انتقاد از سخنان احمدی‌نژاد درباره روش‌های جدید در اداره كشور، خاطرشان كرد: «آقای رئیس‌جمهور در سخنان خود مرتب بر روش‌های جدید در اداره كشور تاكید دارند اما اینكه این روش‌ها چیست، من نمی‌دانم.» وی در رابطه با حضور حزب كارگزاران در انتخابات مجلس شورای اسلامی، گفت: ما باید بالاخره در كشور دنبال تشكیل جبهه واحد و بزرگی باشیم؛ چرا كه از احزاب كوچك و جدا چیزی عاید نمی‌شود. اگر هم احزاب حضور داشته باشند در مقطع انتخابات باید جبهه‌های بزرگ تشكیل شوند. برای آنكه حرف كلان را با مردم مطرح كرده و مردم بر این اساس انتخاب كنند. كرباسچی در پاسخ به این پرسش كه چرا حسن روحانی در انتخابات مجلس شركت نكرد؟ گفت: آقای روحانی اشتباه كرد كه در انتخابات شركت نكرد؛ چون ایشان فردی شناخته شده و دارای سخنان معقولی هستند. وی ادامه داد: در جلسه‌ای كه با آقای هاشمی داشتیم ایشان نیز به شدت دلخور بودند و می‌گفتند كه آقای روحانی باید در صحنه‌ انتخابات حضور پیدا می‌كردند. دبیر كل حزب كارگزاران سازندگی، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینكه رویكرد این حزب در رابطه با عضوگیری چیست؟ و چرا حزب كارگزاران كنگره‌هایی برگزار نمی‌كند؟ گفت: این اشكال به ما وارد است. ما باید عضوگیری گسترده‌تری كرده و كنگره تشكیل دهیم، اما معذورات زیادی برای ما در عضوگیری وجود دارد. در مقاطع مختلفی تلاش كردیم كه عضوگیری انجام دهیم، اما این اتفاق رخ نداد. ما پرهیز داریم از اینكه جریان حزب بخواهد در جریان یك بازی سیاسی القایی از بیرون قرار گیرد كه متاسفانه گاهی این اتفاق رخ می‌دهد ولی امیدواریم در آینده نزدیك كنگره حزب برگزار شود. كرباسچی تاكید كرد: حزب كارگزاران در انتخابات همراه با جبهه اصلاحات است، اما تلاش می‌كند تا تندروی و حرف‌های اشتباه كمتر مبنای تصمیم‌گیری باشد. باید همه در حال حاضر به سمت جبهه واحد كه به نقادی روش‌های جاری كشور معتقد است حركت كرده و اگر اختلافی داریم آنها را با صحبت و صبر و حوصله حل و فصل كنیم. وی ادامه داد: حزب كارگزاران همراه جبهه‌ اصلاحات تلاش می‌كند این جبهه در انتخابات حضور بهتر داشته و شخصیت‌های جامعی در انتخابات باشند. دبیر كل حزب كارگزاران ایران اسلامی، در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینكه از روزنامه‌ هم‌میهن چه خبر؟ گفت: روزنامه هم‌میهن بعد از انتشار ‌٤٢ شماره توقیف شد. اول گفتند دادگاه اشکال داشته بعد گفتند دادگاه درست بوده و شكایت شده. هفت جلسه ما را خواسته و توضیح دادیم و گفتند كه قرار است استعلامی از جاهایی انجام گیرد اما چند ماه است كه از این نامه خبری نیست. كرباسچی در پاسخ به پرسشی در مورد اینكه خط قرمز جریان اصلاح‌طلبان برای شركت یا عدم شركت در انتخابات چیست؟ گفت: شركت نكردن در انتخابات باید در شرایطی باشد كه ما را به هدف‌مان نزدیك كند تا تاثیری برای رسیدن به آن آرمان‌ها داشته باشد. وقتی كسی حرف از شركت نكردن می‌زند واقعا باید تعداد آراء و امكانات در اختیارش به گونه‌ای باشد كه تاثیر چشمگیری بگذارد تا بتواند راجع به این مسئله فكر كند. وی با تاكید بر اینكه در شرایط كنونی قهر با انتخابات امكان ندارد و مفید نیست، گفت: این همبستگی و پیوستگی در جبهه نیست كه این تصمیم را بگیرد و تاثیرگذار باشد. ممكن است اگر این تصمیم تاثیرگذار باشد ابزار خوبی برای جلوگیری از اجحاف‌ها باشد. هر گاه اثر شركت نكردن برای رسیدن به اهداف بیشتر باشد می‌توان روی آن فكر كرد ولی در حال حاضر این اهداف نیست و تاثیری ندارد. شهردار اسبق تهران در مورد ارزیابی‌اش نسبت به لیست اعتماد ملی و ائتلاف اصلاح‌طلبان و یكی شدن آنها، گفت: تلاش شده كه لیست واحدی ارائه شود. فكر می‌كنیم آقای كروبی و دوستان اصلاح‌طلب بهتر است اختلافات جزیی بر سر افراد و مسائل را در شرایط كنونی كنار گذاشته و یك لیست واحد متشكل از همه افراد شكل گیرد. تاكنون تلاش زیادی در این زمینه صورت گرفته و تا حدودی موفق شده‌ایم. لیست ‌٢٣ نفره‌ای كه تعداد قابل توجهی از آنها افراد لیست اعتماد ملی هستند وجود دارد. هر چه این فاصله‌ها و اختلافات كمتر باشد به مجموعه‌ای كه در كل كشور تاثیرگذار باشد نزدیك‌تر می‌شویم. دبیر كل حزب كارگزاران سازندگی در پاسخ به این پرسش كه در حال حاضر یك جریان سعی دارد جریان دیگری را در جامعه حذف كند باید چه كاری انجام داد تا این جریان كمرنگ نشود، گفت: هیچ جریانی نمی‌تواند یك جریانی كه مبتنی بر عقل و منطق و فكر در جریان سیاسی كشور است را حذف كند. با روی كارآمدن دولت و عملكرد ‌٥/٢ ساله‌ بسیاری از حرف‌های جبهه‌ اصلاحات و نیروهای معتدل و كارشناس در زمینه سیاسی و اقتصادی ثابت شد. كرباسچی با تاكید بر اینكه در جریان اجتماعی نمی‌توان یك فكر را حذف كرد ولی ممكن است فردی را حذف كرده اما مطمئنا كس دیگری به جایش می‌روید، گفت: در این مجلس هفتم كسانی از جبهه راست حضور پیدا كرده كه حرف‌های تندتری از جبهه اصلاحات می‌زنند. اگر قرار بود یک جریان فکری حذف شود باید این قضیه قبل از انقلاب رخ می‌داد. آنهایی كه فكر می‌كنند می‌توانند یك جریان را در كشور حذف كنند در اشتباه هستند. شهردار اسبق تهران، در پاسخ به این پرسش كه دوران تصدی شما در شهرداری را با دوران فعلی چطور ارزیابی می‌كنید؟ با بیان اینكه برای شهرداری یك برنامه مدون در سال‌های ‌٦٨ تا ‌٧٧ تدوین شد، ابراز عقیده كرد: در چند سال شورای اول و در دوره شهرداری آقای احمدی‌نژاد این برنامه نادیده گرفته شد. حتی در روش و مسائل ملموس بود. در حال حاضر به نظر می‌رسد برخی از پروژه‌ها به سمت برنامه‌های واقعی و علمی حركت می‌كند اما اینكه چقدر روش‌ها و مدیران توان دارند و به خوبی كار می‌كنند مرور زمان باید در این زمینه نظر دهد. كرباسچی در پایان در پاسخ به پرسش یكی از حضار مبنی بر اینكه شما برای آزادی سه دانشجوی دانشگاه امیركبیر و دانشجویان بازداشت شده چه كرده‌اید؟ گفت: بنده از بازداشت این دانشجویان و به طور كلی زندان رفتن هرکس بسیار متاثرم و تنها كاری كه می‌توان كرد این است كه در گوشه‌ای مطلبی نوشته شود. در حال حاضر كاری از دست من ساخته نیست، اما امیدواریم همه زندانی‌ها به خصوص این دانشجویان آزاد شوند.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

دبيركل حزب كارگزاران سازندگي با بيان اينكه حسن روحاني اشتباه كرد كه در انتخابات شركت نكرد، گفت: آقاي هاشمي هم از عدم شركت روحاني در انتخابات دلخور است.

غلامحسين كرباسچي بعد از ظهر امروز يكشنبه در نشست انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران در ابتداي سخنان خود گفت: من خوشحال هستم كه به بهانه انتخابات آستانه تحمل مجموعه‌ها بالا مي‌رود و افرادي مانند من را دعوت مي‌كنند و با اين جلسات ياد سال‌هاي 50-52 مي‌افتم كه در دانشگا‌ه‌ها شاهد برخوردهاي انقلابي آن روز بودم.

وي در ادامه سخنانش گفت:‌ ما هميشه دغدغه‌مان در اين جلسات اين بوده است كه آيا فضاي فكري كه قرار است در آن صحبت كنيم باب ميل گوينده و شنونده هست يا خير؟

وي با اشاره به شركت در انتخابات و فايده آن گفت: سه تصور وجود دارد؛ برخي معتقدند كه برويم و به عنوان يك وظيفه و يك تكليف اسلامي در انتخابات شركت كنيم و بحث ديگري كه هست اينكه در انتخابات نگاه كنيم و ببينم كه اين بستر يك كار آرماني است و بايد به آن به عنوان يك كار آرماني نگاه كرد يا يك كار سياسي.

كرباسچي در ادامه گفت: در واقع انتخابات همان طور كه يك امر سياسي است بايد به عنوان يك سياست‌ورزي به آن بپردازيم. اگر به انتخابات به عنوان يك بستر سياسي نگاه كنيم شايد بتوان با يك نگاه قانوني‌تري در مورد شركت كردن يا نكردن در آن تصميم گرفت.
شهردار اسبق تهران با اشاره به رد صلاحيت‌هاي صورت گرفته در انتخابات گفت: اينگونه مسايل در تاريخ 29 ساله انقلاب بي‌سابقه بوده و حتي خيلي از شخصيت‌ها و نمايندگاني كه در مجلس هفتم حضور داشتند رد صلاحيت شده‌اند.

وي در ادامه تصريح كرد: بايد براي كار سياسي به سياستمداران قابل اعتماد روي بياوريم.

كرباسچي در ادامه گفت: سياست‌ورزي يك فرض نسبي است و بايد هر دو طرف كار را بسنجيم كه هر كاري چه عواقبي دارد. مثلا رأي دادن و يا حتي رأي ندادن و يا شركت كردن يا شركت نكردن در انتخابات چه عواقبي مي‌تواند داشته باشد.

وي با اشاره به تاييد صلاحيت‌هاي صورت گرفته گفت: در اين دوره از تاييد صلاحيت‌ها تلاش شد كه يك مجموعه هماهنگ با دولت، وارد مجلس شود و كار اصولي اين است كه ما بايستيم و جوري شركت كنيم كه اين افراد نتوانند صندلي‌هاي مجلس را اشغال كنند.

وي در ادامه گفت: ما در مقام انتخاب بايد يك مقابله به مثل داشته باشيم و به عنوان فعال سياسي فردي را انتخاب كنيم تا با دولت هماهنگ نباشد.

دبيركل حزب كارگزاران گفت: ما ساختارشكن هستيم ولي به گونه‌اي عمل نمي‌كنيم كه براي نظام مشكلي به وجود آيد.

وي با اشاره به نحوه شركت اصلاح طلبان در انتخابات گفت: كار ما اشكال دارد، عقيده من اين است كه ما مي‌بايست تمام نيروهاي همفكر خود را كه براي اداره مملكت كه با اعتدال و ميانه‌روي حركت مي‌كنند در قالب يك جبهه متحد وارد مي‌كرديم و نيروهايي را كه امكان رد شدن آنها زياد بود را نمي‌بايست وارد انتخابات مي‌كرديم.

كرباسچي در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه تحليل شما از شركت نكردن آقاي روحاني در انتخابات چيست؟ گفت: آقاي روحاني اشتباه كردند كه در انتخابات شركت نكردند چرا كه طرح‌هاي ايشان طرح‌هاي جدي است و انتقادهاي زيادي را به دولت دارد و حتي آقاي هاشمي هم از عدم شركت ايشان در انتخابات دلخور بودند.

وي در پايان سخنانش درباره تحريم انتخابات مجلس هشتم گفت: تحريم زماني تاثيرگذار است كه همه افراد مختلف اصلاحات حاضر به تحريم انتخابات شوند در غير اين صورت تحريم يك نفر يا ده نفر هيچ تاثيري نخواهد داشت.

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

یاد یاد انتخابات مجلس ششم به خیر.. اصلاح طلبان جوان تازه به قدرت رسیده سرمست از پیروزی رییس جمهور منتخبشان به فکر به دست آوردن اکثریت مجلس، زمین و زمان را با شعار اصلاح طلبی به لرزه درآوردند تا خاتمی را مجلسی یاور و همراه باشد. اصولا مهم نبود بهزاد نبوی در لیست شما باشد یا فردی گمنام و ناشناخته از دیاری دورتر.. مهم این بود که نامت در لیست مشارکتی ها باشد تا به قول عباس خورشیدی با اتوبوس مشارکتی ها راهی مجلس شوی..
ارومیه ما نیز چنین بود اما اندکی غریبتر و مغرورانه تر.. با اینکه 3 صندلی در مجلس از آن شهر ماست اما مشارکتی ها چهار نفر در لیست شان گنجاندند تا به ارومیه ای ها بگویند شهرتان محل کثرت اصلاح طلبان است و خود به وظیفه عمل کنید و انتخاب کنید سه نفر اصلح را.. تو گویی حاج حمید صداقت پیشه را جایی نبود اما محمود عزیز تر از جان را اصلاح طلبان در صدر لیست شان گنجاندند تا بعدها بلای جان شان باشد که برای اصلاح طلبان درسی باشد که اصلاح طلبی به ریشه است نه پیشه..
اکنون اما زمانه زمانه اصول گرایی است و سخن از خدمت است آن هم با رایحه دل انگیز خوشش.. اما چرخ گردون گردید و گردید و نسل جدید اصول گرایان با بی پروایی نماد و نشان اصول گرایی را راه ندادند در جمعشان و جواد جهانگیرزاده که انصافا آبرو و سرمایه اصول گرایی است بیرون از گود باشد و تخریب ناجوانمردانه بر علیه اش صورت گیرد آن هم به نام اصول گرایی.. شاید الفاظ معانی شان را از دست داده اند اما مگر ذهن ها نیز کند گردیده اند که فراموش کنند جواد عمر و آبرو برای این جریان داده و مگر می شود جواد نباشد در لیستی که منتسب به نام و راه اصول گرایی است؟
دیشب اما ورق برگشت و تجربه گران بها و ارزشمند جهانگیرزاده نتیجه داد و نامش رسما در لیست جبهه متحد اصول گرایی آمد تا باشد که دگر ارزش سرمایه و شان و منزلت آدمیان حفظ شود. اما مردمی که علاقه مند به این جریان هستند باید انتخاب کنند چون راهی ندارند و از بخت بد ما 3 صندلی برایمان در نظر گرفته اند. روزگاران گذشته مردم، جوان اصلاح طلب گمنامی را حذف کردند شاید اینبار نیز نام گمنامی دگر از این جریان حذف گردد. بازی انتخابات در ارومیه روز به روز زیبا و زیباتر می شود مخصوصا میزان الحراره آن با ورود نادر رسما به حد اعلی رسیده لیکن شک نکنید نتیجه این انتخابات از آن پدیده هاست.. نام جهانگیرزاده دیشب رسما در لیست جبهه متحد اصول گرایی آمد تا بازی از نو آغاز شود..

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

كنفرانس ملی چشم‌انداز 20 ساله و الزامات سیاست خارجی توسعه‌گرا با حضور اساتید دانشگاه و صاحب‌نظران در مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت نظام و با سخنرانی حسن روحانی، رئیس این مركز برگزار شد. دومین كنفرانس مسائل و مشكلات روند حركت ایران به سوی اجرایی كردن سند چشم‌انداز 20 ساله از دریچه ابعاد گوناگون سیاسی و اقتصادی توسط سخنرانان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. حسن روحانی رئیس مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و نماینده فعلی مقام معظم رهبری در این شورا در سخنانی به نقد و بررسی سیاست‌ها و رویكردهای نظام در تحقق اهداف سند چشم‌انداز و سیاست خارجی توسعه‌گرا پرداخت. روحانی با اشاره به اینكه در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 بحث‌های بسیاری در خصوص بحث رشدمحوری و یا بسط‌محوری یا حفظ‌محوری مطرح شد،‌ گفت: در آن مقطع مسوولان دفاعی و امنیتی و برخی مسوولان سیاسی می‌گفتند باید حفظ‌محور باشیم و اساس استراتژی ما را قدرت تشكیل دهد. در مقاطعی هست كه قدرت و توسعه در كنار هم قرار می‌گیرند و یا یكی مبنای دیگری می‌شود، اما اینكه در فكر قدرت هستیم یا توسعه دو مقوله متفاوت است كه باید یكی را برگزینیم. روحانی همچنین با تاكید بر لزوم حضور مردم برای تحقق اهداف چشم‌انداز گفت: ملت 70 میلیونی ایران باید برای اجرای این سند به صحنه بیایند چرا كه داریم به ایران 1404 و توسعه‌یافته نگاه می‌كنیم. اگر بناست 70 میلیون جمعیت به صحنه بیایند، شما نمی‌توانید كرامت این 70 میلیون را مورد تهدید قرار دهید. باید تك‌تك آنها را محترم بدانید. نمی‌توان 100 نوع تقسیم‌بندی در ساختار جامعه صورت داد. اگر بخواهیم به اهداف چشم‌انداز برسیم باید 70 میلیون ایرانی دست به دست هم بدهند. این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنانش با بیان اینكه ما به دولت كارآمد نیاز داریم، اظهار داشت: منظور من دولت به معنای عام است، ما باید مجلس، قوه قضاییه و هیات وزیران كارآمد و مسوول داشته باشیم كه در پایان هر سال بگوییم آقای دولت از این چشم‌انداز قرار بود یك‌بیستم آن انجام شود؛ اگر شده است كه چه خوب و اگر نشده است چرا؟ و در صورت نیاز به جبران بپردازیم، اما متاسفانه هر فردی كار خودش را می‌كند. براساس سند چشم‌انداز، باید رشد سالانه ما هشت درصد می‌شد، اما نشده است، چرا؟ قدیم‌ترها همه‌چیز را به گردن نفت می‌انداختند، اما این بهانه از ما گرفته شد و امروز قیمت نفت به بالای 90 دلار رسیده است. می‌ترسم بگویند نفت چون گران شده است نمی‌شود كاری كرد.

روحانی در ادامه سخنان خود ضمن صحه گذاشتن بر نفوذ ایران در كشورهای منطقه و تاثیرگذاری ایران در صحنه بین‌المللی گفت: همه كشورها نفوذ ایران در عراق، افغانستان، لبنان و كل منطقه را قبول دارند و ما به لحاظ ژئوپلیتیك و ژئواكونومیك و ژئواستراتژیك كشوری ثروتمند هستیم، اما در عین حال از لحاظ علمی و فناوری و صنعت جایگاهی متوسط داریم. دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی در ادامه با اشاره به تلاش ایران برای دستیابی به فناوری هسته‌ای با طرح این مسئله كه دنیای امروز دنیایی است كه فناوری پیشرفته را به آسانی در اختیار دیگران قرار نمی‌دهد، گفت: آنها این فناوری‌های پیشرفته را انحصاری متمركز و توام با بخل در اختیار دارند، اگر احساس كنند كشوری می‌خواهد سایر بازیگران را حذف كند علی‌القاعده در برابرش می‌ایستند و فشار وارد می‌كنند. روحانی در ادامه با تاكید بر اینكه باید از یك سیاست خارجی خوب استفاده كنیم، گفت: نباید حرف‌هایی بزنیم كه تكبیرآفرین باشد یا درشت‌گویی كنیم. سیاست خارجی یعنی راه و روش سلوك با دنیا كه نتیجه آن یا تهدیدی را كم، یا منفعتی را جلب كند. وی در ادامه با طرح این سوال كه بالاخره ما به دنیا نیاز داریم یا نداریم؟ گفت: ما كشوری هستیم كه می‌خواهیم به توسعه برسیم و البته درون‌گرا هم هستیم. خوب این اگر شدنی است انجامش دهید، اما اگر شدنی نیست باید راهی برای تعامل پیدا كرد. در دنیا هنجارها و رفتارهایی وجود دارد، البته نه به این معنا كه در برابر هنجارهای دنیا تسلیم محض باشیم اما با جنگ مداوم هم نمی‌توانیم به نتیجه برسیم. ما هنوز درباره برخی كلمات «مثل مرعوب نگردید»، «تسلیم نشوید»، «بایستیم» و «به دنیا بفهمانیم» تفاهم نكرده‌ایم. نمی‌توان با تحكم و داد به دنیا چیزی را فهماند، بلكه باید آرام آرام با منطق با دنیا برخورد كرد. روحانی در ادامه سخنان خود با طرح این سوال كه مرز بین تعامل، تقابل و تسلیم چیست و آیا توانسته‌ایم درباره این واژه‌ها به تفاهم برسیم، گفت: یك روزی وقتی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صحبت می‌كردیم در روزنامه‌ها می‌گفتند اینها دارند اسرار نظام را بیرون می‌برند. یك روز می‌گفتند البرادعی را به كشور راه ندهید، روز دیگر می‌گفتند هر چه كه البرادعی بگوید درست است. در حالی كه برخی معتقد بودند این آقای البرادعی پدرش پالان‌دوز است و نباید به او این‌قدر بها داد. ما هنوز نتوانسته‌ایم به یك تفاهم با هم در این مسائل برسیم. یك بار می‌گفتند با این غرب كافر ننشینید و حرف نزنید، اینها خائن هستند، یك روز هم گفتند این جاسوس‌های غربی چه آدم‌های خوبی هستند و چه گزارش خوبی داده‌اند؛ علت این تضادها چیست؟ ما خودمان هنوز به یك تفاهم نرسیده‌ایم كه تعامل یعنی چه؟ در سند چشم‌انداز از تعامل سازنده و موثر نام برده می‌شود، خب معنی این چیست؟ وی ادامه داد: بعضی‌ها فكر می‌كنند در سیاست خارجی دائم باید اعلام مواضع كنیم اما آیا مذاكره و مبادله افكار را هم نیاز داریم یا نه؟ آیا راه برای چانه‌‌زنی وجود ندارد؟ البته كه برخی كشورهای غربی و آمریكا با ما دشمن هستند اما پیغمبر با كفار هم معاهده امضا و صلح كرد. باید شرایط، موقعیت و اهدافمان را ببینیم. باید اصل زمان و مكان مورد توجه قرار گیرد. این گونه نیست كه زمان و مكان تنها برای فقه باشد، بلكه برای سیاست و استراتژی و اهداف ملی هم نیاز است. روحانی گفت: آیا ما حاضریم از جیب سیاست خارجی چیزی را برای توسعه خرج كنیم؟ این كه می‌گوییم استراتژی ملی‌مان و چشم‌انداز 20 ساله‌مان بر مبنای توسعه است آیا حاضریم به این توسعه سوبسید هم بدهیم؟ رئیس مركز تحقیقات استراتژیك با طرح این سوال كه آیا شرایط جهانی نسبت به جمهوری اسلامی در روزی كه سند چشم‌انداز به تصویب رسید این‌گونه بوده است و امروز چگونه است؟ گفت: بررسی كنیم كه سیاست خارجی كشورهای منطقه در طول چند سال گذشته، با دنیا چگونه بوده است و یا در چه مواردی ما تعامل سازنده و موثر داشتیم و در چه مواردی نداشتیم.
روحانی در ادامه طرح سوالات مسلسل‌وار خود پرسید: ما می‌خواهیم برای دنیای اسلام الهام‌بخش باشیم. آیا همه منطقه و دنیای اسلام چشم‌شان به تهران و ایران است؟ آیا مالزی، اندونزی و كشورهای عربی از ایران نسخه می‌گیرند؟ در رابطه با الهام‌بخشی كجا هستیم؟ آیا ما در سیاست خارجی می‌خواهیم همچنان سیاست ابهام را برگزینیم یا شفافیت؟ آیا می‌خواهیم به گونه‌ای رفتار كنیم كه رفتارمان برای دنیا قابل پیش‌بینی باشد یا نه؟
روحانی سپس ادامه داد: البته قابل پیش‌بینی بودن یا نبودن خواصی دارد، اما فكر می‌كنم تعامل سازنده و موثر با قابل پیش‌بینی نبودن جمع نمی‌شود. آیا ما می‌خواهیم دنیا و منطقه از ما بترسند و یا دنیا مجذوب ما باشد و هر روز ترسناك‌تر باشیم یا جاذبه‌دارتر؟ ممكن است كسی به كسی احترام بگذارد از آنجایی كه از او می‌ترسد، چراكه فكر می‌كند او چاقو در دست دارد و ممكن است كسی به كسی احترام بگذارد به خاطر اخلاق، دانش و سایر خصوصیات دیگر. حسن روحانی سخنان خود را با طرح یك سوال دیگر به پایان برد. وی ضمن طرح این پرسش كه آیا رفتار ما باید به گونه‌ای باشد كه دنیا احساس كند ما برای نوعی از انعطاف و در مباحث چانه‌زنی آمادگی داریم یا نه گفت: آیا خودمان را در دنیایی بهتر و ایران بهتر می‌خواهیم یا ایرانی بهتر در برابر دنیایی زبون و قدار. و اینكه آیا ایران می‌خواهد در فضایی امنیتی باشد یا غیر امنیتی؟
محمود سریع‌القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی، دیگر سخنران این كنفرانس بود. سریع‌القلم در سخنانی با تاكید بر اینكه رویكرد سیاست خارجی بهره‌گیری از همه ظرفیت‌هاست، گفت: اگر نمی‌توانیم در سیاست خارجی یا توسعه‌یافتگی به اجماع برسیم به این دلیل است كه سه راه متفاوت و متضاد را پیش گرفته‌ایم كه در نهایت به بافت جمهوری اسلامی بازمی‌گردد. اگر شما چند ماهی در ژاپن به سر ببرید می‌بینید كه 95 درصد مردم ژاپن از سرچشمه‌های مشتركی نشات می‌گیرند. اختلاف در جامعه ژاپن حول روش‌های رسیدن به اهداف است و در اهداف صد سال است كه به فهم مشترك رسیده‌اند، اما در ایران اگر ده نفر كنار خیابان ایستاده باشند و در مورد یك موضوع صحبت كنند می‌بینید كه هر كدام از آنها جهان‌بینی متفاوت و خاص خود را دارند.
این استاد دانشگاه در ادامه سخن خود با ذكر این نكته كه ما هنوز به لحاظ تاریخی نمی‌توانیم همگی در چارچوب جمهوری اسلامی به یك نتیجه واحد برسیم، تصریح كرد: در كشور ما اینگونه است كه اگر سیاست خارجی بخواهد دوام بیاورد باید این ظرفیت را داشته باشد كه در طول یك روز پنج‌بار جهان‌بینی‌اش را عوض كند. معتقدم به لحاظ علمی ما ایرانی‌ها از نظر تاریخی درست عمل می‌كنیم. اختلافات نشان می‌دهد كه باید به سمت یك هارمونی همان‌گونه كه در آلمان، كانادا و اسپانیا و یا امارات متحده عربی وجود دارد، برویم.
ابراهیم متقی، دیگر سخنران این كنفرانس نیز با اشاره به این نكته كه ایران براساس سند چشم‌انداز باید در سال 1404 قدرت اول منطقه باشد، گفت: تحقق این مسئله نیازمند آن است كه روندهای سیاست خارجی در كشور متعادل و هماهنگ شود. چالش اساسی در سیاست خارجی كه مانع اثربخشی آن است برگشت‌پذیر بودن سیاست خارجی است، یعنی با تغییرات سیاسی شدید جهت‌گیری‌ها همراه می‌شود.
وی درباره مولفه‌های موثر در برگشت‌پذیر بودن سیاست‌ها گفت: وجود جلوه‌هایی از پوپولیسم در سیاست خارجی از جمله این مولفه‌هاست. وقتی در فضای داخلی كشور با پوپولیسم مواجهیم این فضا خود به خود به سیاست خارجی هم منتقل می‌شود. متقی گفت: یك طیف زمانی كه به حوزه سیاست داخلی وارد می‌شود و تمامی روندهای گذشته را تغییر می‌دهد بدون آنكه الگوی خاصی را ایجاد كند جای خود را به طیفی دیگر می‌دهد كه فضا را رادیكال‌تر می‌كند و یا با تغییرات جدی روبه‌رو می‌كند. وی گفت: متاسفانه بیش از آنكه در این حوزه در قالب منافع ملی و ساختاری قرار داشته باشیم با نشانه‌هایی از ژورنالیسم و رفتارهای هیجانی مواجهیم، كنش هیجانی ما صرفا مربوط به یك حوزه و گروه نیست، زمانی كه طیفی می‌خواهد یك موج ایجاد كند ناچار است ادبیات و مفاهیمی را استفاده كند كه به جای آنكه تهدید را بیرونی تلقی كند فضا را به عرصه داخلی می‌كشاند و هركسی را كه در دسترس نزدیك‌تر او باشد در مرحله حذف قرار می‌دهد.
در ادامه این كنفرانس عباس ملكی به عنوان سخنران دیگر این كنفرانس به طرح دیدگاه‌ها و نظرات خود پرداخت.
وی با بیان اینكه یكی از عناصری كه جامعه دموكراتیك را تعریف می‌كند، میزان مشاركت مردم در فرآیند سیاستگذاری است، افزود: هر قدر این مشاركت بیشتر باشد این احتمال افزایش می‌یابد كه نهادهای جامعه در معرض تقاضاهای متعارض مردمی قرار گیرد. سیاست خارجی یك كشور برآیند فرآیند پیچیده و چند وجهی تصمیم‌گیری است كه تعداد متعددی از دستگاه‌های دولتی و غیردولتی در آن دخالت دارند.
محمد نهاوندیان، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن نیز در فرصت مقتضی دیدگاه‌های خود را درخصوص سیاست خارجی توسعه‌گرا در سند چشم‌انداز بیست‌ساله مطرح كرد. وی با طرح این سوال كه سیاست خارجه توسعه‌گرا چگونه اندازه‌گیری می‌شود و آیا سیاست خارجی ما موفق است یا نه اظهار داشت: مسائل كیفی قابل اندازه‌گیری نیستند و وقتی وارد این مفاهیم می‌شویم آن وقت دیگر كسی نمی‌تواند از ما سوال كند كه مثلا اندازه عزت چقدر است. اما اگر بتوانیم برای آن شاخص تعیین كنیم، می‌توانیم به نتایج ملموسی دست پیدا كنیم. رشد این مزیت اضافی را دارد كه توفیق و موفقیت سیاست خارجی را قابل اندازه‌گیری می‌كند. سیاست خارجی ما زمانی موفق است كه فعال اقتصادی احساس كند زیر این پرچم می‌تواند به بازگشایی‌های بیشتری در دنیا دست یابد. اینها خدمات سیاست خارجی برای توسعه است. ما برای توسعه راهی جز صادرات و جذب سرمایه برای جامعه نداریم.
نهاوندیان گفت: زمانی سیاست خارجی می‌تواند به طور ملموس برای فعالان اقتصادی مورد توجه قرار گیرد كه این شاخص‌های كیفی قابلیت اندازه‌گیری پیدا كنند و هر سال میزان پیشرفت و یا توقف در مسیر به ملت گزارش داده شود.
تك‌چهره منتقد
حسین رضوی: گزارش اخیر محمد البرادعی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی،‌ با تبلیغات گسترده‌ای از سوی دولت نهم و شخص رئیس‌جمهوری همراه شده است. احمدی‌نژاد در گفت‌وگوی تلویزیونی خود كه پس از انتشار این گزارش برپا شد، از این گزارش به‌عنوان پیروزی بزرگ یاد كرد و اعلام داشت كه جا دارد جشنی ملی بدین مناسبت برگزار شود، اما به‌دلیل همزمانی ماجرا با ایام ماه عزاداری صفر، جشن به تعویق می‌افتد. نزدیكی زمانی انتشار این گزارش با ایام تبلیغات انتخاباتی و توان اندك رسانه‌ای اصلاح‌طلبان و منتقدان منجر به‌آن شد كه عملا صدای مخالفی در برابر تبلیغات موجود شكل نگیرد و فضایی یكدست در سطح خبری و تحلیلی درباره سیاست هسته‌ای دولت و كلا سیاست خارجی احمدی‌نژاد شكل بگیرد. در این شرایط، شاید حسن روحانی را بتوان تك‌چهره‌ای دانست كه هنوز انگیزه و پتانسیل لازم را برای دفاع از عملكرد تیم هسته‌ای سابق داراست. او كه تا قبل از روی كار آمدن دولت احمدی‌نژاد، سكاندار تیم هسته‌ای ایران و عملا مرد اول سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود، اینك و پس از تحولاتی چون انتشار گزارش 16 سازمان اطلاعاتی آمریكا و گزارش اخیر البرادعی، در موضع اتهام قرار گرفته است. گویی او و تیم سیاست خارجی دولت اصلاحات، نظام جمهوری اسلامی را از موضع انقلابی خود به جایگاهی زبون و مرعوب كشانده و با بركناری آنها و حاكم شدن گفتمان و دیدگاه انقلابی در دوره احمدی‌نژاد همه چیز به نفع نظام شده است. در این شرایط، سخنرانی حسن روحانی كه روز چهارشنبه در «كنفرانس ملی چشم‌انداز 20 ساله و الزامات سیاست خارجی توسعه‌گرا» ایراد شد، پاسخی به چنین تبلیغاتی است. اشاره روحانی به تعامل بالای دولت فعلی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تغییر نگاه حاكمان كنونی و منتقدان دیروز به فردی چون البرادعی، به شكل تلویحی این مطلب را بیان می‌كند كه اگر هم موفقیتی برای تیم هسته‌ای كنونی دولت فعلی قائل باشیم، به‌دلیل بازگشت نسبی آن به مشی «تعامل» و «گفت‌وگو» در سیاست خارجی و همراهی كامل با خواسته‌ها و پاسخگویی به پرسش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است؛ وگرنه، اگر قرار بر اجرای شعارها و سیاست‌های اوایل دولت احمدی‌نژاد و حاكم شدن عملی گفتمان قهر و انزوا در عرصه دیپلماتیك بود، روشن نبود كه تا به حال چندین قطعنامه شورای امنیت صادر و كشور به چه مشكلاتی كه دچار نمی‌شد. دفاعیه روحانی از این منظر اهمیت دارد.
 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 
 
   
 
 

 

دوستان عزیز یاران همراه

صرف نظر از اینکه انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در دور اول و یا دور دوم مشخص گردد پیش بینی خود را از نتیجه نهایی انتخابات در ارومیه را اعلام دارید. اسامی کاندیداهایی که در این نظرسنجی منتشر گردیده عموما از نظر گرایش سیاسی از دو طیف اصلی سیاسی کشور یعنی اصلاح طلبان و اصول گرایان می باشند.

 

 
 
 |    نوشته شده توسط احمد رضایی
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین